نويسنده «شرق‌شناسی هاليوود» مجموعه‌ای از دلایل تاریخی در رابطه با چگونگی شکل‌گیری تصویر مسلمانان در سينما و رسانه‌های آمريكايی را مورد ارزيابی قرار داده و بر پايه مبانی نظری نظریه بازنمایی، نظریه روایت و مطالعات انتقادی در حوزه شرق‌شناسی و مطالعات پسااستعماری اين دلايل و شواهد را بررسی کرده است.
تحليل تاثير يازده سپتامبر بر نحوه بازنمايی مسلمانان در هاليوود
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)- كتاب «شرق‌شناسی هالیوود؛ تحلیل روایت پسااستعماری مسلمانان در دنیای هالیوود» كه مجید سلیمانی ساسانی آن را نوشته و انتشارات سوره مهر منتشرش كرده،‌ به دنبال پاسخ به این پرسش است که بازنمایی ملل شرق، خصوصاً اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود چگونه رخ می‌دهد و این بازنمایی در حوزه‌هایی همچون «جنسیت و زنان مسلمان»، «قومیت و نژاد»، «سیاست و اسلام سیاسی» و «هراس، ترور و وحشت» چگونه دنبال شده است؟
 
نویسنده در این كتاب، مجموعه‌ای از دلایل تاریخی در رابطه با چگونگی شکل‌گیری تصویر مسلمانان در سینما و رسانه‌های آمریكایی را مورد ارزیابی قرار داده و بر پایه مبانی نظری نظریه بازنمایی، نظریه روایت و مطالعات انتقادی در حوزه شرق‌شناسی و مطالعات پسااستعماری این دلایل و شواهد را بررسی کرده است.
 
این کتاب نشان می‌دهد که نگاه به مسلمانان به‌عنوان «دیگری» از رویكرد شرق‌شناسانه (دانشی كه ادوارد سعید با نقدی كوبنده پایه‌هایش را متزلزل كرد) ناشی می‌شود اما وقایعی مانند واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز نقطه عطفی در رویکرد اسلام‌هراسانه تمدن غربی است.
 
رویكرد كتاب بر پایه بهره‌گیری از روش‌های علمی است و بر این پایه تحلیل روایت چهار فیلم را برای احصای نتایج مدنظر قرار داده است. نتایج تحلیل روایت فیلم‌های «در سرزمین خون و عسل»، «ملکه صحرا»، «حرارت جاوا» و «غیرقابل درک» ابزاری شده است تا به كمك آن، نویسنده نحوه بازنمایی دانش شرق‌شناسی، تحولات تاریخی و سیاست‌های کنونی ایالات متحده را در سینمای هالیوود را نشان ‌دهد. نتیجه‌ای كه نویسنده نتوانسته از این تحلیل بگیرد این است كه وضعیت بازنمایی مسلمانان در سینمای هالیوود، پس از یازده سپتامبر نسبت به سال‌های گذشته وضعیت متفاوتی یافته است.
 
توجه به قومیت‌های متنوع مسلمانان به غیر از اعراب، پیچیده شدن روایت‌های داستانی و شخصیت‌های مسلمان در فیلم‌ها، نقد حاکمان و حکومت‌های مسلمان و توجه به درخواست‌های سیاسی و اجتماعی مسلمانان، از جمله مواردی است که در سال‌های اخیر در سینمای هالیوود بدان توجه شده است. همچنین نویسنده در این کتاب معتقد است که فیلم‌های اخیر، از روایت‌های ساده و کلیشه‌ای از مسلمانان فاصله گرفته‌اند و مسلمانان را در روایت‌هایی محکوم می‌کنند که با استدلال همراه است.
  
نویسنده در این کتاب اعتقاد دارد که ذهنیت شرق‌شناسانه، سیاست «اسلام‌هراسی» در رسانه‌ها را شکل می‌دهد و این سیاست نیز به‌عنوان عنصری محوری، جریان‌های اجتماعی و سیاسی جهان اسلام را مورد هدف قرار داده است. بنابراین مسئله اصلی این کتاب این است که روایت از اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود، با توجه به سیاست‌های راهبردی ایالات متحده و پیشینه تاریخی دانش شرق‌شناسی چگونه بازنمایی می‌شود؛ زیرا فرض این است که روندهای بازنمایی متوقف نمی‌شوند و روایت کماکان ادامه دارد.



