در سراي اهل قلم بررسي شد تاريخ روابط خارجي ايران، عثماني و روسيه
نشست «تاريخ روابط خارجي ايران، عثماني و روسيه» عصر سه شنبه 24 ديماه در سراي اهل قلم با حضور چند تن از كارشناسان و نويسندگان اين عرصه برگزار شد./ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در اين نشست دكتر محمد پوراملشي و دكتر محمد نايبپور، به بررسي تاريخ روابط بين كشورهاي ايران، عثماني و روسيه در قرن نوزدهم و سياست اقتصادي حاكم بر اين دوره پرداختند.
ابتدا دكتر پوراملشي، با ذكر مقدمهاي از وضعيت سياسي ايران در اواخر قرن 15 و اوايل قرن 16 و تغييرات سياسي و مراودات ايران با كشورهاي اروپايي، اظهار داشت: گزارشها نشان ميدهد اروپاييان روي تمام عوامل اقتصادي ايران حساب باز كرده بودند، به گونهاي كه در دوران نادرشاه تحركات متعددي صورت گرفت كه در اين تغييرات، بحث حضور روسيه در شمال ايران به وجود آمد.
وي افزود: در ابتداي قرن 19 شكلگيري نظام جهاني يكي از عوامل و عناصر اصلي رقابتهاي فرا منطقهاي در ايران را فراهم كرد. تاثير اقتصادي اروپاييان در كشورهاي مستعمره از قرن 16 ديده ميشد و در ادامه در قرن 19 منافع اقتصادي انگليس و روسيه در ايران مطرح است. در واقع در چهار سده، شاهد حضور انگليسها در عرصههاي مختلف بودهايم اما از سده سوم تا اوايل سده 17 از روسها تنها اسمشان را شنيديم.
دكتر پوراملشي افزود: در قرن 19 جايگاه تفكر سياسي در ايران بسيار ضعيف بود. حتي مورخان ما بيشتر جنبههاي ديني و مذهبي را روايت كردهاند و كمتر اهداف اقتصادي مطرح شده است.
وي افزود: زماني كه روسيه با ايران جنگ داشت، همزمان با كشورهاي ديگر مانند سوئد و فرانسه نيز ميجنگيد و در تمامي نبردها پيروز ميشد و اهميت ديپلماسي نيز در اينجا مطرح ميشود، اما ايران با عثماني كه كشور همجوارش بود، نتيجه مقبولي نگرفت و اين به دليل نداشتن رجال سياسي تعليم ديده بود.
املشي اظهار داشت: عباس ميرزا در ماده چهار عهدنامه گلستان و ماده هفت عهدنامه تركمانچاي، حمايت از وليعهد ايران را مطرح ميكند و روسها اين را دستاويزي براي نفوذ به دربار ايران قرار ميدهند و از سوي ديگر اين مساله نشان دهنده نياز ايران به حمايت كشورهاي غربي است.
در ادامه نشست، دكتر محمد نايبپور، درباره مناطق مورد بحث در اين جلسه (ايران، عثماني و روسيه) گفت: اين كشورهايي كه در واقع وحدت جغرافيايي داشتند، محل منازعات بينالمللي و درگيريهاي شديد نظامي و سياسي بودند. در سال 1812 روسها در جنگها پيروزي به دست آوردند و در برابر مواضع استعمارگرانه فرانسه، معتقد بودند ماشين جنگي ناپلئون را شكست دادهاند و اين مساله باعث شد توجه بيشتري به شرق داشته باشند.
وي در ادامه اظهار داشت: تحولاتي در سياست روسيه اتفاق افتاد و روسها از سياست انقباضي به سوي سياست انبساطي روي آوردند. همچنين در ادبيات تاريخي قرن 19 در ايران، سياست خارجي وجود نداشت تا بر اساس آن سياستها و مناسبات تنظيم شوند. البته در دولت قاجاري در زمان فتحعلي شاه ميخواستند از اين سياست استفاده كنند، اما انگليس مانع شد.
مترجم كتاب «تاريخ مبارزات اجتماعي ـ سياسي استرآباد» افزود: در واقع ديپلماسي سياسي ما تحت نفوذ نيروهاي خارجي بود. در اين دوره مفهوم اقتصاد سياسي در دنيا شكل گرفت، به اين صورت كه استعمارگران وارد هر كشوري ميشدند، بر اقتصاد آن كشور تاثير ميگذاشتند. البته تا اواخر قرن 19 مسوولان و رجال سياسي ايران به صورت اساسي به اين موضوع نپرداختند.
نايبپور همچنين گفت: تحولات روسيه از زمان «پتر كبير» آغاز و باعث سرعت پيشرفت روسيه در گشايش مرزها و فعاليتهاي اقتصادي شد.
اين نويسنده با اشاره به گزندها و آسيبهايي كه از سوي انگليس نصيب ايران شد و موجبات بدبختيهاي ايران در سياستهاي داخلي و خارجي را فراهم آورد، اظهار داشت: نتايج حاصل از اين اقدامات، الحاق اراضي و توسعه اقتصادي بود كه گسترش نفوذ روسيه در ايران را در پي داشت. در واقع گسترش نفوذ روسيه در ايران گاهي از سوي روسيه و انگليس و گاهي از سوي عثماني و انگليس شكل ميگرفت و زماني هم عثماني و روسيه به اتفاق نظر ميرسيدند و در همه موارد، نفوذ اقتصادي اين كشورها به ايران را نميتوان ناديده گرفت. کد مطلب : 32455 |
 |
|
|
| نمايي از نشست «تاريخ روابط خارجي ايران، عثماني و روسيه» |
|
|