سعید طاووسی مسرور گفت: وقتی امروز تاریخ مشروطه را نگاه می‌کنیم مطالبی که به ما منتقل شده فقط موضوع انتقال نادرست مطالب درباره شیخ فضل‌الله نوری نیست بلکه حتی محتوای منتقل شده در رابطه با محمدعلی شاه نیز تحریف شده است. ضمن این‌که نسبت علما با سلاطین قاجار بعضا به منزله استبدادخواهی بیان می‌شود.
تاریخ مشروطه تحریف شده است/ نارضایتی از مطبوعات دلیل عمده مخالفت شیخ فضل‌الله نوری با مجلس مشروطه
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بزرگداشت سالروز شهادت شیخ فضل‌الله نوری با عنوان «شیخ شهید» سه‌شنبه 11 مرداد در تالار جلسات موزه کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی برگزار شد.

در این برنامه قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر درباره «شیخ فضل‌الله و مشروطه مشروعه» و سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، درباره «چرایی نگاه انتقادی شیخ فضل‌الله به مشروطه» سخنرانی خواهند کرد.
 
قاسم تبریزی گفت: شیخ فضل‌الله نوری وقتی متوجه حضور پررنگ جریان‌های ماسونری، بابی‌ها، سوسیالیست‌ها و نهلیست‌ها در مجلس مشروطه شد، این سخن را مطرح کرد که مشروطه باید مشروعه باشد. چون آن مشروطه که اینان قانونش را تنظیم کردند؛ مشروطه غربی شده بود. شیخ این قید مشروعه را گذاشت و لذا گفت ما الان که انقلاب کردیم، می‌توانیم قوانینی تبیین و تدوین کنیم که مستقیم از قرآن و فقه اسلامی و سیره اهل بیت الهام بگیرد. این نگاه درست بود متاسفانه موضوع مشروطه مشروعه به درستی تحلیل و تبیین نمی‌شود. در حالی که مشروطه مشروعه در برابر مشروطه غربی است که جریان فراماسونی با نفاق و حیله، درصدد بود آن را از مسیرش منحرف کند.

او افزود: در قضیه انحراف مشروطه از ویژگی‌های شیخ این بود که جایگاه رهبری داشت؛ قدرت، توان، موقعیت و به اصطلاح از روش رهبری برخوردار بود. چنان‌که شاگردان برجسته بسیاری تربیت کرد از جمله شیخ عبدالکریم حائری شاگرد او بود. از طرفی علما و مراجع بلاد هم او را قبول داشتند. ویژگی دیگر شیخ، دارای مبانی فکری بود. این دو ویژگی در سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی ضعیف بود. لذا با مبانی فکری که شیخ داشت مسائل را به درستی می‌فهمید. چنان‌که کسروی در «تاریخ مشروطیت» به تمسخر می‌گوید شیخ فضل‌الله نوری می‌خواهد قرآن را قانون کند و در این مملکت حکومت کند. چون خودش ضد اسلام بود و با صراحت می‌گوید اما امثال تقی‌زاده که حیله‌گر است در هاله‌ای از ابهام چنین سخنانی را مطرح می‌کرد.  

این پژوهشگر تاریخ معاصر عنوان کرد: شیخ برای خودش مبانی فکری داشت که ابتدا مشروطه را فهمید و بعد با آن مشکل پیدا کرد. زیرا با نفوذ جریان‌های غربگرا در آن مشکل داشت. لذا نسبت به مقتضیات زمان آگاه بود و آن بینش و نگرش را نسبت به جریان‌های استعماری داشت و استعمار را به خوبی می‌شناخت. در آن بیانیه که پیرامون تحریم تنباکو داد، می‌گوید عجیب است که دولت ایران متوجه نیست که انگلستان با یک ساختمان گرفتن در هندوستان تمام شبه جزیره را بلعید. آیا انگلستان با قرارداد تنباکو همه ایران را به تسخیر خودش درنمی‌آورد؟ 

تبریزی گفت: این بیانیه پیرامون تحریم تنباکو نشان می‌دهد که شیخ آن نگاه عمیق ضد استعماری را داشت که متاسفانه این نگاه ضداستعماری در علمای نجف به این حد نبود. وقتی کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» مرحوم میرزا حسین نائینی را که می‌خوانید با این که فقیه بزرگی است و مراجع بسیاری زیر دست او تربیت شد اما در کتابش تنها استبداد را دیده است و به استعمار توجهی ندارد. او تاکید می‌کند شجره فاسده استبدادیه را باید از بین برد. این سخن درست است اما وقتی استعمار مملکت را تسخیر می‌کند باید ابتدا استعمار را از بین برد. حال به تعبیر امام خمینی(ره) باید با هر دو آنها مبارزه کرد.

