پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز چاپ و نشر

  بهانه‌هايی براي ننوشتن!

4 ارديبهشت 1389 ساعت 0:00
حميدرضا داداشي، دبير گروه نشر و دانش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): نويسندگان حرفه‌اي عاشق نوشتن‌اند و براي نوشتن از هر فرصتي استفاده مي‌كنند؛ اما نويسندگان آماتور با تمام علاقه‌اي كه به نويسندگي ابراز مي‌كنند، هر چيزي را بر نوشتن مقدم مي‌دارند...
حميدرضا داداشي، دبير گروه نشر و دانش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): يكي از نويسندگان موفق ـ به لحاظ قدرت نويسندگي ـ ولي بسيار كم‌كار، درباره دلايل كم‌كاري‌اش مي‌گفت به دلايلي كه براي خودش هم درست روشن نيست، به هر مزاحمتي براي نوشتنش روي خوش نشان مي‌دهد. مي‌گفت گاهي كاملاً سرگرم نوشتن داستاني هستم كه خيلي هم برايش مايه گذاشته‌ام، در همين حال كه حس گرفته و ذهنم را متوجه شخصيت‌ها و روايت داستان كرده‌ام، زنگ خانه را مي‌زنند و يا تلفن زنگ مي‌خورد، آن وقت، انگار منتظر چنين بهانه‌اي بوده باشم، قلم را به گوشه‌اي پرتاب مي‌كنم و مي‌روم براي باز كردن در و يا پاسخ دادن به تلفن و بعد معمولاً كار به نشست بعدي مي‌افتد. حال ممكن است نشست بعدي، فرداي همان روز باشد يا هفته‌اي ديگر و يا حتي چند هفته‌ ديگر! اين دليل اصلي كم‌كاري من است و نتيجه آن چاپ تنها دو سه مجموعه داستان در طول سال‌ها نويسندگي... 

چند نفر از ما در ماه‌هاي آخر سال گذشته و سال‌هاي گذشته چشم‌به‌راه تعطيلات نوروز بوديم تا در اوقات فراغت آن، هم به كارهاي عقب‌افتاده خود بپردازيم و هم داستان‌ها و طرح‌هاي نيم‌نوشته را كامل كنيم؟ اما تعطيلات طولاني و كسالت‌آور نوروز آمد و رفت و حتي يك جمله هم ننوشتيم! 

واقعيت اين است كه بلد نيستيم از فرصت‌هايمان استفاده بهينه بكنيم، آن وقت براي پاك كردن صورت مساله و يا راحت كردن وجدان خود، كمبود وقت را بهانه مي‌كنيم براي ننوشتن. و فرق نويسندگان حرفه‌اي با نويسندگان بالقوه درست در همين نقطه است: نويسندگان حرفه‌اي عاشق نوشتن‌اند و براي نوشتن از هر فرصتي استفاده مي‌كنند؛ اما نويسندگان آماتور با تمام علاقه‌اي كه به نويسندگي ابراز مي‌كنند، هر چيزي را بر نوشتن مقدم مي‌دارند. تماشاي تلويزيون، شب‌نشيني‌ها طولاني، وقت تلف‌كردن‌هاي بي‌دليل در مراكز خريد و فروشگاه‌ها، و از همه بدتر، وقت تلف كردن پاي رايانه و اينترنت، آفت‌هاي نويسندگي و كار خلاقه‌اند. 

فرزانه منصوري، همسر نادر ابراهيمي مي‌گويد: نادر هميشه در حال نوشتن بود. در كارهاي خانه هم كمك مي‌كرد و مي‌گفت كارهاي خانه به او براي نوشتن الهام مي‌دهند. بسيار پيش مي‌آمد كه در حال شستن ظرف، شستن را رها مي‌كرد، به طرف ميزش مي‌رفت، جمله‌اي مي‌نوشت و به آشپزخانه برمي‌گشت. 
دوستاني هم نقل مي‌كردند كه بارها نادر را ديده‌اند كه گوشه پياده رو ايستاده، دفترچه يادداشت و قلم در دست دارد و يادداشت بر مي‌دارد. 

اين‌ها، تنها دو نمونه از عادت‌هاي نادر ابراهيمي است؛ نويسنده‌اي كه بيش از 110 عنوان كتاب دارد كه آتش بدون دود 7 جلدي، تنها يكي از آن‌هاست.
کد مطلب : 67412
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
بهانه‌هايی براي ننوشتن!
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل