حسینعلی نوذری گفت: در واقع فرهنگ حوزه بسیار متنوع و گسترده‌ای است که موضوعات اساسی را دربرمی‌گیرد. به همین دلیل مطالعات فرهنگی بسیار مناقشه‌برانگیز است.
مطالعات فرهنگی بسیار مناقشه‌برانگیز است/ زمینه‌های پیدایش تاریخ فرهنگی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «مسائل و موضوعات تاریخ فرهنگی» از سوی پژوهشکده تاریخ ایران به عنوان پنجمین پیش‌نشست «همایش تاریخ فرهنگی در ایران» با سخنرانی دکتر حسینعلی نوذری در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

حسینعلی نوذری گفت: تاریخ فرهنگی به تبع تاثیرپذیری که از رشته تاریخ دارد، در هیچ موضوعی توقف نمی‌کند و نباید هم توقف کند. نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم در اینجاست که متاسفانه در بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی در برخورد با تاریخ فرهنگی به یک مقوله یا به مقولاتی محدود منتسب می‌کنند. در حالی که تاریخ در فرایند تکامل خودش حوزه‌های مختلفی را برای خودش تعریف و تعیین می‌کند، تاریخ فرهنگی نیز به عنوان یکی از شاخه‌ها یا جوانه‌های برزده از دل تنه عظیم درخت تاریخ به طریق اولی نمی‌تواند محدود به این یا آن حوزه خاص باشد.

او افزود: چرا تاریخ فرهنگی نمی‌تواند به یک یا چند حوزه خاص محدود شود؟ به دلیل این‌که موضوع اصلی مورد مطالعه تاریخ که بعضی‌ها در این تعریف آن را موضوع اصلی مورد مطالعه تعیین نمی‌کنند یعنی فرهنگ را، نمی‌گویند موضوع اصلی مورد مطالعه تاریخ فرهنگی است، بلکه می‌گویند فرهنگ بستری است که به عنوان مادر در درون موضوع شکل گرفته و برآمده و دیده شده است. بنابراین از این رو به تعبیری وجه بسترمندی برای آنچه که حسب تعریف برای تاریخ فرهنگی به عنوان موضوع مورد مطالعه تعیین یا در نظر گرفته شده است، قائل می‌شود.

این استاد علوم سیاسی اظهار کرد: چون معتقدند این موضوع مورد مطالعه در واقع خود یک بستر است که حالت چتر فراگیر یا همان مفهوم بستر فراگیر را پیدا می‌کند. بنابراین تاریخ فرهنگی به تعبیری در ارتباط با بستری است که آن بستر در هیچ جا و هیچ موضوعی محدود نمی‌شود. تعریفی که درباره فرهنگ داریم تعریفی که نه ما بلکه دست‌اندرکارانی که در حوزه فرهنگ کار می‌کنند چه رویکردها مدرن چه پسامدرن. در واقع حوزه فرهنگ حوزه بسیار متنوع و گسترده‌ای است که موضوعات اساسی را دربرمی‌گیرد. به همین دلیل مطالعات فرهنگی بسیار مناقشه‌برانگیز است.     

حسینعلی نوذری گفت: به دلیل مناقشه‌برانگیز بودن مطالعات فرهنگی نیز اشاره خواهم کرد، چون بعضی‌ها وقتی‌ها می‌خواهند زمینه‌های پیدایش تاریخ فرهنگی را بگویند به چند جریان به عنوان جریان‌های تسریع کننده یا پیش‌برنده به عنوان ظهور و برآمدن تاریخ فرهنگی اشاره می‌کنند مثل کاستی یا ضعف و زوالی که در گفتمان‌های کلاسیک یا مدرن رخ داده یا شکست و ناکامی برخی از گفتمان‌های اساسی در تبیین پدیده‌های تاریخی و همین‌طور این جریان‌ها برشی از گذشته خود را از دست دادند.

او ادامه داد: برای مثال پیش از ظهور و برآمدن تاریخ فرهنگی به عنوان یک ژانر اساسی در حوزه تاریخ‌نگاری مدت‌ها پیش از دهه 1970 در مراتب به دوران پیش از افول مارکسیسم یا سقوط کمونیسم به عنوان یک نظام سیاسی. بنابراین اطلاق یا اتصال ضعف و کاستی در رویکردها و رهیافت‌های تبیینی و تحلیلی مارکسیستی در برخورد با وقایع تاریخی به عنوان یکی از زمینه‌های بروز و ظهور به اصطلاح تاریخ فرهنگی مقداری با شک و تردید مواجه است.

این پژوهشگر عرصه تاریخ فرهنگی عنوان کرد: بنابراین تاریخ فرهنگی با این توصیف هم خصلت بینارشته‌ای دارد هم به اصطلاح خصلت تکامل دانش تاریخ. اگر به مطالعاتی که در حوزه تاریخ‌نگاری صورت گرفته به ویژه کتاب «تاریخ‌ و نظریه اجتماعی» اثر پیتر برک نگاه کنیم در آن متوجه یک معنا می‌شویم که این روند را در حوزه تاریخ فرهنگی می‌توانیم به صورت مفصل مشاهده کنیم. به این صورت که ما چه در حوزه مطالعات تاریخ‌نگاری چه فرهنگی با ضرورت کاربرد دستکم پنج عنصر به عنوان مولفه‌های اساسی رویکردهای روش‌شناسی در مطالعه تاریخ یا علوم اجتماعی محسوب می‌شود سروکار داریم.

این پنج عنصر حسب تعریف یا ترتیبی که دارند عبارت است از مفهوم تئوری در نظریه، جایگاه نظریه‌ها در مطالعات علوم اجتماعی، الگوها، مفاهیم، روش‌ها و رویکردها در واقع به عنوان سازوکارها یا ابزارها و مکانیسم‌های به شمار می‌آیند که هم در حوزه مطالعات روش‌سناسانه هم در حوزه‌های تحلیل دیگر در رشته تاریخ و رشته‌های مختلف علوم اجتماعی و علوم انسانی به خدمت گرفته می‌شوند.
 
 حسینعلی نوذری گفت: کاربرد این عناصر پنجگانه را در مطالعات تاریخ فرهنگی هم داریم. بنابراین مطالعات تاریخ فرهنگی از این منظر مطالعاتی که فاقد الگوهای روش‌شناسی، مفاهیم محتوایی، نظریه و رویکرد یا رهیافت یا روش باشد، محسوب نمی‌شود. چون مطالعات فرهنگی بسته به این‌که کدام‌یک از مسائل و موضوعات را بخواهیم مورد توجه قرار دهیم نیاز به الگو، مفهوم، روش، نظریه و طرح مشخصی را می‌توانیم انتخاب کنیم.  

او افزود: نکته مشخصی که مربوط به مطالعات فرهنگی نباید از نظر دور بداریم این است که مطالعات تاریخ فرهنگی بی‌تردید تحت تاثیر نگرش‌های لیبرالیستی قرار دارد. به این معنا که عامل این یا آن الگوی محض جاافتاده و شناخته شده یا روش خاص با مفهوم و مفاهیمی خاص و رویکرد خاصی است. در مطالعات تاریخ فرهنگی همانند خود مطالعات فرهنگی محقق و پژوهشگر دست باز دارد بسته به نوع موضوعی که درباره آن تحقیق می‌کند چه الگو، روش، رویکرد و مفاهیمی را به خدمت بگیرد.
کد مطلب : ۳۲۸۳۱۹
https://www.ibna.ir/vdcdfj0snyt0xs6.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

تحریف تاریخ