او ادامه داد: شیخ فضل‌الله برخلاف میرزای نائینی و آخوند خراسانی در نزدیک ماجرای مشروطه قرار دارد و مشاهده می‌کند که چه طور قانون اساسی را از روی قوانین غربی استخراج می‌کنند و اینجاست که بر مشروطه مشروعه تاکید می‌کند و خواهان تطابق قوانین با شرع اسلام می‌شود. لذا از این نقطه به بعد شیخ در برابر جریان غربگرا و تجددگرا قرار می‌گیرد. اگرچه او اصل مشروطه را نفی نمی‌کند. چون خودش در ابتدا در صف نخست حامیان آن قرار داشت، اما هشدار می‌دهد که مشروطه غربی نمی‌خواهیم، اینجا پارلمان انگلستان و لندن نیست که قوانین غربی به اجرا دربیاید. اینجا کشور اسلامی است و باید قوانین پارلمان آن بر اساس اسلام باشد.

این پژوهشگر تاریخ معاصر بیان کرد: به نظرم مشروطیت به نحوی که پیروز شد، پیروزی انگلستان بر ایران بود. چنان‌که جلال ال احمد می‌گوید من نعش شیخ را بر بالای بام این مملکت پس از 200 سال استیلای استعمار انگلیس می‌بینم که غربزده‌ها بر آن مسلط شدند. در طرحی که تصویب شد پنج مجتهد بر مصوبات مجلس نظارت داشتند تا خلاف اسلام نباشد اما غربگرایان حتی یک دوره اجازه ندادند که این امر انجام شود.   

تبریزی در پایان سخنانش گفت: امروز وظیفه داریم که تاریخ خودمان را بنویسیم و آنچه را نمی‌دانیم از منابع دیگر تکرار نکنیم. از طرفی درباره تاریخ انقلاب اسلامی کوتاهی نکنیم هر چند که خارج از کشور بیکار ننشستند و دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و افراد مختلفی دست به کار شدند و منابع زیادی را درباره تاریخ ما تولید کردند. اما ما باید با تکیه بر آنچه از سند و مدرک داریم تاریخ را روایت کنیم. ما باید تاریخ مجلس را مرور کنیم و با تکیه بر اسناد تاریخ مجلس را بنویسم. امروز باید تاریخ مجلس شورای اسلامی را منعکس کنیم تا خارج از ایران امثال یرواند آبراهاميان و میلانی و ... آن را برایمان ننویسند. از نقاط ضعف مجلس هم غافل نشویم تا عبرتی برای آینده باشد. قرار نیست در تاریخی که تالیف می‌کنیم همه‌اش تعریف و تمجید باشد.

سعید طاووسی مسرور در ادامه این برنامه با اشاره به نقص کتاب‌های درسی تاریخ  گفت: خیلی از مسائل مهم تاریخ را یا کلا غلط به ما گفتند یا ناقص در ابعاد مختلف. من اشاره می‌کنم به یکی از آخرین دستورات امام خمینی(ره) زمانی که بیماری قلبی داشتند و یکی دو ماه آخر حیاتشان که قضیه مرحوم منتظری پیش آمد و مرحوم حاج احمدآقا می‌گوید در آن مدت دیگر کسی امام را خندان ندید. خیلی دوره سختی بود. تصور می‌کنید در آن موقع دغدغه امام چه بوده است؟ امام در نامه‌ای به رهبری فعلی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نامه‌ای می‌نویسد که در صحیفه امام موجود است و تعابیر عجیبی در آن به کار می‌برد. ایشان در این نامه می‌نویسد این کتاب‌های درسی تاریخ چیست که به دست بچه‌های این مملکت دادید. این چیست که درباره مشروطه نوشتید؟ بعد اشاره کردند کسروی از شما بهتر نوشته است. این سخن حرف خیلی سنگینی است! پس از آن خواهان اصلاح کتاب‌های تاریخ می‌شوند و گزارش آن را می‌خواهند. چندی بعد امام رحلت کرد و این موضوع باقی ماند.

او افزود: حال وقتی امروز تاریخ مشروطه را نگاه می‌کنیم مطالبی که به ما منتقل شده فقط موضوع انتقال نادرست مطالب درباره شیخ فضل‌الله نیست بلکه حتی محتوای منتقل شده در رابطه با محمدعلی شاه نیز تحریف شده است. ضمن این‌که نسبت علما با سلاطین قاجار بعضا به منزله استبدادخواهی بیان می‌شود. در اینجا باز هم اشاره می‌کنم به تعابیر امام راحل، ایشان یکبار بیشتر از سید جمال‌الدین اسدآبادی نام نبردند. ضمنا از او بد گفتند و ذکر خیری از او در میان نیست. اشکال ایشان این بود که متکی به علما و روحانیون نبود.

