رضايي باغبيدي استاد دانشگاه و زبانشناس در نشست نقد و بررسي مجموعه كتابهاي تاريخ «هخامنشيان» گفت: ما ميخواهيم گذشته خويش را بشناسيم و به نوعي دنبال كشف هويت و گذشته خود هستيم. گشودن رازهاي كتيبه فارسي باستان ميتواند براي تاريخپژوهان مفيد باشد._
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نشست تخصصي کتاب ماه تاريخ و جغرافيا به نقد و بررسي مجموعه كتابهاي تاريخ «هخامنشيان» اختصاص داشت. اين نشست شب هنگام چهارشنبه (25 آذرماه) در سراي دايمي اهل قلم موسسه خانه كتاب با حضور متخصصان تاريخ ايران باستان نقد و بررسي شد.
دكتر حسن رضايي باغبيدي استاد دانشگاه گفت: در مجموعه كتابهاي تاريخ هخامنشيان استاداني كار كردهاند و مقالاتي را به طور تخصصي ارايه دادهاند و تاريخ سياسي، ديني و رازهايي از كتيبه فارسي باستان گشود شده است ولي نميتوان گفت كه اين كتاب حرف آخر را در زمينه تاريخ هخامنشيان زده است و ميتوان نظريههاي جديدي را به مطالب قبلي اضافه كرد.
به باور دكتر حسن رضايي باغبيدي، تاريخ نويسان و تاريخپژوهان بايد اين مسأله را در نظر بگيرند، همان طور كه نوشتن تاريخ بر مبناي يونانيمداري درست نيست؛ ما نيز نبايد بر مبناي ايرانيمداري تاريخ ايران باستان را به رشته تحرير بياوريم.
نويسنده كتاب «روايت آذرفرنبغ فرخزادان» خاطرنشان كرد: ترجمه چنين كارهايي بسيار دشوار است و ثاقبفر با صبر و شكيبايي بسياري اين مجموعه را به فارسي ترجمه كرده است. زيرا براي ترجمه چنين كتابهايي بايد به منابع مختلف مراجعه كرد و اين مسأله كوشش بسياري را از مترجم طلب ميكند.
استاد زبانهاي باستاني دانشگاه تهران خاطرنشان

رضايي باغبيدي: براي افراد سامي خود نسخه تورات مهم است و در سنت اسلامي نيز همينطور، حتي خط قرآن نيز ارزشمند است ولي در اديان هند و ايرانيان باستان براي متن مكتوب اعتباري قايل نبودند و سرودگونه و شفاهي آن قداست داشته است. خط اوستايي نيز در قرن چهارم ميلادي در زمان شاپور دوم ابداع شد و بررسيها نشان ميدهد كه موبدان زرتشتي مأمور شدند كه با نيم نگاهي به خط يوناني و آرامي اوستا را به رشته تحرير بياورند
كرد: در اين جا چند نكته را يادآور ميشوم كه ترجمه روان و خوبي را ثاقبفر از اين مجموعه ارايه داده است اما روي جلد اين مجموعه نام كتاب تاريخ هخامنشيان آورده شده ولي داخل كتاب تاريخ هخامنشي است. همچنين بسياري از پانوشتها ترجمه نشده است. وجود زيرنويس براي يك كتاب بسيار غنميت است و اميدواريم كه در چاپهاي بعدي اين نقيصه جبران شود.
وي افزود: ثاقبفر پانوشتها را با رعايت امانت ترجمه كرده و نظر شخصي خود را نيز آورده است. اين مسأله در روشن كردن برخي از مباحث بسيار ارزشمند و مهم است. همچنين در جلد چهارم صفحه 83 نويسندگان كتاب صحبت از حرفهاي شفاهي در دوره هخامنشيان ميزنند و اين براي ثاقبفر پرسش بزرگي محسوب ميشود كه چرا در دوره هخامنشيان نبايد منابع مكتوب باشد؟
مترجم كتاب «راهنمای زبانهای ايرانی» خاطرنشان كرد: در پانوشتها آمده است كه 1200 قبل از ميلاد ريگ ودا به كتابت درآمده است ولي در قرن 5 ميلادي اين اثر كتابت شده است و در مقايسه با اوستا، وداها حجم عظيمي دارد و 1528 سروده از ريگ ودا براي ما به جا مانده است. سنت شفاهي ريشه عميقي داشته و متن شفاهي كتاب مقدس براي هنديها و ايرانيان باستان مهم است.
