چله‌نشینان عاشورا/ شماره 14؛ نظری بردیوان حماسی حسینی میرزا الهامی کرمانشاهی:

روایت تراژدی کربلا با زبان حماسی فردوسی/ شروع شاعری با یک رویا

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی توانست با استفاده از زبان و گفتار حماسی در دیوان خود به سبکی جدید در روایت کربلا و عاشورا دست یابد و پیوندی زیبا میان تراژدی و حماسه خلق کند.
روایت تراژدی کربلا با زبان حماسی فردوسی/ شروع شاعری با یک رویا
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، میرزا احمد الهامی کرمانشاهی در سال ۱۲۰۹ هجری شمسی در تویسرکان دیده به جهان گشود. چند سالی را در محل تولد خویش بود و  پس از آن در دوران طفولیت به همراه خانواده‌اش به کرمانشاه مهاجرت کرد و در آنجا سکنی گزید. در سن جوانی و ۳۰ سالگی به دلیل رنج و محنت فراوان به بیماری سختی دچار شد و نتوانست برای تامین زندگی خود کاری کند. از همین رو تنها راهی که برای او باقی ماند فروش وسایل زندگی با قیمت بسیار ناچیز بود. رنج و گرسنگی زن و فرزند، تحمل بیماری و فریادهای طلب‌کاران و زخم زبان‌ آنان همه و همه میرزا را آزار می‌داد.

در اوج تنگدستی و تهیدستی بود که ناگهان کسی را به مدد خواست که همه عالم محتاج ذره‌ای از نگاه و لطفش هستند. به حضرت امام حسین(ع) پناه برد و تا نیمه‌های شب با سوز و گداز آن قدر گریست که از فرط گریه به خواب رفت.

در عالم خواب خود را در بیابانی دید که سرگردان و حیران راه می‌رود، ناگهان جلو چشمانش باغی پدیدار شد که رودی از کنار آن جاری است، در دو  طرف باغ مردانی نشسته و بر بالای مجلس، سرور آزادگان جهان، حضرت سیدالشهداء (ع) بر تختی نشسته بود. میرزا با احترام در پایین مجلس می‌نشیند و امام حسین (ع) از او حاجت اول را می‌پرسد. میرزا آزار طلبکاران و درماندگی‌اش را بر زبان می‌آورد و به امام حسین می‌گوید دوست دارم در مصیبت ائمه اطهار (ع) شعر بگویم و آن را ذخیره آخرت خود کنم. بیدار که می‌شود، ۲ رکعت نماز می‌گذارد و زیارت امام حسین (ع) را زمزمه می‌کند. آرامش بر جان و روح بیمارش چیره می‌شود و دیگر احساس درد و رنج ندارد. چند روز بعد به آرزوی خود می‌رسد.

از این رویا بود که الهامی کرمانشاهی بی‌بهره از فن شعر و شاعری و قوانین فصاحت و قواعد بلاغت، به برکت تأیید و توجه امام حسین علیه السلام در عالم رویا، شعر بر زبانش جاری شد و « به نام خداوند بينش طراز/ جهان داور آفرينش طراز» را سرود. پس از آن شعر را به صورت جدی شروع کرد. استاد «حسین قلی‌خان سلطانی کلهر» وی او را متخلص به «الهامی» کرد و به‌تدریج این شاعر اهل‌بیت (ع) در فنون شاعری به حد کمال رسید و در شعرهایش وزن شعر حماسی را انتخاب کرد. پس از مدتی تصمیم گرفت تمام حماسه کربلا را به نظم درآورد و آن شکوه و عظمت و شجاعت مردان بی‌نظیرکربلا را با زبان شعر به تصویر کشد.

الهامی سرودن مثنوی« باغ فردوس » را  در ۳۶ سالگی شروع و بعد از هفت سال تمام کرد. او در این منظومه با بهره گیری از ویژگی های نوع حماسه عظمت و وسعت قیام امام حسین(ع) و جریان کربلا را به زیبایی عرضه کرده است.

از ویژگی‌های شاخص این مجموعه و تمایز بارز این اثر در قیاس با دیگر حماسه های دینی، ارتباط تنگاتنگ و عمیق آن با شاهنامه فردوسی است. باغ فردوس مشتمل بر چهار فصل است که در توحید حضرت باری تعالی و نیایش با معبود در ابتدای هر فصل بیت‌هایی سروده است. این اثر بیش از 16هزار بیت است که در آن حماسه کربلا به شیوه شاهنامه فردوسی به نظم کشیده و از چهار خیابان (بخش) تشکیل شده است. خیابان اول متضمن اشعاری در توحید باری، نیایش پروردگارو ستایش بزرگان دین است. خیابان دوم نیز با ستایش خدا، پیامبر (ص) و امام علی (ع) و امام زمان (عج) آغاز می‌شود، سپس وقایع روز عاشورا در آن به توصیف درمی‌آید. در خیابان سوم، پس از نعت رسول خدا و معصومان(ع)، وقایع پس از شهادت امام حسین (ع) تشریح می‌شود و خیابان چهارم نیز در ستایش پروردگار و نعت پیامبر و منقبت علی (ع) و اولاد اوست که افزون بر آن یک ساقی‌نامه و شرح حال مختار جمع شده است.

احمد الهامي ماجرای كربلا را از بی‌يار ماندن مسلم بن عقيل در كوفه شروع کرده و تنهايی او را در اين شهر به تصوير کشیده است «برآهيخت برّنده تيغ از نيام/  چو تندر خروشيد و بگرفت نام/  كه مسلم منم مرگ هر بدگهر/ علی ولی را برادر پسر/ نبی دوده و هاشمي گوهرم/  خدا را يكی تيغ پرجوهرم/  منم ناوك شست پروردگار/ رها گشته از دست پروردگار/ چو من مرد نبود درين روزگار/ مرا شير حق بوده آموزگار/ بگفت اين و زد بر سپاه گران/  به جنگ اندر آويخت با كافران...»
بخش بعد، مبارزه قاسم بن الحسن (ع) و شهادت ایشان است «به مرگ برادر دلم گشت خون/ روانم بفرسود و تن شد زبون/ بفرما بدان سو كه او بار بست/ بتازم من ای شاه بالا و پست» و پس از آن، به داستان شهادت حضرت ابوالفضل (ع) مي‌رسيم «كنون از ني دل برآرم نوا/ سخن داغ از ساقي نينوا»

دیوان الهامی سال 1379 به کوشش‌ امید اسلام‌پناه در 467 صفحه از سوی انتشارات میراث مکتوب چاپ شده است.
 
 
کد مطلب : ۳۲۶۱۸۳
https://www.ibna.ir/vdcaainee49nu61.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خاکریز کتاب