همزمان با میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر اولین عصر شعر دخترانه «بوی بهشت» برگزار شد؛

تمام ایرانیان به خاطر داشتن روح شرقی شاعر هستند

وحید سمنانی در این نشست گفت: عزیزی که در ابتدا شعر می‌خواند، برای اولین بار آن شعر را نشان خانواده می‌دهد، باید از طرف خانواده جدی گرفته شود و حمایت شود. تجربه شخصی من ثابت کرده است، تمام ایرانیان به خاطر داشتن روح شرقی شاعر هستند، ولی میزان بازخورد آن به تقویت و تلاش باز می‌گردد. حتی نوزادان نیز روح شاعرانه دارند.
تمام ایرانیان به خاطر داشتن روح شرقی شاعر هستند
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «عصر شعر دخترانه بوی بهشت» همزمان با ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر با اجرای سمانه خلف‌زاده (شاعر) و حضور وحید سمنانی (شاعر، منتقد و پژوهش‌گر) به همت حوزه هنری کودک و نوجوان برگزار شد. این نشست با محوریت نوجوانان و با حضور شاعران نوجوان خانم به میزبانی حوزه هنری کودک و نوجوان عصر چهارشنبه (۱۱خردادماه ۱۴۰۱) در سالن اوستا حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.
 
سمانه خلف‌زاده درباره وظایف محفل شعرخوانی گفت: وظیفه اصلی این محفل کشف استعداد در کودکان و نوجوانان است؛ در اینجا به تجهیز ادبی کودکان پرداخته و به آن‌ها آموزش‌های لازم در این زمینه داده می‌شود.
 
سپس شاعران نوجوان و در کنار آن‌ها خانم‌ها فریبا یوسفی، افسانه غیاثوند، فاطمه نانی‌زاد، زهرا بشری‌موحد، عطیه‌سادات حجتی، فاطمه بیرامی و سیده‌فرشته حسینی به شعرخوانی پرداختند.
 
عطیه‌سادات حجتی در این نشست خواند: «دل‌تنگ و دل‌سپرده مهر برادری / دل داده‌ای به شاه و دل از ماه می‌بری / تکرار عاشقانه‌ای از جنس زینبی / مزمون یک قصیده خواهر و برادری / سلطان اگر که عالم آل محمد است / تو عالمه‌ترین زن آل پیغمبری / از حوزه‌های علمیه خیری نمی‌رسید / در قم اگر نبود نگاهت به منبری / یک عمر روی پای خودش ایستاده بود / تنها به شوق اینکه تو تشریف آوری / احلی من العسل شده دریاچه نمک / با نام تو تویی که تجلی کوثری / یاد مدینه در حرمت زنده می‌شود / مریم‌ترین کریمه موسی بن جعفری / موسی اهل بیت وداع‌ها برایت گفت / یعنی تو هم برای پدر مثل مادری / روز ولادت تو فقط روز دختر است / یعنی ندیده است جهان چون تو دختری / صرف کنیزی تو شده عمر مادرم / وقتی که هست عمر پدر وقف نوکری / من نامه‌ای که لب به لب از دردودل پرم / ای کاش می‌رسیدم زبارت کلانتری / دستم به دامنت که دلم تنگ کربلاست / ما را به پابوسی جدت نمی‌بری؟»
 
افسانه غیاثوند نیز در این نشست خواند: «زمین از ردپای گل خبر داد / گذار گل ولی بر ما نیفتاد / وجود نازکت بی‌مصرف اومد / بهار اینجا بهارم رفته از یاد / تفنگی جای هر شاخش نشوندن / آهای دنیا تفنگستونی اما بی‌سواری / سوار قابلت وقتی نمی‌یاد / همه شادند ولی غم دارند انگار / همه غم دارن اما شادن و شاد / بهار نارسم نشکفته بگذر / اگرنه نازکم می‌رنجی از باد / تفنگستون دنیا حرف بی‌حرف / تفنگستون دنیا داد بی‌داد»
 
نوزادان نیز روح شاعرانه دارند
پس از مراسم شعرخوانی، وحید سمنانی در این نشست درباره استعدادیابی در کودکان گفت: عزیزانی که ذوق شعر و استعداد شاعری را در فرزندان‌شان می‌بینند، بهترین کاری که می‌توانند انجام دهند خرید کتاب و در اختیار آنان قرار دادن آن است؛ نقطه مقابل آن، نامناسب‌ترین اقدامی که می‌توان از خود نشان داد، خندیدن است.

وی ادامه داد: عزیزی که در ابتدا شعر می‌خواند، برای اولین بار آن شعر را نشان خانواده می‌دهد، باید از طرف خانواده جدی گرفته شود و حمایت شود. تجربه شخصی من ثابت کرده است، تمام ایرانیان به خاطر داشتن روح شرقی شاعر هستند، ولی میزان بازخورد آن به تقویت و تلاش باز می‌گردد. حتی نوزادان نیز روح شاعرانه دارند.

سمنانی در ادامه درباره نحوه تشویق بچه‌ها افزود: اگر عزیزی نوشته‌هایش را به شما نشان داد، کمترین کاری که شما می‌توانید انجام دهید تشویق کردن و دادن اعتماد به نفس به وی است. شاعران برای نوشتن بیشترین وقت را می‌گذارند. نصف راه شاعری استعداد و نیمی دیگر تلاش است. اگر شخصی می‌خواهد شاعری کند، می‌بایست آن فرد ابتدا خودش را جدی بگیرد و دیگران نیز سنگ جلوی پای او نیندازند و مانع او نشوند.
 
وی در انتها و به مناسبت روز دختر یک شعر به نام عیدانه به دختر خود تقدیم کرد و خواند: «برگ تقویم تازه شد اما در شگفتم بهار پیدا نیست / من گمم در بهار بی‌لبخند، یا که لبخند سهم لب‌ها نیست؟ / ابروی ابرها گره خورده، پلک خورشید لمس و افسرده / شب مدام است و روز پژمرده، هیچ شوقی برای فردا نیست / لکنتی کهنه در گلو مانده‌ست، ارغوان نشسته در گُل را / برگ‌ها لال مانده‌اند، آیا شاخة خون گرفته گویا نیست؟ / مثل افسانه‌های وارونه هیچکس راوی خودش نشده‌ست / چشم شیرین دچار مجنون است غیر خسرو اسیر لیلا نیست! / دخترم! سال‌های پیش از این، می‌َشد از گل به تازگی برسی / دوست دارم دوباره... اما نه! دوست دارم دوباره... اما نیست / شور و حالی که بی‌گمان بوزم، ‌سمت فردای سبز فروردین / سمت ای کاش‌های دور از دست، سمت آن روزها که رویا نیست / سمت آن روز‌ها که رویا شد، ‌پشت شب‌های بی‌طلوع... ای خوب! / بگذر از شرح حال کابوسم، جای تشریح یا که حاشا نیست / زندگی اتفاق میمونی‌ست، زشت و زیبا لطیفه‌ای جدی / کاش سهم تو زشتی‌اش نشود، سهم من هرچه هست زیبا نیست / لیلی رودهای مجنون باش، تا به دریا عنایتی نشود / مقصد رودهای دیوانه، جز خزیدن به سمت صحرا نیست / کوله‌بار شتاب را بردار، تا به خورشید بی‌گمان برسی / صبح وقتی دروغ می‌گوید لایق ماندن و تماشا نیست»
 
گرفتن عکس یادگاری با کیکی که به مناسبت این روز تهیه شده بود و تقدیر و اهدا جوایز به اعضای فعال پایان بخش این جشن بود.
کد مطلب : ۳۲۲۵۱۲
https://www.ibna.ir/vdccsiq1i2bqip8.ala2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

محرم 1401