وي افزود: براي افراد سامي خود نسخه تورات مهم است و در سنت اسلامي نيز همينطور، حتي خط قرآن نيز ارزشمند است ولي در اديان هند و ايرانيان باستان براي متن مكتوب اعتباري قايل نبودند و سرودگونه و شفاهي آن قداست داشته است. خط اوستايي نيز در قرن چهارم ميلادي در زمان شاپور دوم ابداع شد و بررسيها نشان ميدهد كه موبدان زرتشتي مأمور شدند كه با نيم نگاهي به خط يوناني و آرامي اوستا را به رشته تحرير بياورند. موبدان در اين دوره تاريخي به نتيجه ميرسند كه بايد اوستا را به حالت كتابت دربياورند.
نويسنده كتاب «دستور زبان پارتی (پهلوی اشكانی)» خاطرنشان كرد: ما به عنوان يك ايراني دوست داريم كه اوستا در دوره هخامنشيان به كتابت درآمده باشد ولي تا وقتي شاهدي در اين زمينه نداشته باشيم نميتوانيم به اين شكل نظر بدهيم. خط آرامي آنقدر گسترده ميشود كه تا هند نيز پيش ميرود. اشكانيان نيز روي سكهها به خط يوناني نوشتهاند. كتيبه داريوش با واژههاي آرامي در مصر پيدا شده و حتي داريوش براي فرستادن فرامين به ديگر كشورها از زبان فارسي باستان استفاده

ثاقبفر: هر كسي كه اين كتاب را ميخواند با تاريخ هخامنشيان آشناست و براي يك فردي كه هيچ اطلاعي از تاريخ هخامنشيان ندارد اين كتاب به رشته تحرير درنيامده است. تمام اين كتاب پاسخ به انگيزه مطالعاتي هخامنشيان از نظر غربيهاست زيرا اين ها مشكلات و مسايل تاريخ هخامنشيان را روشن كردهاند، تاريخ هخامنشي در غرب مظلوم واقع شده است
نكرده است.
وي در پايان سخنانش خاطرنشان كرد: در اين دوره هيچ كس همت والاي ثاقبفر و تداوم كارش را ندارد. اين بهترين ترجمه موجود از اين اثر محسوب ميشود و چنين كاري تنها از عهده اين مترجم برميآيد. ترجمه روان و خوبي ارايه شده و ايرادهايي كه از اين كتاب گرفته ميشود نميتواند خواننده متخصص را به اشتباه بكشاند.
مرتضي ثاقبفر مترجم كتاب تاريخ هخامنشيان گفت: اين مجموعه به كوشش دانشگاه خرونينگن هلند و «هلن سانسيسي وردن بورخ» به نگارش درآمده و مسايل و ناگشودههاي تاريخ هخامنشيان، تحليل شده و نوشتارهاي آن كاملا تخصصي و كارشناسانه است.
وي افزود: هر كسي كه اين كتاب را ميخواند با تاريخ هخامنشيان آشناست و براي يك فردي كه هيچ اطلاعي از تاريخ هخامنشيان ندارد اين كتاب به رشته تحرير درنيامده است. تمام اين كتاب پاسخ به انگيزه مطالعاتي هخامنشيان از نظر غربيهاست زيرا اين ها مشكلات و مسايل تاريخ هخامنشيان را روشن كردهاند، تاريخ هخامنشي در غرب مظلوم واقع شده است.
مترجم كتاب «ايران باستان» به تقسيمبندي مجلدهاي تاريخ هخامنشيان پرداخت و گفت: غربيها به دنبال واقعيتها هستند و آثار ارزشمندي نيز از خود به جاي گذاشتهاند و آخرين تحقيقات در زمينه تاريخ هخامنشيان را ارايه دادهاند ولي متأسفانه ايرانيها در اين زمينه كاري انجام ندادهاند.
وي در ادامه سخنانش گفت: يكي از انگيزههاي تكان دهنده براي نگارش اين كتاب كار مهدي بديع بود. مجموعه كتابهاي «يونانيان و بربرها» كار ارزشمندي بهشمار ميرفت و بديع به عنوان يك ايراني با قلم احساسي خود توانست اروپاييها را تحت تأثير قرار دهد. اين كتاب بسياري از ناگشودهها را بازگشايي كرد.
مترجم كتاب «امپراتوری ايران» خاطرنشان كرد: غربيها از واژه شايد و ممكن است بسيار استفاده ميكنند و در مسايل قطعي نيز ميگويند به نظر ميرسد! بيشتر غربيها اين چنين مقاله مينويسند و با قاطعيت سخن نميگويند. ما بايد ياد بگيريم كه چطور سوال خود را مطرح كنيم و اگر شد به ضرر خودمان پاسخ بدهيم كاري كه غربيها در اين زمينه موفق بودهاند.