 
بنابراین این کتاب با «تحلیل روایت پسااستعماری فیلم» به شناسایی روایت‌های هالیوود می‌پردازد. تحلیل روایت پسااستعماری، نقطه تلاقی «نظریه و روش تحلیل روایت ساختاگرا» با «نظریه و مطالعات پسااستعماری» است.
 
مطالعه ساختاری و انتقادی متن رسانه‌ای، با بهره گرفتن از تحلیل ساختاری روایت در فیلم و نظریات انتقادی پسااستعماری می‌تواند وضعیت و موقعیت کنونی بازنمایی را روشن سازد. خصوصاً آنکه در مطالعات بازنمایی، هم پیشینه تاریخی و هم سیاست‌گذاری‌های کنونی موردتوجه قرار می‌گیرد.
 
نویسنده در مقدمه كتاب می‌گوید: «جهان روایت‌‏ها منقطع از جهان انسانی نیست. روایت‏ها و انسان‏ها در رابطه‏‌ای دیالکتیکی با یکدیگر معنا را می‌‏سازند و ساختارهای معنایی و روایی را تعین می‌‏بخشند. از وجهی باید گفت که ساختارهای روایتی نه از قبل موجود بوده‌‏اند و نه از منظری دیگر، صرفاً ساخته انسان هستند. با‏این‏حال، آنها اتفاقی نیستند و در ساختارهایی از معنا مرتباً در حال تجربه و تغییر بوده و به زندگی انسان‏ها معنا می‏‌بخشند. بنابراین قابلیت شناخت دارند، هرچند که «زمان» بر آنها عارض است و فهمِ زمانمند روایت‌‏ها کار علمی را دچار مشکل می‏کند. زیرا انباشت تجارب زیسته هر لحظه امکان گونه‌‏ای از فهم را ممکن می‌‏سازد که زمانمند است. اما این توضیح هرگز بدین معنا نیست که انسان قدرت مداخله در ساختار روایت‌‏ها را ندارد، بلکه گروهی از انسان‌‏ها می‌‏توانند از هنر داستان‌پردازی و روایتگری بهره برند و جلوه روایت خود را فزونی دهند و در برابر دیگر روایت‏ها توفیق بیشتری داشته باشند.

برای ارایه قدرتمند روایت‏‌های برگزیده، سینما ساختاری هنری دارد که منشأ آن قدرت و ایدئولوژی است. تقابل‌‏های روایی عرض ‏اندام می‌‏کنند و آن‌که در جایگاه قدرت است روایتی از مفاهیم بشر ارایه می‏‌کند که در تداوم سلطه خود باشد. در شکل‏گیری روایت‌‏ها، مفهوم سلطه نیز هنگامی معنا می‌‏یابد که با مفهوم «انحصار» همراه باشد. به نظر می‌‏رسد که روایت‌‏های سینمایی هالیوود واجد چنین معنایی باشد. در این صورت، روایت‌‏های اکثریت در برابر روایت‌‏های «اقلیت» جنسیتی و اقتصادی و نژادی و قومی قرار می‌‏گیرد و یک روایت خاص از معنای انسان و جهان ارائه می‏‌شود. روایت‏‌های سینمای هالیوود از اسلام و مسلمانان در همین قالب قابل ‏فهم است.»
 
كتاب در پنج فصل و یك نتیجه‌گیری منتشر شده و فصل‌های آن عبارتند از: «مقدمه‌ای بر تاریخ شرق‌شناسی و نظریه پسااستعماری»، «بازنمایی و روایت در تحلیل پسااستعماری فیلم»، «برساخت‌های جنسیتی و فمینیسم لیبرال؛ تحلیل روایت پسااستعماری فیلم در سرزمین خون و عسل»، «نوشرق‌شناسی و نظم سیاسی جدید در قلمرو مسلمانان؛ تحلیل روایت پسااستعماری فیلم «ملکه صحرا»، «برساخت‌های قومیتی از مسلمانان؛ تحلیل روایت پسااستعماری فیلم «حرارت جاوه»؛ «مسئله مسلمانان غربی و مهاجران مسلمان؛ تحلیل روایت پسااستعماری فیلم غیر قابل درک».
 
انتشارات سوره مهر كتاب «شرق‌شناسی هالیوود» نوشته مجید سلیمانی ساسانی را در سال 1398 با تیراژ 1250 نسخه و قیمت در 312 صفحه منتشر كرده است.
 
کد مطلب : ۲۹۰۱۰۱
https://www.ibna.ir/vdcawwnu649no61.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

هفته کتاب 1401