«هارولد پينتر» نمايشنامه مرگ را نوشت از ادبيات تا سياست؛ از پينتر تا پينترسك
هارولد پينتر، نمايشنامهنويس بزرگ انگليسي 24 دسامبر در 78 سالگي در گذشت. او كه 10اكتبر 1930 به دنيا آمده بود، با كارهاي ادبياش سبك «پينترسك» را به فرهنگ جهاني هنر نمايش افزود. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، تايمز درباره پينتر نوشت: در ميان نمايشنامهنويسان معاصر، «هارولد پينتر» جايگاهي ويژهاي داشت. او تاثيري عميق و ماندگار در ميان نمايشنامهنويسان پس از خود باقي گذاشت كه نه تنها در زادگاهش انگلستان كه در ديگر سرزمين ها نيز كاملا مشهود بود. از اين رو به راحتي ميتوان گفت كه هيچ نمايشنامهنويس ديگري به چنين پايهاي از افتخار دست نيافته است.
«پينتر» كه در 36 سالگي نشان افتخار امپراتوري بريتانيا را گرفته بود، سال 2002 نشان افتخار ملي و سال 2005 نيز جايزه نوبل ادبيات را از آن خود كرد.
توانايي بيمانند او در نوشتن به او اين اجازه را ميداد تا در خلال اين كار به بازيگري نيز بپردازد؛ هرچند اشتهارش در اين زمينه كمتر از نمايشنامهنويسي بود، اما ارزش آن كمتر نبود. پيش از آنكه او به 30 سالگي برسد، در بيش از 100 نقش در نمايش معتبر و مشهور بازي كرده بود؛ اين نقش ها شامل طيف متنوعي ميشد كه دربرگيرنده يك قاتل رواني تا آقاي روچستر و از ماكسيم دو وينتر در «ربكا» تا نقشهاي دزد و پليس هم ميشد.
پس از آن او نقش هاي به ياد ماندني در نمايشنامههاي خودش بازي كرد و در فيلم نيز ظاهر شد. او با كسب تجربه بيشتر در عرصه نمايش دريافت كه چگونه با استفاده از واژههاي كمتر ميتوان به تاثير بيشتر بر مخاطب دست يافت و از مشاركت آنها سود جست.
«ديويد هير» منتقد نوشته است: پينتر هرگز به تماشاچيانش اجازه نميداد كه دست بسته به هر چه به سادگي به آنها عرضه ميشد و آن را روي صحنه ميديدند تسليم شوند يا به آنها به صورت مستقيم بگويد اين همان است كه مشتاقانه ميخواهم به شما بگويم. براي همين هم آثار او به كارهايي جاودانه و غيرقابل تقليد بدل شده است.
بازيگران نيز به سهم خويش، تقريبا هميشه از صحبت كردن درباره آثار او لذت ميبردند و برخلاف برخي از كارهاي اوليهاش، به ندرت نوشتههاي پينتر را دشوار يا پيچيده مييافتند. آنها از قدرت نوشتههاي «پينتر» كه فضايي از تهديدي پنهان يا عشق را منتقل ميكرد لذت ميبردند و از اينكه ميديدند اين قدرت چگونه ميتواند به صورت انفجار خندهاي همزمان در ميان تماشاگران بروز كند، سرشار ميشدند. اين در حالي بود كه بيشتر نمايشهاي او درباره سنتها، با شوكي از صداهاي ناهنجار غيرمنتظره، ارائه وقاحت بيحد شخصيت در تركيب با اشراف منشي ساختگي و متظاهرانه يا به صورت مونولوگي در يك پرده ظاهر ميشد.
پينتر كه پسر «هيمن پينتر»، خياط بانوان و «فرانسيس» بود، سال 1930 در هاكني لندن به دنيا آمد و كودكياش را در شرق لندن گذراند. او بر اين باور بود كه ريشه پدرياش به كوليهاي مجاري ميرسد و احتمالا مقداري هم از خون پرتغالي با آن تركيب شده است و اين به خاطر اين بود كه بتواند شخصيت پرشور و آتشي مزاجي چون خود را توجيه كند.
بين سالهاي 1943 و 1947 او در مدرسه گرامر «هاكني داونز» درس خواند و همانجا ركورد «دو» مدارس را با دويدن 100 يارد در 2/10 ثانيه از خود به جاي گذاشت و بر صحنه تئاتر مدرسه نيز در نقش مكبث و رومئو ظاهر شد. او اين تجربيات را مديون آموزگار محبوبش «جو بررلي» بود كه با آشنا كردن او با نمايشنامههاي «جان وبستر»، روح تيره نمايشنامههاي روانشناختي را به او معرفي كرد. در همان مدرسه بود كه او شيفته كريكت هم شد و اين شوق تا آنجا با او بود كه سالها رياست كلوپ كريكت گيتيز را برعهده داشت.
