نگاهي به كتاب امير توكل كامبوزيا به روايت اسناد ساواك امير توكل كامبوزيا
امير توكل كامبوزيا، فرزند امير بابا مشير ديوان در سال 1283 شمسي در تهران چشم به جهان گشود و در مهرماه 1353 در شهر زاهدان ديده از جهان بست. وي كه اصالتاً از اكراد زعقرانلوي قوچان بود، تحصيلات ابدايي و متوسطه را در شهرهاي تهران و مشهد گذراند و براي تكميل تحصيلات خود عازم تاشكند شد. حضور كامبوزيا در كشور روسيه تا زمان انقلاب (1917 ميلادي) در اين كشور استمرار يافت. از آن پس به ايران بازگشت. مرحوم كامبوزيا پس از بازگشت به ايران تحتنظر مرحوم كلنل محمدتقي خان پسيان به مدرسه نظام ژاندارمري راه يافت و در سال 1300 به علت لياقت و شناختي كه كلنل از وي داشت، او را به سمت رياست تلگراف و رموزات انتخاب كرد. _ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا):پس از كشته شدن كلنل محمدتقي خان پسيان، كامبوزيا با حضور در استان سيستان و بلوچستان مبادرت به مطالعه و پژوهش در زمينههاي مختلف به خصوص كشاورزي، علوم قرآني و تاريخي كرد. از سال 1308تا سال 1312 وي به دعوت مدرسه شوكتيه بيرجند به آن ديار سفر كرد و به تدريس زبان فرانسه، فيزيك و شيمي پرداخت. مدتي بعد براي آباداني مزرعه خود به زاهدان كه در آن سالها به تازگي تاسيس شده بود بازگشت و اقدام به تأسيس كلاته و كتابخانه كامبوزيا كرد. مرحوم كامبوزيا در دل كوير نيز لحظهاي از علماندوزي غافل نماند و با مراجع و مكانهاي علمي دنيا (به خصوص كشورهاي اروپايي) رابطه علمي برقرار كرد. پس از مدتي آوازه اين كويرنشين مسلمان در بسياري از محافل علمي دنيا سايه افكند. به گونهاي كه فرانسوا بالزان ـ نايب رئيس انجمن فرهنگستان نژادشناسي فرانسه ـ در كتاب خود نوشت: «افسوس تا چه حد اطلاعات و معلومات تاريخي ... نادر و كمياب است. اگر من پردهاي از ابهامات برميدارم بر اثر موهبت و احساس منتي است كه از ملايمات خودم با امير كامبوزيا نصيب ميبرم!... حقشناسي و سپاسگزاري من نسبت به علامه امير توكل كامبوزيا منبعد عظيم و بزرگ خواهد بود.»
فعاليتهاي سياسي كامبوزيا
فعاليتهاي سياسي كامبوزيا به دو دوره زماني خاص تقسيمبندي مي شود: الف) از سالهاي 1300 تا 1332 در تقسيمبندي اول همانگونه كه اشاره شد، كامبوزيا شيفته مرحوم كلنل محمدتقي خان پسيان ميشود كه عليه استبداد داخلي ـ رضاخان ميرپنج ـ پرچم مبارزه را در خطه خراسان علم كرده است. با كشتهشدن وي، كامبوزيا كه به رياست تلگراف و رموزات خراسان از طرف پسيان منصوب شده بود. به دزد آب (زاهدان) مهاجرت ميكند هرچند كه بسياري بر اين عقيدهاند كه وي از سوي رضاخان تبعيد شده است. در زمان استبداد رضاخاني (20 ـ 1304) با توجه به ايجاد خفقان توسط وي و تازه تأسيس بودن شهر زاهدان، تقريباً فعاليت سياسي خاصي از ايشان ديده نميشود. در اواخر دهه20 كه نغمههاي رهايي از يوغ استعمار انگليس در كشور نواخته شد، شهيد نواب صفوي توسط استبداد داخلي دستگير شد. مرحوم كامبوزيا در نامهاي به مرحوم آيتالله كاشاني، حمايت خود را از نواب چنين عنوان داشت: زاهدان ـ اول تيرماه 1327 بنده خداوند آقاي سيد ابوالقاسم كاشاني از بازداشت سيد مجتبي نواب صفوي هيچ تأثري بر افراد مجاهد ما نخواهد بود، زيرا او به مزد خود رسيده، از خداوند خواهانيم كه شديدترين مرحله آن نصيب ما گردد... البته اين شخص از حيث مقام با ما مساوي نيست. كامبوزيا براي خدمت به دين اسلام و كشور ايران اين بار با قبول رهبري حزب ايران كه توسط دكتر مصدق به وي پيشنهاد شده بود، به فعاليت سياسي خود ادامه داد: در پي قطع روابط سياسي ايران و انگليس كه به دنبال اختلاف برسر ملي شدن نفت بوجود آمده بود، كامبوزيا در نامهاي خطاب به آيتالله كاشاني چنين ابراز مسرت و شادماني كرد: «به مژده بستن كنسولگريهاي دولت ستمگر انگليس، مفتخرم خدا را گواه دهم كه مال و قلم و زبان و جان خود و تمام فرزندان و كسانم را براي انتقام از اين دشمن بيآزرم بشريت و غلامان فرومايه او در ايران تا دم واپسين در اختيار شما گذارم.» در اين سالها (دهه 1320) كامبوزيا يكي از افراد متنفذ، مقبول، موجه و صاحب امتياز در استان سيستان و بلوچستان شناخته ميشده است. يكي از عوامل اسدالله علم در 28/10/1330 درخصوص نفوذ كامبوزيا در ميان مردم استان (به علم) چنين گزارش ميدهد: «وضع زاهدان را به طور اختصار به عرض ميرساند: شهر تقريباً صدي 30 با ريگي، بقيه صداي 20 به نام آقايان كفعمي و توكل كامبوزيا ... ميباشد.» بدنبال كودتاي نافرجام 25 مرداد 1332 و فراري شدن شاه از كشور، مرحوم كامبوزيا طي نامهاي به دكتر مصدق، محاكمه و مجازات دسيسهكاران را خواستار مي شود. با انجام كودتاي دوم (28 مرداد) و موفقيت كودتاگران كه در نهايت به بازگشت استبداد به كشور منتهي شد، مرحوم كامبوزيا نيز مانند بسياري از چهرههاي سياسي كشور براي مدتي در لاك انزوا فرو رفت و موقتاً فعاليتهاي سايسي را به كناري نهاد. شايد در اين سالها (از سال 1332 تا 1342) او به دنبال رهبري ميگشت كه با پيروي از وي راه را از بيراهه بشناسد.
ب) از سالهاي 1342 تا مهر 1353 در اين سالها نهضت حضرت امام خميني(ره) آغاز به فعاليت ميكند و مرحوم كامبوزيا به فعاليتههاي خود عليه رژيم محمدرضا شاهي وسعت ميدهد. در سال 1342 به صورت پاره وقت به استخدام اداره راديو زاهدان در ميآيد و اين همان فرصتي بود كه سالها به دنبالش ميگشت تا صورت واقعي رژيم را به مردم نشان دهد. بنابراين با ارائه نطقهايي عليه شاه و انتقاد از حكومت او بغض خود را ميتركاند، هر چند كه ساواك اجازه پخش اين بغض تركيده را هيچگاه نميدهد. در نتيجه كامبوزيا به بزرگترين سوژه ساواك در استان سيستان و بلوچستان تبديل ميشود و از آن به بعد ساواك در نامهنگاريهاي مختلف و دستورات به منابع خود، خواستار جمعآوري اطلاعات و اخبار از كامبوزيا مي شود. به دنبال تصويب قانون كاپيتولاسيون و اعتراض حضرت امام(ره) به آن، كه در نهايت به تبعيد ايشان به تركيه منجر شد (آبان 1343) كامبوزيا كه در صدد روشن كردن افكار مردم و آشنايي آنان با اقدام رهبرش بود، در اداره راديو سعي در تبليغ فعاليتها و مواضع حضرت امام در ارتباط با كاپيتولاسيون كرد: «واقعاً ما مردم خيلي بدبخت هستيم، همه چيزمان را گرفتهاند، شرفمان را، ثروتمان را، هم چيزمان را، اگر يك سرباز آمريكايي در خيابان در انظار مردم به خواهران، به زنمان دست درازي كند، قدرت اعتراض نداريم. اينها مصونيت دارند، براي آنكه ارباب ما هستند، هيچكس نميتواند بگويد بالاي چشمتان ابروست...» در پي اين سخنان، ساواك استاد كامبوزيا را به اتهام «طرفداري از روحانيون افراطي» تحت نظر قرار ميدهد. ساواك پس از مدتي وي را از اداره راديو اخراج، صلاحيتش را در شوراي داوري شهرستان زاهدان رد و از تدريس او در دانشسراي عالي تربيت معلم زاهدان جلوگيري ميكند. اين اقدامات نتوانست در روحيه فولادين اين اسلامشناس مجاهد خللي ايجاد كند و كماكان به فعاليتهاي خود عليه رژيم در قالب روشن كردن افكار عمومي و توزيع و پخش سخنرانيهاي حضرت امام، ادامه داد. استمرار اين اقدامات در نهايت منجر به احضار وي به ساواك شد و مامور ساواك در گزارش خود (1153/11/ هـ ـ مورخ 1/2/49) نوشت: «اينجانب با نامبرده بالا تفهيم نمودم كه اعمال و گفتارش تحريك افكار عمومي بوده و بايد نسبت به اعمال خود تجديدنظر نمايد.» مرحوم كامبوزيا با بيتوجهي به تذاكرات و هشدارهاي ساواك به فعاليتهاي خود عليه رژيم ادامه و حتي آن را افزايش داد. در اين راستا، مامور ساواك در نظريه كارشناسي خود با نااميد شدن از كنترل و هدايت وي نوشت: «... مزرعه او كانون افراد ناراضي و ناراحت و مخالف وضع موجود شده است... هر قدر ستاد عمليات از راه پند و اندرز و نصيحت راه مماشات را بپيمايد، بر جسارت و گستاخي او افزوده و دال بر ضعف قواي دولتي خواهد نمود و جريتر خواهد شد.» با توجه به استمرار فعاليتهاي كامبوزيا عليه نظام ستمشاهي، ساواك اقدام به دستگيري وي كرد و در گزارش خود (مندرج در اسناد) نوشت: «پس از اخذ نمايندگي دادستاني در تاريخ 27/8/49 منزل امير توكل كامبوزيا را بازرسي و مدارك و اسنادي حاكي از فعاليت نامبرده عليه امنيت و مصالح كشور و همچنين اهانت به مقام شامخ سلطنت بدست آمد. لذا مشاراليه بلافاصله بازداشت، تقاضاي صدور قرار تأمين از بازپرسي دادسراي نظامي دادگاه عادي 16 كرمان گرديد...» استدلالات و شخصيت علمي مذهبي كامبوزيا در ساواك زاهدان، كاركنان اين سازمان مخوف را مقهور خود كرد، به حدي كه پس از حدود سه هفته بازداشت در نهايت با عنوان اينكه وي فردي فاضل و دانشمند است، او را آزاد كردند! امير توكل كامبوزيا،زندگي پر فراز و نشيبي داشت كه بخش اعظمي از آن را مبارزات سياسي اش عليه ظلم و استبداد شكل داده است.
کد مطلب : 56477 |
 |
|