امير علي نجوميان در نشست نقد كتاب «شب ممكن»گفت: نقد معاصر درصدد است بدون پيشانگاشتها جلو رود
| 17 شهريور 1389 ساعت 14:19 |
اميرعلي نجوميان در نشست نقد «شب ممكن» گفت: نظريه و نقد ادبي در چند سال اخير تلاش ميكند كه آثار را بدون قالبها و گرامرها نقد كند. علت اصلي مناقشات اين روزها در نقد، نگاه به آثار در انطباق با قالبهاست و بر اين اساس ما بايد از قوانين از پيشتعيينشده در نقد خودداري كنيم._ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، كامران سپهران، در نشست نقد كتاب «شب ممكن» نوشته حسن شهسواري، كه عصر ديروز (سهشنبه، 16 شهريور) با حضور اميرعلي نجوميان و يونس تراكمه در مركز فرهنگي شهر كتاب برپا شد، گفت: ارتقاي مضامين عامهپسند، شاعرانگي و كشش روايي و عنصر طنز، فضايي چند حسي در اين اثر ايجاد كرده كه ما در آثار عامهپسند نميبينيم. نقطه قوت داستان اين كتاب در توصيف است؛ نه در ديالوگها؛ و چندلايگي در توصيفها نهفته است.
وي با طرح سؤالي مبني بر اين كه آيا اين اثر داستان پستمدرنيستي خوبي به شمار ميآيد، يا خير؟ گفت: به اعتقاد من بايد در داستان قطعيتي باشد كه عدم قطعيت به دنبال آن اتفاق بيفتد، در غير اين صورت درها به سوي بينهايت امكانات باز ميشود. در اين كتاب شگردهاي پستمدرنيستي در اغلب اوقات اجازه جلو رفتن روايت را نميدهد و شناخت شخصيتها بيش از طرح داستاني مدنظر است. واضح است كه شگردهاي پستمدرنيستي، بخشي از دغدغههاي ايشان در نوشتن اين كتاب بوده است.
تراكمه نيز در بخش ديگري از اين نشست گفت: من نيز معتقدم كه داستانهايي موفقاند كه با طرح اوليه نوعي قطعيت همراه شوند و از اين حيث جاي پاي سفتي در اثر وجود داشته باشد و كار از سياليتي بي معني نجات پيدا كند.
سپس نجوميان درباره سؤال سپهران، مبني بر اينكه آيا كتاب «شب ممكن» اثر پستمدرنيستي خوبي است، يا خير؟ گفت: چرا ما ميانديشيم كه مجبوريم در يك سري قواعد و ويژگيهاي ثابت يك مكتب درباره يك اثر حرف بزنيم؟ نكاتي كه به عنوان ويژگيهاي يك مكتب ادبي مطرح ميشوند، تا به حال و بيشتر اوقات مورد مناقشه بوده است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: مشكل اصلي همه آكادميهاي دنيا اين است كه يك سري ويژگيها را چارچوب ميكنند و براساس آن سنگ محك، به بررسي آثار مينشينند.
اين زبانشناس همچنين گفت: برخي مقاومتها از ديد مؤلفان در مورد مكاتب آن است كه مكتبها، بحث را در مورد آثار جزمي ميكنند. من در اغلب كلاسهايم در حوزه مكاتب ادبي از ابتدا، درباره اينكه مكتب، مفهومي ايراددار است، صحبت ميكنم و بعد به توضيح و تفسير آن مكتب ميپردازم.
نجوميان در ادامه با توضيح در مورد برخي ويژگيهاي آثار پستمدرنيستي گفت: اصرار دارم كه اين اثر پستمدرنيست نيست. فصل آخر اين كتاب فصلي است كه قطعيت دارد و توهم واقعيت را ميدهد و بدينگونه اين اثر لنگر معنايي پيدا ميكند كه از اين حيث شبيه رمان «فانوس دريايي» ويرجينيا ولف است. آثار پستمدرنيستي براي ما لنگرگاههاي معنايي باقي ميگذارند و اساساً انگيزه ادبيات پستمدرنيستي بيان دوباره معنا است.
وي با توضيح درباره وضعيت نقد در نسبت با چگونگي انطباق قالبها و مكاتب بر آثار گفت: شايد يكي از دلايل مناقشه و مشكلات در نگاه به آثار، رجوع به مكاتب و چگونگي استفاده از قالبها باشد. در حالي كه اگر ما از چارچوب قالبها و گرامرها بيرون بياييم، راحتتر ميتوانيم درباره آثار حرف بزنيم.
اين منتقد در پايان تصريح كرد: نقد معاصر به دنبال آن است كه بدون پيشانگاشتها بحث كند. مثلاً «ژيژيك» در تلاش نيست تا نقدش را براساس يك مبحث از پيش تعيينشده مطرح كند. ميتوان گفت كه نظريه و نقد ادبي در چند سال اخير درصدد است تا از چهارچوبها خارج شود، چرا كه نبايد از آثار در قالبهاي ادبي ايراد گرفت و يا آنها را تأييد كرد.
رمان «شب ممكن»، نوشته حسن شهسواري، سال گذشته(88) از سوي نشر چشمه منتشر شد. کد مطلب : 80750 |