پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش تاريخ و جغرافيا

سرپرست دانشنامه ادب فارسي:

  جهان ايراني شايسته‌ترين نام براي گستره فرهنگي ايران است

10 مرداد 1389 ساعت 14:41
حسن انوشه گفت: شاخصه اصلي حوزه تمدني ما، زبان فارسي است. به نظر من بهترين گزينه و نام براي اين حوزه زباني، «جهان ايراني» است. ‌ما نمي‌توانيم چنين حوزه‌اي را «جهان افغاني» بناميم چون افغان يك قوم است و افغانستان يكي از مولفه‌هاي همين تمدن است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نشست تخصصي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا به «گستره شرقي ايران فرهنگي» اختصاص داشت كه عصر روز شنبه 9 مرداد در سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب برگزار شد. در اين نشست دكتر محمدسرور مولايي، دكتر جواد منصوري، حسن انوشه و حبيب‌الله اسماعيلي سردبير كتاب ماه تاريخ و جغرافيا حضور داشتند و به بحث و گفت‌وگو درباره گستره شرقي ايران فرهنگي پرداختند. 

انوشه در ادامه سخنانش افزود: افزون بر اين كه آداب و فرهنگ و مشتركات ديگري هم داريم كه بايد آن‌ها را در نظر داشت. به نظر من بهترين گزينه و نام براي اين حوزه زباني، «جهان ايراني» است. اين حوزه تمدني، در ناحيه شرق تا استان «سين جيان» در چين امتداد دارد، تا جنوب تاجيكستان مي‌رسد و به ناحيه «گوش» در قرقيزستان گسترش مي‌يابد. 

اين استاد دانشگاه اين حوزه تمدني، پيش از اسلام وجود داشته و در دوره اسلامي تداوم پيدا كرده است. مردم اين حوزه، در ناحيه شرق، به سبب دوري از خلافت بغداد، زودتر از جاهاي ديگر توانستند هويت خود را بازسازي كنند و حوزه تمدني جديدي بوجود بياورند. 

سرپرست دانشنامه ادب فارسي خاطرنشان كرد: نخستين كتاب‌هاي فارسي هم در اين ناحيه و حوزه نوشته شد و كتاب‌هاي فلسفي، پزشكي، تفسير و شعر فارسي در همان جا پديد آمد. از اين ناحيه بود كه رفته رفته زبان فارسي به طرف غرب آمد و تا كنار درياي مديترانه رسيد.

گسترش تمدن ايراني جهاني با شاعران ايراني
وي افزود:‌ جهان ايران، وجوه تمايز بسياري با جهان عرب و هند و چين دارد و داراي حوزه تمدني ويژه خود است. اگر مهم‌ترين ويژگي تمدن را ساختن انسان تازه‌اي بدانيم، آنگاه مي‌توانيم بگوييم كه تمدن ايراني چنين كاري را با عرضه كردن انسان‌هايي چون فردوسي، سنايي، مولانا و رودكي و... انجام داد و به گسترش تمدن جهاني كمك كرد. 

اين پژوهشگر يادآور شد: هنگامي كه مي‌بينم رودكي از ايران نام مي‌برد و عنصري و فرخي در قصايد خود، محمود غزنوي را «شاه ايران» مي‌نامند و نظامي گنجوي افتخار مي‌كند كه در دل ايران زندگي مي‌كند، درمي‌يابيم كه «جهان ايراني»، با رويكردي فرهنگي، وجود داشته است. 

مترجم كتاب «تاريخ غزنويان» خاطرنشان كرد: چهار تن از بزرگترين محدثان اسلامي، ايراني‌اند. بنابراين زبان فارسي و دين اسلام، منافاتي با هم ندارند. اتفاقا زبان فارسي بود كه باعث گسترش دين اسلام در منطقه شرق شد. حتي اقوامي مثل ترك‌ها هم نه تنها دشمني با زبان فارسي نداشتند، بلكه حامل زبان و فرهنگ ايراني هم بودند. 

وي افزود: سلطان محمد فاتح هنگامي كه استانبول را گرفت، به مناسبت پيروزي‌اش، رباعي به زبان فارسي سرود. در آسياي ميانه هم همين گونه بوده و فرمانروايان آن‌جا به فارسي شعر مي‌گفتند. پس فارسي، تنها زبان ايرانيان نيست بلكه زبان حوزه تمدني ايران است. از اين رو ضرورت دارد كه جست‌وجو كنيم تا دريابيم كه چه چيزي اقوام اين منطقه را و حوزه تمدني‌شان را به هم نزديك مي‌كرده است. 

گردآورنده «جشن‌نامه استاد دکتر سيد جعفر شهيدی- مجموعه پنجاه مقاله تحقيقی- به پاس پنجاه سال تلاش علمی و فرهنگی» گفت: مردم اين حوزه تمدني، همواره با هم نقل و انتقالات فرهنگي داشته‌اند اما دولت‌هايشان در ستيز بودند. همانند درگيري ايران و عثماني. اما در همان عثماني كه با ايران جنگ و ستيز داشت، كتاب‌هاي فراواني به زبان فارسي نوشته شد.

