بهرام بيضايي: «از پشت شيشهها»، رادي را از محدوده نوشتاري خود خارج كرد
نمايشنامه «از پشت شيشهها» نوشته اكبر رادي عصر روز گذشته شنبه 30 آبان در فرهنگسراي ارسباران روخواني شد.بهرام بيضايي در اين نشست، نمايشنامه «از پشت شيشهها» را از آثار محبوب خود دانست و افزود: مهمترين ارزش اين اثر در اين است كه رادي را از محدودهاي كه براي خود تعريف كرده خارج ميكند.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نمايشنامه «از پشت شيشهها» نوشته اكبر رادي عصر روز گذشته شنبه 30 آبان به كارگرداني محمد يعقوبي و رضا شفيعيان توسط علي سرابي، آيدا كيخاني، مسعود ميرطاهري، معصومه رحماني، صفورا كاظمپور، شيرين اسماعيلي، محمدرضا خرمي، حميد قاسمي و فرزانه فدوي در فرهنگسراي ارسباران روخواني شد.
اين نشست در ادامه دوره نمايشنامهخواني و تحليل آثار اكبر رادي برگزار شد. بنياد اكبر رادي موسسهاي فرهنگي هنري و غيرانتفاعي است كه با هدف حفظ ميراث ارزشمند ادبي و نمايشي اين هنرمند تشكيل شده است. هيات موسس اين بنياد مركب از حميده بانو عنقا همسر زنده ياد اكبر رادي، عطاالله كوپال، فرامرز طالبي، شهرام كرمي و شكرخدا گودرزي است.
پس خوانش نمايشنامه «از پشت شيشهها» بهرام بيضايي، نويسنده و كارگردان، به نقد و بررسي اين اثر پرداخت.
وي در ابتداي سخنانش از گروه اجراي اين نمايش تشكر كرد و گفت: كاش اين برنامه با حضور رادي برگزار ميشد. هيچ كس غير از او نميتواند اين اجرا را داوري كرده و مورد سنجش قرار دهد. فقط رادي است كه ميداند از اجراي اين متن چه ميخواسته و اجرا به نمايشنامه او نزديك است يا نه؛ چون هر كارگرداني تصوير خود را از اثر دارد.
وي نمايشنامه «از پشت شيشهها» را از آثار محبوب خود دانست و افزود: زماني در دانشگاه نمايشنامهنويسي معاصر آموزش ميدادم آثاري از اسماعيل خلج، علي نصيريان و رادي. چند پاياننامه هم با محوريت آثار رادي نوشته شد. ولي يك پرسش اساسي نه در بين اين پاياننامهها و نه در كتاب شناختنامه رادي جواب داده نشده است كه نكته مهمي هم محسوب ميشود؛ اينكه رادي چه زماني نويسنده شد و نمايشنامهنويسي را آغاز كرد.
در كتاب شناختنامه در مورد جوان 11 سالهاي ميخوانيم كه به دليل مشكلات خانوادگي به تهران ميآيد. تصور ميكنيم، ورشكستگي خانواده او و انتقال آنها به تهران رادي را به نوشتن درباره مسايل اجتماعي، تغييرهاي ناگهاني و شناختن روابط اجتماعي علاقهمند كرده است. اين نكته مهمي است كه هيچ وقت به آن پرداخته نشده.
بيضايي سه نمايشنامه «از پشت شيشهها»، «ارثيه ايراني» و «پلكان» را از آثار مورد علاقه خود دانست و ادامه داد: اين سه نمايشنامه طعم تجربي بر آثار رادي اضافه كرده و به سوي واقعيتنمايي و طبيعتنمايي حركت ميكند. اين واقعيتنمايي و طبيعتنمايي سليقه حاكم بر نمايش در سال 1340 است. من نخستين فرديام كه با نوشتن نمايشنامه عروسكي از آن فرار كردم.
وي گفت: مهمترين ارزش نمايشنامه «از پشت شيشهها» در اين است كه رادي را از محدودهاي كه براي خود تعريف كرده خارج ميكند. در همان زمان با رادي درباره اين جنبه تجربي و پا را از تعريف خود بيرون نهادن صحبت كردم. رادي در آن زمان تحت تاثير جريان و اتفاقي است كه با اسم سارتر آميخته شده. اين جريان مربوط به تئاتر متعهد و مسوول است. نمايشنامه «از پشت شيشهها» در اين فضاي تئاتر متعهد شكل پيدا كرده از اين رو بزرگترين لطمعه را از اين جريان خورده است. نكتهاي كه در نمايشنامههاي آن دوره را پيدا كرد معيار ميزان تعهد مسووليت بود نه زبان و كاركرد.
