پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش ادبيات

يوجين اونيل:

  زندگی قلقلكم می دهد

28 مهر 1387 ساعت 13:12
«يوجين گلدستون اونيل» نمايشنامه‌نويس آمريكايی در 16 اكتبر سال 1888 متولد شد. نوشته كوتاه زير به بررسی زندگی و كار اين برنده نوبل ادبی می‌پردازد.\
خبرگزاری كتاب ايران (ايبنا)، «يوجين اونيل» برنده نوبل ادبيات سال 1936، در 16 اكتبر 119 سال پيش در نيويورك متولد شد. در طول 65 سال زندگی او، جامعه آمريكا دستخوش تحولات زيادی شد كه اين تحولات به نحوی در آثار وی منعكس شده‌اند. نوشته كوتاه زير به زندگی و آثار اين نمايشنامه‌نويس می‌پردازد.

«يوجين اونيل» كه در هتلی در نزديكی تاتر برادوی متولد شده بود به جز جايزه نوبل سال 1963 چهار بار برنده جايزه پوليتزر در در رشته نمايشنامه‌نويسی شد. 

او اين جايزه را برای نمايشنامه‌ها‌ی «فراتر از افق» (1920)، «آنا كريستی» (1922)، «ميان‌پرده‌ای شگفت‌انگيز» (1928) و «سير روز در شب» (1957) دريافت كرد. 

«اونيل» به خاطر بالا بردن اعتبار
«اونيل» به خاطر بالا بردن اعتبار تاتر آمريكا از ريشه‌های بی‌ارزش و محدود آن به سوی هنری قابل احترام در دنيا شناخته می‌شود و او را مهم‌ترين و برجسته‌ترين نمايشنامه‌نويس آمريكايی می‌دانند
تاتر آمريكا از ريشه‌های بی‌ارزش و محدود آن به سوی هنری قابل احترام در دنيا شناخته می‌شود و او را مهمترين و برجسته‌ترين نمايشنامه‌نويس آمريكايی می‌دانند.

پدر او «جيمز اونيل» يكی از محبوب‌ترين بازيگران تئاتر آمريكا در قرن نوزدهم بود. «اونيل»جوان اكثر كودكی‌ خود را به همراهی با پدرش در تورهای نمايشی او گذراند. 

وی در سال 1906 به دانشگاه پرينستون راه يافت ولی بعد از يك سال اخراج شد. پس از ترك دانشگاه به مشاغل مختلفی روی آورد اما هميشه بعد از مدت كوتاهی يا خودخواسته كار را ترك می‌كرد و يا اخراج می‌شد.

 «اونيل» سرانجام به عنوان ملوان كشتی مشغول به كار شد و با اينكه از بيماری افسردگی‌ رنج می‌برد به دريا عشق می‌ورزيد. بعدها عرشه كشتی محل وقوع بسياری از نمايشنامه‌های او بود.

وی درسال 1912 به بيماری سل مبتلا شد و وقتی دوره نقاهت را در بيمارستان می‌گذراند برای سرگرم كردن خود به مطالعه پرداخت. او كه پيش از بستری شدن يك نمايشنامه نوشته بود تصميم گرفت تا از اين پس نمايشنامه‌نويسی را به عنوان كار اصلی و ثابت خود انتخاب كند.

«يوجين اونيل» سبك رﺋﺎليسم را كه در آثار «آنتون چخوف»،
نمايشنامه‌های او بيشتر درباره مردمی‌ست كه در حاشيه جامعه زندگی می‌كنند و با فساد و تباهی دست و پنجه نرم كرده و سعی می كنند اميدها و آرزوهايشان را از دست ندهند
«هنريك ايبسن» و «آگوست استرندبرگ» ديده می شود به تاتر آمريكا معرفی كرد. وی همچنين نخستين نمايشنامه‌نويس آمريكايی بود كه در نمايشنامه‌هايش از زبان محلی مردم استفاده كرد. 

نمايشنامه‌های او بيشتر درباره مردمی ا‌ست كه در حاشيه جامعه زندگی می‌كنند و با فساد و تباهی دست و پنجه نرم كرده و سعی می كنند اميدها و آرزوهايشان را از دست ندهند. ولی نهايتا دچار سرخوردگی و ﻳﺄس می شوند. «اونيل» تنها يك كمدی با عنوان «آه، سرزمين ناآرام!» نوشته است. ساير نمايشنامه‌های او شامل درجاتی از تراژدی و بدبينی فردی هستند.

دوره كاری «اونيل» را می توان به سه قسمت تقسيم كرد: در دوره اول او بيشتر از تجربيات شخصی خودش در زندگی و تجربه كارش در دريا برای نگارش نمايشنامه‌ استفاده كرد. در دوره دوم رﺋﺎليسم را كنار گذاشت و تحت تاثير نظرات «نيچه»، «فرويد» و «يونگ» و همين‌طور آثار نمايش‌نامه‌نويس سوﺋدی «آگوست استريندبرگ» سعی كرد تا به تصوير نيروهايی كه به طور غيرمستقيم در زندگی انسان تاثير می‌گذارند بپردازد. 

در
من هرگز بدبين نبوده‌ام ... بر عكس با وجود تمامی زخم‌هايی كه خورده‌ام زندگی تا سر حد مرگ قلقلكم می‌دهد! به هيچ قيمتی حاضر نيستم زود بروم و بقيه نمايش را از دست بدهم
دوره سوم مجددا به سبك رﺋﺎليسم روی آورد. اكثر منتقدين، كارهای دوره سوم او را به دليل تم‌ها و خطوط داستان‌ای كه ملهم از تجربيات شخصی وی هستند، بهترين آثار او می دانند. مشهورترين اثر او «سير روز در شب» محصول اين دوره است.

«يوجين اونيل» تا سال 1944 و پيش از ابتلا به بيماری عصبی‌ای كه باعث لرزش دستانش ‌شد به نويسندگی ادامه داد. به درخواست او پس از مرگش، همسرش نوشته‌هايی كه بعد از ابتلا به بيماری نيمه‌كاره مانده بودند را از بين برد. زندگی خانوادگی «اونيل» بسيار تراژيك بود. او از دو ازدواج خود سه فرزند داشت. در سال‌های پايانی زندگیش دو پسرش خودكشی كردند. تنها دخترش نيز در 18 سالگی با «چارلی چاپلين» 54 ساله ازدواج كرد و «اونيل» ديگر هرگز حاضر به ملاقات با وی نشد. 

با وجود مشكلات زياد و ابتلا به بيماری‌های مختلف «اونيل» هرگز نااميد نشد. او در نامه‌ای به يكی از دوستانش نوشت: «من هرگز بدبين نبوده‌ام . بر عكس با وجود تمامی زخم‌هايی كه خورده‌ام زندگی تا سر حد مرگ قلقلكم می‌دهد! به هيچ قيمتی حاضر نيستم زود بروم و بقيه نمايش را از دست بدهم.»
کد مطلب : 27416
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
يوجين اونيل
يوجين اونيل
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل