کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

«یک اژدهای امروزی» از نمای نزدیک

19 دی 1400 ساعت 14:58

مجموعه پنج جلدی «یک اژدهای امروزی»، اثر مرجان ظریفی به تصویرگری مجید صابری‌نژاد است که به مشکلات زندگی شهرنشینی اشاره کرده و با زبانی جذاب و غیرمستقیم از بچه‌ها خواسته به بزرگ‌ترها و دوستان خود احترام بگذارند.


به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «اژدها» یکی از مشهورترین، شگفت‌انگیزترین و در عین‌حال جذاب‌ترین موجودات افسانه‌ای در جهان است که داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری درباره آن ساخته و پرداخته شده است. چینی‌ها از جمله مردمانی هستند که یک روز، اژدها را می‌پرستیده و او را نماد آب، باران و آبادانی می‌دانسته‌اند؛ اما مردم ایران زمین، تصویر خوشایندی از اژدها نداشته و او را از نخستین یاران اهریمن و موجودی پلشت و اهریمنی تصور می‌کردند.
 
درست است که ایرانیان باستان، تصویر خوبی از اژدها نداشته‌اند؛ اما بچه‌های امروز، این موجود افسانه‌ای را خیلی دوست دارند و از خواندن و شنیدن داستان‌هایی درباره این موجود اسرارآمیز و افسانه‌ای لذت می‌برند. مجموعه پنج جلدی «یک اژدهای امروزی»، یکی از همین مجموعه‌هاست.
 
در این مجموعه، ماجراهای اژدهایی به اسم «خال‌خالی» روایت می‌شود که دوست دارد زندگی بهتری داشته باشد؛ به همین‌خاطر تصمیم می‌گیرد به شهر برود و برای خودش، کار مناسبی پیدا کند. از این رو در یک روز پاییزی، وسایلش را در بقچه می‌گذارد و با پدر و مادر و خواهرهایش خداحافظی می‌کند و به شهر می‌رود.  
 
خال‌خالی در شهر، سوار مترو می‌شود و از این گوشه به آن گوشه می‌رود؛ آدم‌هایی را می‌بیند که اعتنایی به او ندارند. دُمش را له می‌کنند و از او عذر نمی‌خواهند. حتی نمی‌خواهند و نمی‌توانند این واقعیت را بپذیرند که او یک اژدهای واقعی است که می‌تواند پرواز کند و نفس گرمش، شعله می‌کشد؛ آخر در تصور آدم‌ها، خال‌خالی، فقط و فقط پسربچه‌ای است که لباس اژدها به تن کرده است.
 
سرانجام خال‌خالی دلتنگ می‌شود و به شهر باستانی‌شان «کتیبه» می‌رود تا روزگار خوش گذشتگان و اجداد خود را به‌خاطر آورد. آنجاست که متوجه می‌شود خانه بزرگ پدری را با یک خانه کوچک عوض کرده؛ در شهر باستانی کتیبه، همه خاطره‌‍‌ها در ذهنش مرور می‌شود و به یاد می‌آورد در شهر با او چه کردند و چطور حق و حقوقش را نادیده گرفتند. به همین‌خاطر تصمیم می‌گیرد برای شهردار نامه بنویسد و از حق خود دفاع کند اما نه؛ بهتر است به جای این کار، سنگ و میخی بر‌دارد و شروع به نوشتن کند و او همین کار را می‌کند و روی تخته سنگی می‌نویسد: «یک اژدهای امروزی، شاید در اول راه، چیزهای زیادی نداند. او تنهایی را به در کنار خانواده بودن انتخاب می‌کند... به جایی می‌رود که اصلا او را به عنوان یک اژدها قبول ندارند اما به او یک شغل سخت می‌دهند و هر وقت دلشان بخواهد از کار اخراجش می‌کنند.»
 
مرجان ظریفی، مجموعه پنج جلدی «یک اژدهای امروزی» را نوشته و مجید صابری نژاد، آن را  تصویر کرده؛ نویسنده در این مجموعه به مشکلات زندگی شهرنشینی اشاره کرده و با زبانی جذاب و غیرمستقیم از بچه‌ها خواسته به بزرگ‌ترها و دوستان خود احترام بگذارند؛ از سوی دیگر بچه‌ها را تشویق کرده با فرهنگ و تاریخ خود آشنا شوند و به آن افتخار کنند در عین حال تکنولوژی و ابزار و دنیای مدرن را هم بشناسند.
 
این مجموعه را نشر قو برای گروه سنی ب منتشر کرده است.


کد مطلب: 316645

آدرس مطلب :
https://www.ibna.ir/fa/book/316645/یک-اژدهای-امروزی-نمای-نزدیک

ایبنا
  https://www.ibna.ir