بحث دفاع از حقوق حیوانات و اندیشه مخالفت با شکار و کشتار نخجیران در تاریخ فکر و فرهنگ بشری، و به ‏ویژه در فرهنگ ما، اندیشه‌‏ای بی‏ ریشه و بدون پشتوانه نیست. این اندیشه که در ساحت‏‌های گوناگون فرهنگ ما بازتاب یافته هیچ‏گاه یک بحث احساسیِ صرف و بی ‏بهره از پشتوانه‏‌های فکری و فلسفی نبوده است. کتاب حاضر به این موضوع می‌پردازد.
دفاع از حقوق حیوانات به روایت عبدالرحیم ثابت
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «ادبیات ضد شکار: در نقد آهوکشی» نوشته عبدالرحیم ثابت با شمارگان نسخه در 236 صفحه به بهای 58 هزار تومان از سوی انتشارات قصیده‌سرا روانه بازار نشر شده است.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «گزارشی تصویری می‌‏دیدیم که در آن جلوه‏‌ها و شیوه‏‌های گوناگون از خشونت‏‌هایی به نمایش در آمده بود که قوم‌‏ها و ملّت‌‏های مختلف بر حیوانات روا می‌‏دارند. خشونت‏‌هایی که تنها به این سبب که همگان و به تکرار دست و دامن به آن می‌‏آلایند، به ‏صورت عادت در آمده است و از همین روی هیچ‏کس ضمن ارتکاب آن هیچ بیزاری و چندشی را احساس نمی‏‌کند. گوینده در خلال پخش تصویرها این خشونت‌‏ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌‏داد و رد و تقبیح می‌‏کرد. غرض آن بود تا بیننده را متوجه خشونتی کند که عادت زدگی و تکرار روزمره، زشتی آن را از دیده‌‏ها پنهان کرده است. یکی از دوستان به خنده و «افسوس‌کنان» در آمد که: «به‌به! چه‌حرف‌های خوشگل‌خوشگلی! حرف‏‌های سوسولی!»

این داوری البته داوریِ یک‌ تنِ تنها نیست. داوری گروهی از مردم است. مردمی که می‏‌پندارند حرف‏‌هایی چون لزوم حفظ طبیعت و ضرورت پاس‌داشتن از حریم محیط‌ ‏زیست، به‏ ویژه سخن گفتن از حقوق حیوانات و مخالفت با شکار و کشتار نخجیران و حرف‏‌هایی ازاین‌دست، سرگرمی و تفننِ شماری «بچه‌سوسول نازک‏دل و احساساتی» است. این داوری ربطی هم به سرزمین و فرهنگی خاص ندارد. دوستداران محیط‏ زیست و به‌‏ویژه حمایتگران از حقوق حیوانات در دیگر سرزمین‌‏ها و دیگر فرهنگ‌‏ها نیز ممکن است آماج طعن‏ه‌هایی ازاین‌دست قرار گیرند. آن‌گونه که باب تورس، جامعه‌شناس و صاحب‌نظر در زمینه محیط‏‌ زیست، هم اشاره می‌‏کند دوستداران حیوانات به‌راحتی ممکن است افرادی بیش از اندازه احساساتی و اهل قضاوت دیگران یا ابلهانی سرزنشگر تلقی شوند. (تورس، 1396: 6)

تام ریگان، از نظریه ‏پردازان سرشناس در حوزه حقوق حیوانات، نیز از بی‌اعتنایی ریشخندآمیز اهل نظر به مبحث حقوق حیوانات در اروپای حدود دو قرن پیش سخن می‌‏گوید و گزارش می‌‏دهد که در آن روزگار این‌‏گونه بحث‌‏ها به‌عنوان بحث‌‏هایی خارج از عرصه بحث‌‏های جدی فلسفی ارزیابی می‌‏شد: «در گذشته نه‌چندان دور، موضوع حقوق حیوانات خارج از میدان بحث جدی فلسفی ریشخند می‏‌شد. برای مثال، در اواخر قرن هجدهم، فیلسوف سرشناس انگلیسی، تامس تیلور، «احقاق حقوق جانوران» را منتشر کرد که طرحی طنزآمیز با هدف مسخره‌کردن این ایده بود که زنان می‌‏توانند حقوقی داشته باشند. بیش از صدسال بعد، وقتی پدر جوزف ریکابی جایگاه اخلاقی حیوانات را «از جنس سنگ و چوب تشخیص» داد، به نمایندگی از راست‌کیشی فلسفی غالب در زمان خود سخن می‌‏راند.» (ریگان، 1397: 20) صفحه 

