حجت‌الاسلام غیاث‌الدین طه محمدی: رسالت علم این است که انسان را از اسارت خود برهاند و به عالی‌ترین درجه کمال برساند. سهروردی و امثال او از معدود انسان‌هایی بودند که خود را از اسارت خود آزاد کردند و خود را به عالی‌ترین مقامات انسانی رساندند.
صدوقی: فلاسفه در طول هم هستند نه در عرض یکدیگر/ محمدی: سهروردی انسان را از اسارت خود می‌رهاند
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایش ملی «بزرگداشت شیخ اشراق» توسط معاونت پژوهشی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با همکاری ستاد ملی بزرگداشت سهروردی با حضور ‏جمعی از استادان و پژوهشگران کشور، شنبه  8مردادماه ‏‏1401 به‌مناسبت روز گرامی‌داشت سهروردی در تالار اجتماعات شهید مطهری انجمن برگزار شد.

در این همایش ملی «حسن بلخاری» رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، «غلامعلی حداد عادل» رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، «محمود شالویی» دستیار ویژه وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، «احمد حسین شریفی» رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، «نجفقلی حبیبی» عضو هیأت امنای موسسه حکمت سهروردی، «منوچهر صدوقی‌سها» پژوهشگر و مدرس حکمت اسلامی، «غیاث الدین طه محمدی» رئیس بنیاد بوعلی سینا، «قاسم پورحسن» استاد دانشگاه علامه طباطبایی، «انشاءالله رحمتی» استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، «سیدمحمد علی دیباجی» استاد پردیس فارابی دانشگاه تهران، «حسن سیدعرب» عضو هیأت علمی دانشنامه جهان اسلام، «سیما نوربخش» پژوهشگر و مدرس حکمت اشراق و «سعید انواری» استاد دانشگاه علامه طباطبایی سخنرانی کردند.

 مهدی محقق به ‌عنوان سخنران دوم در این نشست سخنرانی کرد و گفت: صحبت درباره شیخ اشراق است که از اعاظم فلاسفه اسلام به شمار می‌آید و آنچه را که معرفی کرد در فلسفه اسلامی تازه و نو بود. معمولا فلسفه را به فلسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه تقسیم می‌کنند. فیلسوفان فلسفه مشاء، ابن‌سینا و فارابی هستند و چون مشی علمی داشتند به آن مشاء می‌گفتند. مشی علمی یعنی از علت به معلول پی بردن و رابطه علیت را از امتیازات فلسفه مشاء می‌دانند. اما فلسفه اشراق از مشرق آمد. فلسفه‌ای که در ایران باستان بود. 

محقق افزود: ایران باستان در فلسفه و منطق تفکر خاصی داشت بنابراین فلسفه اشراق که در ایران باستان بود فلسفه‌ای است که به سهروردی منتسب است. کسی که کشف و شهود را در برابر استدلال و عقل فلسفه مشاء آورد و فلسفه اشراق مبتنی بر شهود است.

او با اشاره با آثار سهروردی که دو جلد آن توسط کربن منتشر شد بیان کرد: از آنجایی که فلسفه اشراق از شرق و ایران باستان می‌آید ما خودمان باید بیشتر روی آثار سهروردی کار کنیم و آثارش را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم نه امثال پروفسور کربن و این موجب خوشحالیست که در تقویم ما یک روز را به این فیلسوف اختصاص داده‌اند.

سهروردی وابسته به هیچ فرقه‌ صوفیانه‌ای و تصوفی نبود
در ادامه احمدحسین شریفی رئیس موسسه آثار و مفاخر فرهنگی به ایراد سخن پرداخت و اظهار کرد: سهروردی یک صاحب سبک، مکتب و نظریه پرداز قوی فلسفی بود که به خوبی درباره پیش‌نیازهای علمی و عملی دستیابی به حکمت سخن گفته است.

او گفت: قطب‌الدین شیرزای درباره سهروردی گفته است او کسی بود که در فقه و اصول و حدیث تخصص داشت. در حکمت یونان، ایران، مصر و هند باتوجه به منابعی که در زمان خودش در اختیار داشت خیلی قوی کار کرده بود. سهروردی وابسته به هیچ فرقه‌ صوفیانه‌ای و تصوفی نبود و نگاهش به عرفان خیلی ویژه بود. فلسفه شیخ اشراق تحت تاثیر تصوف و عرفان بود اما جدیتی در تغییر اصلاحات فلسفی داشت و نمی‌خواست براساس اصطلاحات فلسفه مشاء حرکت کند.

شریفی افزود: سهروردی خیلی اهل سیر و سفر بود و با اهل تصوف مراوده داشت. اموری را استفاده کرد و بهره گرفت و تحت تاثیر صوفیه بود امام استقلال در فکر داشت و خود شیخ اشراق هم به این مساله اشاره می‌کند که «من همه مراکز علمی و اندیشه را دیدم، اکثر عمرم را در سفر گذراندم اما همدم و همفکری نیافتم. شاگردی نیز نیافتم.»

منوچهر صدوقی سها فیلسوف و عرفان‌پژوه‌‌ نیز در ادامه این نشست سخنرانی کرد و گفت: یکی از سعادت‌های شیخ شهید این است که روز شهادتش با اول محرم قرین شده است و این تاریخ شهادت او را به مبداش امام حسین(ع) متصل می‌کند.