بيضايي ادامه داد: نمايشنامه «از پشت شيشهها» را در نسخه اول بسيار دوست دارم كه در تير 1346 در پيام نوين چاپ شد. يكسال بعد رادي با تجديدنظر، اين اثر را منتشر كرد. مشكل من با نسخه دوم و سوم اين اثرست.
وي افزود: در نسخه اول نمايشنامه رادي، موردي وجود داشت كه به راحتي توسط او قابل اصلاح بود چون او از بهترين گفتوگونويسان اين سرزمين است؛ ولي او در نسخههاي بعدي با اضافه كردن (چوب زير بغل به شخصيت اصلي نمايشنامه)، جايگاه او را به سادگي عوض كرد. در نسخه اول فشار روي نويسنده بر اثر نابسامانيهاي اجتماعي است ولي با اضافه شدن (چوب زير بغل نويسنده) به نظر ميآيد اين فشار از سرخوردگي، از نفس جسماني و افسردگي است.
بيضايي با بيان اينكه هر چند در نسخههاي بعدي روي اثر كارهاي فني شده و برخي موارد اضافه شده به نمايشنامه داراي ظرافت و زيبايي است، اضافه كرد: متن اول اين نمايشنامه بدون هيچ محاسبهاي از رادي بيرون آمده است. اما مشكل من با شخصيتپردازي نويسنده است كه به سادگي قابل حل بود ولي در نسخههاي منتشر شده به يكي از ضعيفترين شخصيتپردازيهاي آثار رادي تبديل شده است.
وي ادامه داد: گفته ميشود اين اثر هم شبيه رادي است و هم ضد او. نمايشنامه «از پشت شيشهها» يك عذرخواهي و هم يك تقديم است از سوي رادي به همسر خود در اولين سالگرد زندگي. و بسيار عجيب به نظر ميرسد رادي يك پيشآگاهي نسبت به زندگي خود ميدهد، كسي كه سي سال در اتاقي مينويسد و چشم اندازي از روزهاي خود ترسيم ميكند. ولي چرا ضد رادي و نويسنده شبيه رادي نيست؟ بر خلاف رادي و خانواده او كه خلاقند و زايا. نويسنده در نمايشنامه «از پشت شيشهها» شخصيتي است نازا و بسيار طول ميكشد، متوجه شويم او چيزي خلق كرده كه اين قضيه براي حفظ نمايشنامه بسيار دير است. او بر خلاف رادي فاقد تخيل، خاطره، طنز و ايجاد مهر و خروش است.
به گفته بيضايي، بايد "چوب زير بغل" را از شخصيت نويسنده گرفت و چيزهاي كه او لازم دارد به او داد. چوب زير بغل به نويسنده ضربه زده، بايد او را زنده كرد، بامداد نويسنده متعهد نيست حركت ندارد مبارزه نميكند.
وي ادامه داد: «مريم» در اين نمايشنامه از بهترين شخصيتهايي است كه رادي نوشته. زني صبور و غيرمتوقع كه خود را قرباني ميكند. در اين اثر، عنوان ميشود مريم بچهدار نميشود ولي نمايشنامه به سادگي از آن ميگذرد در واقع رادي اين كار را ميكند تا زايندگي را به مرد دهد و در آخر اثر، تركيب و زايش خانواده كتاب نوشته شده است. شخصيتهاي نمايشنامه «از پشت شيشهها» زندگي نميكنند بلكه ناظر زندگي ديگرانند.
بيضايي يادآور شد: زماني قرار بود در حضور رادي اين اثر را اجرا كنم ولي هيچ وقت فرصت آن پيش نيامد ولي اميدوارم يك روزي نسخه اوليه اين نمايشنامه را اجرا كنم. لازم است نمايشنامههاي او اجراي شايستهاي پيدا كنند. جاي او در تئاتر ايران خيلي خالي است.
اين نشست با تقدير از «حميده بانو عنقا» و «بهرام بيضايي» پايان يافت. کد مطلب : 55550 |