در سال 1948 به مدرسه بازيگري رفت؛ اما پس از دو ترم، تحصيل در آنجا را رها كرد. در همان سال او براي خدمت در بخش امنيتي ارتش فراخوانده شد؛ اما از آنجا كه از جنگ سرد بيزار بود، از اين كار خودداري و از خود به عنوان مخالفي با وجدان دفاع كرد. اما دو دادگاهي كه براي اين امر تشكيل شد، با دفاعيه او موافقت نكرد. او بعدها گفت آن قدر عقل داشت كه بفهمد نبايد وارد اين جريانها شود.
در اوايل دهه 50، پينتر اشعار خود را منتشر كرد؛ بعد به بازيگري روي آورد و با نام «ديويد بارون» ظاهر شد. ابتدا او با كمپاني ايرلندي مك مستر با قرارداد هفتهاي 6 پوند آغاز به كار كرد و در نمايش «يك دروه طلايي براي من» روي صحنه رفت.
پينتر نخستين نمايشنامهاش با عنوان «اتاق» را كه ظرف 4 روز نوشته بود، در سال 1957 به كمك دانشگاه بريستول ارائه كرد و پس از آن سالهاي پرباري را پشت سر گذاشت كه «جشن تولد» (1958) و «پيشخدمت» (1960) از آن جمله است. اين آثار با وجود آنكه در آن زمان به عنوان كارهايي نااميدانه و پوچ گرايانه ارزيابي شدند؛ اما امروز از شاهكارهاي نمايشنامهنويسي جهان محسوب ميشوند.
در همين سالها بود كه اولين كارهايش كه بيشتر از نمايشنامههاي كوتاه تشكيل ميشدند، بر صحنه رفت. بيشتر اين نمايشها به كارگرداني «پيتر هال» دوست و همكار پينتر، روي صحنه ميرفت. پس از آن نوبت نمايشنامههاي بلند رسيد كه با موفقيت بينالمللي نيز روبهرو شدند؛ «بازگشت به خانه » (1965)، «روزهاي گذشته» (1971)، «جايي براي مردها نيست» (1975) و «بي وفايي» (1978) از آن جملهاند.
سال 1983 پيوند اين دو دوست و همكار گسسته شد و از آن پس پينتر عرصه كارگرداني را تجربه كرد. او در سال 1977 از همسر بازيگرش «ويوين مرچنت» كه با هم در بسياري از نقش هاي ظاهر شده بودند، جدا شد و سه سال بعد با «آنتونيا فريزر» ازدواج كرد.
سال 1980 «خانه گرم» را بر صحنه برد و سال 1993 «مهتاب» را. اين كارها در كنار كارهاي بعدي مثل «صداي خانواده» و «ايستگاه ويكتوريا» به موضوع مورد علاقه پينتر يعني خاطرات و زمان مربوط است و مثل كارهاي ديگري چون «زبان كوه»، «وقت ميهماني»، «يكي براي جاده» و «خاكستر به خاكستر» در اصل بيانيههاي سياسي هستند كه با لحن موجز شعري نوشته شدهاند.
از اين دوره ديگر نه تنها سياست موضوع محوري آثار اوست؛ بلكه موضوعي است كه او در جمع و براي عموم هم درباره آن صحبت مي كند. او به عنوان يك پشتيبان فعال «عفو عمومي بينالملل» و «مبارزه براي خلع سلاح هستهاي» و ديگر مبارزات معترضانه، تمام تلاش خود را بر قربانيان اين وقايع متمركز و از حقوق بشر دفاع و به شدت با ديكتاتوري ها مبارزه ميكرد، همانطور كه در بسياري از شخصيتهاي منفي، حمله به عراق و حمله به آمريكا را نيز محكوم كرده است.
در 2003 مشخص شد كه پينتر به سرطان مري مبتلاست. او با شور تمام با بيماري مبارزه كرد و در اين راه همراهي همسرش ليدي آنتونيا بسيار تعيينكننده بود، چنان كه روز پيش از جراحي، آنها يك ميهماني با حضور دوستان ترتيب دادند. نتيجه عمل هم موفقيت آميز بود. با اين حال پس از آن مشكلات متعدد ديگري سلامت پينتر را به خطر انداخت.
كمي پس از آن كه او برنده جايزه نوبل شد،در مصاحبه اي اعلام كرد كه ديگر نمايشنامهاي نخواهد نوشت: «29 نمايشنامه نوشتهام و واقعا فكر مي كنم كه اين تعداد كافي باشد.» در عين حال معتقد بود بايد شعرهاي بيشتري مينوشت. با اين حال كارش در دنياي سياست را با قوت بيشتري دنبال كرد.
به عنوان يك مرد او با دوستان و همكارانش بسيار گرم و همراه مينمود؛ اما مثل نمايشنامههايش، اغلب هيجانزده و مضطرب بود. جوهره نوشتههاي او قدرت احساسي عظيم نهفته در پس روح واژههاست. او بدون هر گونه بحث مهمترين و نابترين نمايشنامه نويس امروز است و اصطلاح «پينترسك» با اشاره به سبك او امروز بخشي از زبان منتقدان نمايشنامه و تئاتر است.
از پينتر، همسرش «ليدي آنتونيا فريزر» و يك پسر از ازدواج اولش به جاي مانده است.
ترجمه: رويا ديانت کد مطلب : 31303 |