او ادامه داد: از وقتی فلسفه مضاف به ایران آمده است یکی از گرایش‌هایش به «فلسفه‌ فلسفه» می‌پردازد که این گرایش به‌ویژه «فلسفه فلسفه‌ اسلامی» ذهن مرا خیلی به خود مشغول کرده است.

صدوقی در ادامه درباره تفکیک تاریخ فلسفه از تاریخ فلاسفه سخن گفت و افزود: موضوع تاریخ فلسفه جدا از موضوع تاریخ فلاسفه است و ارتباط فلاسفه با هم مثل طبقات یک برج است نه ویلاهایی که در عرض یکدیگر قرار گرفته‌اند و با ریختن یک طبقه طبقات دیگر هم آسیب می‌بینند و فرو می‌ریزند.

این استاد فلسفه اظهار کرد: به عقیده من اگر ارسطو نبود، ابن سینایی هم نبود و اگر شیخ اشراق نبود، ابن عربی هم نبود. پس قطعا تطابق علی و معلولی بین فلاسفه وجود دارد. ابن عربی در صاحت «فلسفه اسلامی بالمعنی الاخص» از شیخ اشراق تاثیر پذیرفته است. این فلسفه در عرض فلسفه اسلامی شکل گرفته است که نه از یونان آمده و نه از ایران. بلکه ترکیب سومی است که به آن «فلسفه اسلامی بالمعنی الاخص» می‌گویند.

تمامی فلاسفه تلاش کردند که عقل انسان بارور شود
سخنران بعدی این نشست حجت‌الاسلام غیاث‌الدین طه محمدی نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهر همدان بود که با اشاره به اینکه عالم آفرینش از یک ذره اتم تا بزرگ‌ترین آفریده‌ها همه از جلوه‌های حضرت حق هستند سهروردی را یکی از مظاهر جلوه‌های الهی دانست.

او درباره رسالت علم اظهار کرد: رسالت علم این است که انسان را از اسارت خود برهاند و به عالی‌ترین درجه کمال برساند. سهروردی و امثال او از معدود انسان‌هایی بودند که خود را از اسارت خود آزاد کردند و خود را به عالی‌ترین مقامات انسانی رساندند.

او با اشاره به اینکه حکمت متعالیه یعنی قرآن، عرفان و برهان ادامه داد: فلسفه یعنی عقل و عقل یعنی ادراک. تمامی فلاسفه تلاش کردند که عقل انسان بارور شود و بنابراین ادراک او کامل شود.

عقل سرخ خوب است با بد؟
قاسم پورحسن عضو هیات‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی سخنران بعدی همایش ملی بزرگداشت شیخ اشراق بود که اظهار کرد: سهروردی مدیون این‌سینا است ولی سهروردی است. ابن‌سینا مدیون فارابی است اما ابن‌سیناست و این نشان می‌دهد یک فیلسوف اگر می‌خواهد فیلسوف باشد، تابع نیست.

او در ادامه درباره عقل سرخ که نام اثری از سهروردی است و در آن از دغدغه‌های فلسفی و عرفانی از طریق داستان و به شیوه‌ای رمزآلود به زبان پرندگان ارائه شده است سخن گفت و افزود: عقل سرخ خوب است با بد؟ ایجابی است یا سلبی؟ خود سهروردی می‌گوید عقل سرخ اگرچه روی به جانب عقل سفید دارد اما خوب خوب نیست. زیرا اگر خوب خوب باشد باید عقل نورانی بشود. اما آنچه مهم است این است که تا عقل سرخ نباشد عقل سفیدی نخواهد بود.

پورحسن فیلسوفان اسلامی را انتزاعی ندانست و ادامه داد: سهروردی در عقل سرخ سیر انسان -انسان قبل از دنیا، حین دنیا و بعد از دنیا- را مطرح می‌کند و و می‌گوید اگر بخواهیم به چشمه زندگانی دست یابیم راهش این دنیایی است.

سعید انواری دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه این مراسم مفهوم «خرِه کیانی» را از نگاه سهروردی شرح داد و بیان کرد: فر موهبتی الهی است که هرچند فرد باید برای رسیدن به آن تلاش کند، اما نمی‌تواند آن را به زور بگیرد. فره میان انسان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شود: فره پهلوانی که جوانمردان و فتیان دارند، فره موبدی که مربوط به روحانیون است و فره کیانی که متعلق به حکمرانان است.

او افزود: فر قابل غصب شدن نیست و برخورداری از آن تشکیکی است. یعنی ممکن است فردی که آن را دارد به دلایلی آن را از دست بدهد. همچنین ممکن است افزایش پیدا کند. تنها انسان‌های کامل هستند که می‌توانند به فر دست پیدا کنند و شاه بشوند.

او گفت: «فر کیانی» همان مشروعیت الهی است و صاحب این فر حاکم است. ساختار سیاسی ایران نیز از دیرباز با این مفهوم شناخته می‌شود. برخی از متفکران سعی کرده‌اند که این مفهوم را با مفاهیمی چون «سکینه» و «سلطان» هم تطبیق دهند. نکته مهم اما این است که فرد با داشتن فر کیانی صاحب دیگر فر ها هم هست یعنی هم صاحب فره پهلوانی است و هم صاحب فره موبدی. فرد صاحب فره کیانی صاحب علم لدنی و جام جهان نما می‌شود و حکمت و حکومت را باهم پیدا می‌کند.
 
کد مطلب : ۳۲۴۵۴۴
https://www.ibna.ir/vdcjxxetxuqe8iz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

محرم 1401