اما اکنون روز و روزگاری دیگر است. آنچه هنوز کم‌وبیش به پندار شماری از مردم ما «حرف‏‌های خوشگل‌خوشگل» و به‌اصطلاح «سوسولی» ارزیابی می‏‌شود و آنچه در اواخر قرن هجدهم در مغرب‌زمین کم‌وبیش به ریشخند گرفته می‏‌شد، امروزه خود شاخه‌‏ای برومند از دانش است و در حوزه‌هایی چون حوزه حقوق، فلسفه و اخلاق بحث‌‏هایی دقیق و دامنه‏‌دار را برانگیخته است و به پیدایش کتاب‏‌های خوب و خواندنی بسیاری انجامیده. به قول تام ریگان: «در سی سال گذشته مطالب بیشتری در مقایسه با آنچه در سه هزار سال گذشته نوشته شده بود، در زمینه حقوق حیوانات به نگارش در آمده است» (همان)

دفاع از حقوق حیوانات و مخالفت با شکار و کشتار نخجیران اگرچه موضوعی است که در منطقه احساسات و عواطف بشری واقع شده است اما امروزه ضرورت‌‏ها و موجب‏‌هایی عقلانی و منطقی این بحث را از حوزه عواطف و احساسات انسانی به دلِ دانشگاه‌‏ها و به کانون بحث‌‏ها و جدال‌‏های دقیق منطقی، حقوقی و فلسفی کشانده و رویش شاخه‌‏ای از اخلاق را به نام «اخلاق زیست‌‏محیطی» موجب شده است.

البته بحث دفاع از حقوق حیوانات و اندیشه مخالفت با شکار و کشتار نخجیران در تاریخ فکر و فرهنگ بشری، و به ‏ویژه در فرهنگ ما، اندیشه‌‏ای بی‏ ریشه و بدون پشتوانه نیست. این اندیشه که در ساحت‏‌های گوناگون فرهنگ ما بازتاب یافته هیچ‏گاه یک بحث احساسیِ صرف و بی ‏بهره از پشتوانه‏‌های فکری و فلسفی نبوده است. در این دفتر بازتاب‌‏های رنگارنگ و چشم ‏نواز این اندیشه را در ساحت‏‌های مختلف فرهنگ ایرانی به تماشا می‏‌نشینیم.»

در پشت جلد کتاب آمده است:‌ «در «آهوکشی» همه قساوت آدمی برانگیخته می‌شود تا همه معصومیت را سلاخی کند و همه زیبایی و ظرافت و ذوق به دست همه خشونت پرپر شود و به تاراج درنده خویی رود. بزرگ ننگی است این ننگ آهوکشی. همان که مجنون نظامی گفت: «آهوکشی آهویی بزرگ است.»

در این دفتر آهوکشی به معنی عام آن، مطلق شکارافکنی و نخجیر کشی، به کار رفته است. آهو نمودار معصومیت و زیبایی همه نخجیران است. به همین سبب نخجیر کشی و شکارافکنی از همان مایه ننگ و نحوست آکنده است که آهوکشی. از نخجیر هم معنی فراگیرتر آن در نظر است: هر جانور شکاری، هر پرنده و چرنده و هر حیوان صحرایی و دریایی که در معرض تهدید آز و هوس آدمی باشد...»
کد مطلب : ۳۱۴۷۱۳
https://www.ibna.ir/vdcgqt9wwak9qu4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

ترجمه و اهمیت پروژه‌محوری
چرایی ضعف تالیفات علوم انسانی
ارج‌نامه علامه جعفری