نام جغرافيايي در قرون اوليه اسلامي مطرح نيست
سپس دكتر جواد منصوري، محقق تاريخ معاصر و استاد دانشگاه گفت: فرهنگ اسلامي هنگامي كه حاكميت خودش را در بخش غربي شبه جزيره برقرار كرد، به‌سختي توانست فراتر از حاكميت سياسي پيش برود، چون به مانع مسيحيت برخورد كرد. به عبارت ديگر، فرهنگ عربي اسلامي، در غرب به دليل آن كه خود را صاحب آن فرهنگ مي‌دانست، نتوانست چندان جا بيفتد. آن مقدار هم كه پذيرفته شد، زبانشان را تغيير دادند و عرب شدند. اما در قسمت شرق، قضيه كاملا متفاوت بود.
وي افزود: در قرون اوليه اسلامي، اصلا نام جغرافيايي مطرح نيست. در قرن‌هاي ششم و هفتم هنگامي كه نامي از ايران به ميان مي‌آيد، صرفا اشاره است به يك فضاي تنفسي در ادبيات و فرهنگ پيشين و در فرهنگ جديد نام ايران نمي‌گنجد. اين خراسان بزرگ است كه قدرت اصلي فرهنگ اسلامي مي‌شود. آن موقع فرهنگ اسلامي داشتيم اما نامي از ايران برده نمي‌شد. 

معاون اطلاع‌رساني مركز اسناد انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: درست است كه ادبيات فارسي تا شبه قاره و جنوب شرق آسيا رفته است اما باز نامي از ايران و حتي زبان فارسي نيست بلكه سخن از فرهنگ اسلامي است. بحث ايران فرهنگي، تنها در يكي دو قرن اخير است كه رواج پيدا كرده است و قبلا چنين عنواني شناخته شده نبود. 

وي افزود:‌ در چين هم كه زبان فارسي وجود داشت، هيچ‌گاه خط آن را «خط ايراني» نمي‌خواندند، يا به سعدي، «شاعر ايراني» نمي‌گفتند، او را «شاعر مسلمان شيرازي» مي‌شناختند. البته آن‌ها مي‌دانستند كه شيراز در حوزه جغرافيايي ايران قرار دارد اما او را متعلق به جهان اسلام مي‌دانستند. آن‌چه در آن قرن‌ها مطرح بود، فرهنگ اسلامي بود. 

اين محقق و پژوهشگر تاريخ يادآور شد: ما اگر محكوم نبوديم كه مرزهاي جغرافيايي امروز را بپذيريم، آيا غير از اين بود كه از «سين كيانگ» چين تا «بنگال»، از فرهنگ اسلامي سخن گفته مي‌شد؟ اما مرزهاي جغرافيايي كنوني، نام‌هاي ايران، افغانستان، تاجيكستان و... را پديد آورده است. در 150 سال گذشته اين اتفاق رخ داد كه مرزها به تدريج شكل گيرد. در نتيجه اين ذهنيت بوجود آمد كه ايراني و افغاني و تاجيكي، جداي از هم هستند. ما متوجه نبوديم كه مرزبندي‌هاي جغرافيايي، هويت ما را دگرگون مي‌كند.

زبان فارسي يكي از مولفه‌هاي ايران فرهنگي است
وي افزود:‌ ايران فرهنگي چند مولفه دارد، يكي از آن مولفه‌ها زبان فارسي است. درست است كه حروف اين زبان عربي است و به مقدار زيادي كلمات عربي دارد اما عربي نيست و با آن متفاوت است. مولفه دوم آن اسلام است و سومين آن يك سري آداب و رسومي است كه در اين حوزه تمدني، از كاشغر تا آسياي صغير، وجود دارد. 

اين را هم بايد گفت كه در اين حوزه تمدني، اسلام به شكل پوياتري پذيرفته شد. تمدن ايراني، بنا به شرايط و درك و استعداد، تمدن اسلامي را شكل داد. آن‌چه ما به نام تمدن اسلامي مي‌شناسيم، دو سوم آن شامل حوزه تمدني ايران است. دو مساله‌اي كه در واگرايي و جدايي ميان ملت‌ها و كشورهاي اين حوزه بسيار تاثير داشته است، يكي نقش قدرت‌هاي استعماري بزرگ است كه اسناد و مدارك و شواهد آن را تاييد مي‌كنند. مطلب دوم جهالت مذهبي بوده است. اين جهالت، در واگرايي و جدايي، بسيار موثر بوده است. 

منصوري در پايان سخنانش خاطرنشان كرد: نكته‌اي كه مي‌تواند به همگرايي كمك كند، تاسيس مراكز مطالعاتي مشترك است. بايد استادان ايران و افغاني با هم در ارتباط باشند تا ذهنيت‌هاي اشتباه، تصحيح شود. مبادله كتاب‌ها، توليدات علمي مشاهير و بزرگان، نيز در شناخت همديگر موثر است. اين سبب خواهد شد كه آگاهانه‌تر با هم برخورد كنيم. كار ديگري كه بايد بشود، بيشتر كردن رفت و آمدهاست. 

سلسله نشست‌هاي تخصصي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا به كوشش ماهنامه تاريخ و جغرافيا و موسسه خانه كتاب برگزار مي‌شود و هر بار موضوعي محوري را پي‌گيري مي‌كند و پس از نقد و بررسي با استادان تاريخ، كارشناسان و پژوهشگران در كتاب ماه تاريخ و جغرافيا در بخش گفت‌وگو منتشر مي‌شود.
کد مطلب : 76980
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
حسن انوشه
حسن انوشه
خبرنگار : آناهيد خزير
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل