به گفته دكتر «يزدان منصوريان»، در ایران، بيشتر پژوهشهای کتابداری و اطلاع رسانی با رویکرد کمّی انجام می شوند و تا کنون رویکرد کیفی چندان مورد توجه نبوده است. غلبه مطلق رویکرد کمّی در این حوزه باعث شده که به برخی از موضوعهاي مناسب برای روشهای کیفی کمتر پرداخته شود./
«يزدان منصوريان»، استاديار دانشگاه تربيت معلم تهران و از اعضاي هيات رييسه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران، به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: زمینههای فراوانی در رشته كتابداري و اطلاعرساني برای پژوهشهای کیفی وجود دارند. به عنوان نمونه، در پژوهشهای «کاربر مدار»، در حوزه کتابداری و اطلاعرسانی تعامل کاربران با منابع اطلاعاتی و چگونگی ارزیابی آنان از میزان ربط منابع بازیابی شده به نیازهایشان دو محور عمده مطالعات محسوب میشوند. در واقع، تحقیقاتی که به نحوی با دو مفهوم «تعامل» و «ربط» پیوند دارند، زمینههای مناسبی برای پژوهشهای کیفی در کتابداری محسوب میشوند.
وي در پاسخ به پرسش خبرنگار ما كه منظور از روشهای پژوهش کیفی چيست و این روشها چه تفاوتي با پژوهشهای كمّي دارند؟ توضيح داد: روشهاي پژوهش کيفي (Qualitative Research)، يا رويکرد کيفي در پژوهش (Qualitative Approach in Research) مجموعهاي از روشهاي معمولاً استقرايي و غيرکمّي براي کسب شناخت عمیقتر مفاهيم گوناگون اجتماعي و فرهنگي است. در پژوهشهاي کيفي آنچه اهميت دارد، معاني و مفاهيمي است که در روابط انساني شکل و مبناي رفتارها، کنشها و واکنشهاي افراد قرار ميگيرد. اين پژوهشها عمدتاً با مفاهيم غيرقابل شمارش و غيرکمّي ارتباط دارند.
«منصوريان»، ادامه داد: در پژوهشهاي کيفي، بيش از آنکه صحبت از «چه قدر» باشد از «چرا و چگونه» بحث ميشود. از این رو، در پژوهشهای کيفي ممکن است از آمار استفاده شود. در عين حال، اين

تحقیقاتی که به نحوی با دو مفهوم «تعامل» و «ربط» پیوند دارند، زمینههای مناسبی برای پژوهشهای کیفی در کتابداری محسوب میشوند
بهرهمندي در حد «آمار توصيفي» است و تحليل يافتهها و استنباط نهايي پژوهشگر بر آزمونهاي «آمار استنباطي» تكيه ندارد. اين پژوهشها در جستوجوي فهم نگرشها، رويکردها، احساسها و چگونگي و چرايي تعامل انسانها با يکديگر و با محيط اطراف خود هستند.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: تا کنون روشهای مختلفی برای اجرای پژوهش با رویکرد کیفی معرفی شده که از جمله مهمترين آنها ميتوان به «گراندد تئوری» (نظریهپردازی زمینهای، بنیادی یا داده محور)، پدیدارشناسی، قومنگاری، اقدامپژوهی، تحلیل گفتمان، روش دلفی، مطالعات تاریخی و مطالعات موردی اشاره كرد. این روشها در رشتههای مختلف جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی، مدیریت، ارتباطات، پرستاری و کتابداری و اطلاعرسانی کاربرد دارند.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه آیا رویکرد کیفی در پژوهش در تعارض با رویکرد کمّی است؟ تصريح كرد: اين دو رويکرد، نه در مقابل هم که در کنار يکديگر و مکمل يكديگرند. به عبارت ديگر، پژوهشهاي کيفي، مقدمه پژوهشهاي کمّي محسوب ميشوند. حتي در بسياري از موارد، يک پروژه واحد ممکن است از فازهاي کمّي و کيفي تشکيل شود. هر يک از اين دو رويکرد در بخشهايي از پژوهش ميتوانند براي ارتقاي سطح شناخت پژوهشگر نسبت به موضوع مورد مطالعه مفيد باشند.
استاديار دانشگاه تربيت معلم خاطرنشان كرد: تفاوت روشهاي کمّي و کيفي را ميتوان به ميزان کاربرد و اهميت آزمونهاي آماري و حجم نمونههاي مورد مطالعه در هر يک از اين دو دسته سنجيد. در پژوهشهاي کمّي، آزمونهاي آماري ابزار اصلي تحليل محسوب ميشوند و يافتههاي پژوهش با مقايسه اعداد و ارقام معني مييابند. در پژوهشهاي کيفي، مفاهيم مورد بررسي بيشترين اهميت را دارند و آزمونهاي آماري در تحليل دادهها

پژوهشهاي کيفي مقدمه پژوهشهاي کمّي محسوب ميشوند. حتي در بسياري از موارد يک پروژه واحد ممکن است از فازهاي کمّي و کيفي تشکيل شود. هر يک از اين دو رويکرد در بخشهايي از پژوهش مي توانند براي ارتقاي سطح شناخت پژوهشگر نسبت به موضوع مورد مطالعه مفيد باشند
نقش ندارند.
فارغالتحصيل دانشگاه شفيلد انگلستان، افزود: نمونههاي مورد مطالعه در پژوهشهاي کمّي بايد آنقدر فراگير باشند که از نظر آماري نماينده جامعه پژوهش محسوب شوند؛ اما در روشهاي کيفي نمونه مورد مطالعه معمولا نماينده آماري جامعه مورد مطالعه نيست.
وي در ادامه به روشهاي تحليل دادههاي پژوهشي پرداخت و گفت: از آنجا که در رويکرد کيفي، رسيدن به شناخت دقيقتر از موضوع مورد مطالعه اهميت فراواني دارد، روشهايي به کار گرفته ميشوند که امکان گردآوري بيشترين مقدار اطلاعات را فراهم آورند. به عنوان نمونه، مصاحبه روشي است که به پژوهشگر امکان ميدهد اطلاعات زيادي از جامعه پژوهش به دست آورد. همچنين پژوهشگر ميتواند ترکيبي از روشها را براي گردآوري داده به کار گيرد. مصاحبه، گفتوگوهاي ميان افراد، رفتار در محيط (مشاهده)، اسناد و مدارک، توصيف رفتار و توصيف وقایع مهمترين منابع و روشها براي گردآوري داده در اين پژوهشهاي كيفي اند.
دكتر «منصوريان»، در تبيين نقاط قوت پژوهشهاي كيفي كتابداري و اطلاع رساني خاطرنشان كرد: پژوهش كيفي به تعميق نگاه پژوهشگر به موضوع تحت مطالعه و بررسي موضوعهايي که به شکل کمّي قابل بررسي نيستند، ميانجامد. همچنين پژوهشهاي کيفي در محيط واقعي انجام ميشوند و پژوهشگر از دخالت در زمينه مورد مطالعه و اعمال کنترل بر متغيرها بينياز است.
وي در عين حال گفت: پژوهشهاي كيفي هزينهبر و طولانياند و امکان خطا در تشخيص مفاهيم وجود دارد. معمولا نتايج اين پژوهشها تعميم پذير نيست و از آنجا که بيشتر پژوهشهاي کيفي، رويکردي اکتشافي و استقرايي دارند، پژوهشگر نميتواند مراحل انجام کار و زمان مورد نياز براي اتمام پروژه را به طور دقيق پيشبيني كند. از اين رو، گاه طرحهاي پژوهشي با رويکرد کيفي به زماني بيش از زمان پيشبيني شده نياز دارند و اين امر چالش بزرگي براي پژوهشگران محسوب ميشود.
به گفته «منصوريان»، دشواري ارزيابي کيفيت تحلیل دادهها در پژوهشهاي كيفي از چالشهاي اصلي در اين رويكرد است. اگر پژوهشگري مهارت لازم را در تبيين يافتههاي

تا کنون روشهای مختلفی برای اجرای پژوهش با رویکرد کیفی معرفی شده که از جمله مهمترين آنها ميتوان به «گراندد تئوری» (نظریهپردازی زمینهای، بنیادی یا داده محور)، پدیدارشناسی، قومنگاری، اقدامپژوهی، تحلیل گفتمان، روش دلفی، مطالعات تاریخی و مطالعات موردی اشاره كرد
خود نداشته يا روش پژوهش را به درستي پياده نکرده باشد، قضاوت دقيق از کيفيت پژوهش وي امكانپذير نيست. علاوه بر اين، نبود دسترسي به اعداد و ارقامي که بتوان بر اساس آنها از نتايج پژوهش و ادعاهاي مطرح شده دفاع کرد نيز نقطه ضعفي براي اين پژوهشها محسوب ميشود.
وي خاطرنشان كرد: طی سه دهه گذشته، کاربرد رویکرد کیفی در پژوهشهای این حوزه به تدریج آشکار شده و مورد توجه کتابداران و متخصصان اطلاع رسانی کشورهای مختلف قرار گرفته است. در میان روشهای کیفی، «گراندد تئوری» و «مطالعات موردی» در کتابداری و اطلاعرسانی بسيار معمولند. سابقه کاربرد گراندد تئوری در پژوهشهای کتابداری و اطلاعرسانی به دهه 1970 باز میگردد.
گروه اطلاعرسانی دانشگاه شفیلد در انگلستان از نخستين مراکز جهاني است که طی سه دهه گذشته توجه ویژهای به این روش داشته و تا کنون پژوهشهای زیادی در آنجا بر اساس گراندد تئوری به انجام رسیده است. خصوصا در پژوهشهای دوره دکتری این دانشگاه از گراندد تئوری بسيار استفاده ميشود.
«منصوريان» در تحقیق دوره دکتری خود از روش گراندد تئوری استفاده کرد که مبنای تولید نظریه «پیدایی و پنهانی اطلاعات در محیط وب» شد.
دانشگاه شفیلد تنها دانشگاهی نبوده که از گراندد تئوری بهره برده است و دانشگاههای دیگر در سایر کشورها از جمله آمریکاو استرالیا نیز از گراندد تئوری برای انجام تحقیقات کتابداری استفاده کردهاند.
دكتر «يزدان منصوريان»، داراي مدرك مهندسي كشاورزي، كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني از دانشگاه فردوسي مشهد است. وي دوره دكتراي كتابداري و اطلاع رساني را از مهر 1381 تا آذر 1385 در دانشگاه شفيلد انگلستان به پايان رسانده كه «پيدايي اطلاعات در محيط وب و بررسي موفقيت و شكست در بازيابي اطلاعات از نظر كاربران نهايي» عنوان رساله دكتراي اين استاديار است.
از «منصوريان» تاكنون مقالههاي فارسي و انگليسي بسياري منتشر شده كه از جمله آنها ميتوان به «تدوين مدل اطلاعيابي كاربران در محيط وب»، «اينترنت پنهان و منابع اطلاعاتي نهفته در اعماق نامرئي شبكه جهانگستر» و «وب پنهان چيست و چه اهميتي دارد» و ... اشاره كرد.