به گفته دكتر يزدان منصوريان، هر چه افراد یک جامعه در امور جاری خود بیشتر از کتاب و منابع اطلاعاتي استفاده کنند، در واقع فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در آن جامعه گستردهتر خواهد بود.\
يزدان منصوريان، استاديار دانشگاه تربيت معلم تهران و از اعضاي هيات رييسه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران، به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: توسعه کتابخوانی از دو دیدگاه قابل بررسی است که هر یک در جای خود اهمیت دارد. در دیدگاه نخست توسعه کتابخوانی از منظر سطح و گستره نياز به توجه دارد.
وي خاطرنشان كرد: بر این اساس، گاهی توسعه کتابخوانی به صورت کلان مورد توجه قرار میگیرد که دولتها مسوول برنامهریزی به شمار می آیند و حرکت در جهت تحقق این هدف شامل طرحهای ملی و برنامههای درازمدت است. گاهی نیز نگاهی خرد به این موضوع مبنای بحث قرار میگیرد و نهادهای اجتماعی چون خانه، مدرسه و کتابخانه مبنای توسعه فرهنگ مطالعه معرفی میشوند.
منصوريان ادامه داد: این دو نگاه کاملاً با هم همپوشانی دارند و هیچ یک بدون دیگری ممکن نیست. به بیان دیگر توسعه فرهنگ مطالعه از یک سو مستلزم برنامه ریزی کلان و راهبردی برای آن و از سویی دیگر نیازمند پیگیری این برنامهها در سطوح خردتر است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: دیدگاه دوم در توسعه کتابخوانی، معطوف به فرایندی است که طی آن فرهنگ مطالعه در سطوح مختلف جامعه نهادینه میشود. در این دیدگاه که بیشتر مبتنی بر اصول روانشناسی یادگیری است، مطالعه به عنوان رفتاری پایدار شناخته میشود که باید در فرد نهادینه شود. به گونهاي که افراد جامعه سومندی مطالعه را باور داشتهباشند، مشتاقانه به آن روی آورند و آن را به عنوان فعالیتی مستمر و همیشگی در زندگی تلقی کنند. در این رویکرد، مولفههای موثر بر فرایند تثبیت

به نظر میرسد تا زمانی که نمایشگرهای رایانه بتوانند رغبتی شبیه کاغذ در خوانندگان ایجاد کنند فاصله زیادی وجود دارد. به همین دلیل هنوز مطالعه بر روی کاغذ آسانتر و مطلوبتر است
عادت به مطالعه شناسایی و تقویت میشوند.
وي همچنين گفت: توسعه فرهنگ مطالعه گرچه متاثر از سیاستهای راهبردی و کلانی است که در دیدگاه نخست مطرح شد، ولي هر فرد جامعه به عنوان یادگیرندهای مادامالعمر شناخته میشود که باید خود را به مهارتهای آموختن مجهز كند و کسب این مهارتها بیش از هر چیز مستلزم مطالعه مستمر است. در مجموع، توسعه کتابخوانی مستلزم فراهم آوردن شرایطی است که منجر به مراجعه بیشتر قشرهای مختلف جامعه به انواع منابع اطلاعاتی شود.
استاديار دانشگاه تربيت معلم خاطرنشان كرد: باید ميان دو مفهوم کلی «مراجعه به منابع اطلاعاتی» و «مطالعه کتاب» تفاوت قايل شد. مطالعه کتاب فقط شکلی از مراجعه به منابع است. البته به دلیل قدمت کتاب در جوامع انسانی و جایگاه رفیع آن در تمدن بشری، اهمیت آن در مقایسه با سایر منابع، بارز و برجسته است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا منظور از توسعه كتابخواني، افزايش تعداد كتابخوانان است يا تغيير در ديدگاه نسبت به نشر، توزيع كتاب و آموزش كتابخواني را شامل ميشود؟ افزود: هر دو مورد اهمیت دارد، ولي متغیر دوم مهمتر است. به بیان دیگر، گرچه افزایش کمّی تعداد کتابخوانان را میتوان شاخصی برای توسعه مطالعه در نظر گرفت، ولي ایجاد نگرشی واقعگرا در میان افراد جامعه به امر مطالعه اهمیتی مضاعف دارد. هرگاه نگرش افراد جامعه به مطالعه به گونهای باشد که آنان مطالعه را بخشی جداییناپذیر از امور جاری زندگی بدانند، به دلایل مختلف به منابع گوناگون از جمله کتاب مراجعه کنند، در تصمیمگیریهای خود از این اطلاعات بهرهمند شوند، یا اوقات فراغت خود را با آن پرکنند این نگرش در جامعه شکل گرفته است. به بیان دیگر، هرگاه مطالعه کتاب در یک جامعه از یک فعالیت جنبی و موردی به امری مستمر و ضروری تبدیل شود فرهنگ مطالعه در آن توسعه یافته است.
همچنين فرهنگ مطالعه زمانی در جامعه نهادینه می شود که اغلب افراد مطالعه را مشتاقانه و از سر رغبت انجام دهند و

فرهنگ مطالعه زمانی در جامعه نهادینه میشود که اغلب افراد مطالعه را مشتاقانه و از سر رغبت انجام دهند و به سودمندی آن برای بهبود زندگی باور داشته باشند
به سودمندی آن برای بهبود زندگی باور داشته باشند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه چه تفاوت هايي ميان كتابخواني و مطالعه تفاوت وجود دارد؟ گفت: مطالعه مفهومی گستردهتر از کتابخوانی است. در واقع مطالعه به شیوههای گوناگونی انجام ميشود که کتابخوانی یکی از آنهاست. در مطالعه فعال، خواننده در جستوجوی موضوع مشخصی است و نتیجه آن، یا وي را در تصمیم گیری بهتر درباره موضوع مورد نظرش یاری کند یا بر دانش خواننده بیفزاید. در مطالعه غیرفعال، الزاماً پیوندی با امور جاری زندگی خواننده برقرار نمیشود و تاثیر آن در رفتار یا تصمیمگیری او چندان مشهود نیست. نتيجه و تاثير اين فرايند بر يادگيري و رفتار خواننده از تفاوت كتابخواني و مطالعه مهمتر است.
دكتر منصوريان، همچنين گفت: اگر مطالعه را در عامترین شکل ممکن به عنوان «تعامل هدفمند انسان با منابع اطلاعاتی» بپذیریم، در این صورت چنانچه استفاده از اینترنت و مطالعه وبسایتها با هدف کسب اطلاعات مفید صورت پذیرد، جزيی از مطالعه به شمار میآید. البته در این نوع مطالعه شکل منابع مورد استفاده الکترونیکی است و رسانه مورد استفاده نیز به جاي کاغذ، نمایشگر رایانه است. مرز بین این دو نوع مطالعه وقتی نامرئیتر میشود که در بسیاری از موارد کاربران اینترنت منابع مورد نیاز خود را ابتدا به چاپ میرسانند و بعد مطالعه میکنند و در اینجا دیگر نمیتوان گفت که سرانجام مطلب مورد استفاده را باید چاپی فرض کنیم یا الکترونیکی بدانیم. به نظر میرسد تا زمانی که نمایشگرهای رایانه بتوانند رغبتی شبیه کاغذ در خوانندگان ایجاد کنند فاصله زیادی وجود دارد. به همین دلیل هنوز مطالعه بر روی کاغذ آسانتر و مطلوبتر است. در عين حال محدودیتهای زیستمحیطی، ما را به صرفهجویی در مصرف کاغذ فرا میخواند و بهتر است در موارد غیرضروری از چاپ منابع الکترونیکی پرهیز کنیم.
وي همچنين در

هرگاه مطالعه کتاب در یک جامعه از یک فعالیت جنبی و موردی به امری مستمر و ضروری تبدیل شود فرهنگ مطالعه در آن توسعه یافته است
پاسخ به اين پرسش كه تعريف فرهنگ كتابخواني در جوامع پيشرفته با جوامع كمتر توسعه يافته چه تفاوتي دارد؟ خاطرنشان كرد: در جوامع توسعه یافته مراجعه به منابع اطلاعاتی به طور عام و مطالعه کتاب بهطور خاص گسترش چشمگیری یافته و به نوعی در درون جامعه نهادینه شده است. اما در جوامع در حال توسعه، مطالعه بیشتر یک امر جنبی و موردی است و معمولاً در گروههای معددوی از جامعه عمومیت دارد و بسیاری از افراد ضرورت آن را احساس نمیکنند.
به عقيده دكتر منصوريان، تاثير كتابخوان بر جامعه و بر عكس فرايندي دوسويه است. در واقع رفتار و عملکرد افراد اهل مطالعه تاثیر خود را بر جامعه نشان میدهد و از سویی دیگر یک جامعه اهل مطالعه افراد علاقهمند به کتاب و مطالعه تربیت میکند.
وي در نهايت در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ما كه اساسا آيا توسعه كتابخواني نياز به تبليغ دارد؟ گفت: بیتردید تبلیغ در این زمینه موثر است. در عين حال تبلیغ غیر مستقیم موثرتر خواهد بود. منظور از تبلیغ غیرمستقیم، نشان دادن نتایج و اثرهاي مثبت مطالعه به افراد است بیآنکه بهطور مستقیم به آنها بگوییم مطالعه کنند. به عنوان نمونه در میان بيشتر متخصصان یادگیری و مطالعه این اتفاق نظر وجود دارد که عادت به مطالعه باید از دوران کودکی شکل گیرد و باید کودکان را در خانه و مدرسه به مطالعه تشویق کنیم. یک نکته اساسی در این میان فراموش میشود که عادت مطالعه در کودکان فقط در صورتی ایجاد میشود که آنان شاهد مطالعه والدین و معلمان خود باشند.
در واقع نمیتوان در گسترش عادت به مطالعه توجه خود را فقط به کودکان معطوف کنیم و از بزرگسالان غافل شویم. حتی شاید بتوان گفت اگر بتوانیم پدران و مادران را به مطالعه تشویق کنیم خود به خود عادت مطالعه در کودکان ایجاد میشود. در خانهای که کودکان شاهد مطالعه والدین خود باشند، علاقهمندی به خواندن در آنان نهادینه خواهد شد.