این عضو هیئت علمی دانشگاه اظهار کرد: شیخ فضل‌الله تربیت شده مرحوم میرزای شیرازی است که در جنبش تنباکو هم استادش را همراهی می‌کند. همین میرزای شیرازی هیچ وقت سید جمال‌الدین اسدآبادی را به حضور نپذیرفت. او گفت برای شاه شیعه خواب دیده است. یک سلطان شیعه داریم به چه حقی او را تضعیف کنیم؟ به نظرم در درک یک موضوع باید شرایط تاریخی را ببینیم. شرایط این دوره، شرایط دوره انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) نیست.

طاووسی مسرور گفت: همه علما و روحانیون گفتند از مهم‌ترین محرمات فقهی، اخلال در نظام است. حذف سلطان قاجار در شرایطی که کار به دست دشمنان دین و مذهب می‌افتد و غرب و جریان روشنفکری مسلط می‌شود. آیا اخلال در نظام نیست؟ اگر شیخ فضل‌الله از اصل سلطنت محمدعلی‌شاه قاجار حمایت کرده باشد، اشکالش در چیست؟ این‌که استبدادخواهی نیست زیرا علما خودشان بزرگ‌ترین منتقدان استبداد بودند. امروز مجلس با نام شهید مدرس گره خورده است و او نطقی دارد که می‌گوید شرعا حفظ چند چیز واجب است؛ اسلام، ایران و احمدشاه قاجار. مستندات این نطق در اینجا وجود دارد. منظور مدرس از این نطق چیست؟

او ادامه داد: اگر احمدشاه قاجار ساقط می‌شد، به جایش رضاشاه می‌آمد. آیا خوب بود؟ آیا خوب شد؟ پس ما باید رفتار علما را در ظرف زمینه و زمانه‌اش بسنجیم. اشاره کردم به این موضوع که حتی محمدعلی‌شاه قاجار برای ما تحریف شده است! چه کسی تحریف کرد؟ همین جریان غربگرا. وقتی جوان‌تر بودم و کتاب‌های تاریخ را می‌خواندم تصور می‌کردم چه قدر محمدعلی شاه خبیث و پست بوده است! او در همین مجلس در ابتدای یک قرآن نفیس خطی تعهد به مجلس را نوشته و امضاء کرده است و قسم خورده به مشروطه وفادار بماند، اما بعدا مجلس را به توپ بست.     

این پژوهشگر تاریخ عنوان کرد: من در ذهن خودم فکر می‌کردم این موضوع چه توجیحی دارد؟ بعدها که مطالعه کردم متوجه مسائلی شدم هر چند نمی‌خواهم با این مطالب رفتار محمدعلی شاه را توجیه کنم که قطعا آن رفتار درست نبوده است. اما همین آقایان غربگرا در مطبوعات آن زمان رکیک‌ترین فحش‌های ناموسی را به شخص شاه دادند و رسما به مادرش توهین کردند. خوب شاه هم انسان بود و خشمگین می‌شد و بعد درصدد برمی‌آید که مجلس را به توپ بندد. قدری مردد است اما بعد از این‌که استخاره می‌کند و اتفاقا خوب می‌آید.

طاووسی مسرور گفت: یکی از دلایل عمده مخالفت شیخ فضل‌الله با مجلس آن دوره از لحاظ غرب‌گرایی همین مطبوعاتی بود که هر چه به قلم‌شان می‌آمد می‌نوشتند. البته شیخ بر چند مساله دست می‌گذارد یکی از آن مسائل آزادی مطبوعات است که مطالب سخیفی در آنها به چاپ می‌رسد که نه برای اسلام نه شاه قاجار ارزشی قائل نیستند. یکی دیگر از مسائلی که مخالف شرع می‌دانست برابری همه شهروندان ایران در برابر همه چیز است. این در حالی است که ما اهل ذمه داریم و مسلم و احکام شرع است. چنین چیزی را نمی‌شد تصویب کرد.

او افزود: توقع می‌رود از کتابخامه مجلس، کتابخانه ملی و مراکز پژوهشی بتوانند بیش از پیش فعال باشند و آثاری را تولید کنند که در آنها روایت درست‌تری از تاریخ به ویژه تاریخ حساس مشروطه ارائه دهند.
کد مطلب : ۳۲۴۳۶۵
https://www.ibna.ir/vdcaiynem49nue1.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خاکریز کتاب