نگاهي به جامعهشناسي دين،اثر يوآخيم واخ، ترجمه دكتر جمشيد آزادگان شاهكاري در علم جامعهشناسي اديان
پروفسور يوآخيم واخ، سال 1955 ميلادي در شهر شمنيتز آلمان متولد شد. پدرش، فهليكس آهنگساز كلاسيك و پدربزرگش استاد دانشگاه دوستوگ و لايپزيك بود. پروفسور واخ در دوران ديكتاتوري هيتلر به علت در اختيار نداشتن دانش خود براي آلمان نازي، مغضوب واقع شد._ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) دكتر كيوان لؤلؤيي،استاد دانشگاه و عضو هيات علمي: پروفسور يوآخيم واخ، سال 1955 ميلادي در شهر شمنيتز آلمان متولد شد. پدرش، فهليكس آهنگساز كلاسيك و پدربزرگش استاد دانشگاه دوستوگ و لايپزيك بود. پروفسور واخ در دوران ديكتاتوري هيتلر به علت در اختيار نداشتن دانش خود براي آلمان نازي، مغضوب واقع شد.
پيش از دستگير شدن و اعدام، براي تدريس در دانشگاه به ايالات متحده آمريكا دعوت شد. از سال 1935 تا 1945 به تدريس و تأليف آثار تحقيقي در علم الاديان (تاريخ، فلسفه، روانشناسي، پديدهشناسي و جامعهشناسي) پرداخت.
تقريباً از تمام كارهاي واخ چنين برميآيد كه وي رستگاري را براي نوع بشر از راه دين خواهان است. او معتقد بود كه توجه اصلي دين نجات نوع انسان از تمام آفات است؛ بنابراين بر فهم و درك دين تأكيد بسيار داشت. وي نظرش اين بود كه محقق جدي و مصمم بايد بكوشد تا در شناخت دين،عين و ذهن را بر هم منطبق كند. واخ در اين باب از تمام مردمشناسان و جامعهشناسان و دينشناساني كه وقعي به دين نمينهند و پيش از پرداختن به تحقيق در آن، پيش داوري ميكنند، گله دارد و به آنان هشدار ميدهد كه از تفسير به رأي خودداري كنند.
به نظر او در دوراني كه بحران تمدن و فرهنگ، شرق و غرب جهان را فرا گرفته، بايد به اصالتها بازگشت. او از بياعتنايي يا كماعتنايي جامعهشناسان و مردمشناسان و دينپژوهان غرب نسبت به دين به سختي انتقاد ميكند.
وي درباره دين اسلام و پيامبر اكرم (ص) مينويسد:«قوت و استحكام ايمان ديني حضرت محمد (ص)، اشتياق آتشين ايمان او، وقوف فوقالعاده آن حضرت به قدرت خداي متعال، صداقت محض وي، صفاي باطن او طمأنينه خاطر او كه از سرچشمه نورانيت عظيم خداي يگانه تشعشع مييافت. آگاهي و بصيرتي كه حضرتش از قلوب مردمان داشت و حال و وضع آنان را درمييافت و پندها و رهنمودهايي كه به پندنيوشان غريب و مسكين ميداد...، آيا همه اين كشف و شهودي را كه ايشان از فضائل و كمالات اعلاي روحاني و معنوي (حق) دريافت داشتهاند بايد به هيچ گرفت؟ (يا در آن مداقه و امعان نظر كرد؟)
حيات علمي پروفسور واخ را ميتوان به سه بخش تقسيم كرد:
1ـ دوراني كه براي تحقيق در علم الاديان،روش توصيفي ـ تاريخي را در پيش گرفت و پايه آن را تفسير تأويلي قرار داد. در اين دوران او فلسفه را در تاريخ اديان دخالت ميداد، ولي بعدها از آن اعراض كرد و نوشت كه فيلسوف خوراك كار خود را از مورخ ميگيرد و مورخ نيز استنتاجهاي فلسفي كار خويش را بايد از فيلسوف بگيرد.
2ـ دوراني كه در تحقيق علمالاديان، تحقيق سيستماتيك را برگزيده و بر آن بود كه اين را از منظر مردمشناسي و جامعهشناسي منظم بنگرد. واخ در اين دوران فكري و علمي خود، در نگارش تاريخ اديان،علم جامعهشناسي را به كار ميبرد كه خود كاري پخته و رشد يافته بود، زيرا تاريخ جامعه شناسي در طول زمان و جامعهشناسي، تاريخ در عرض زمان است و هر دو نيازمند يكديگرند.
3ـ دوراني كه واخ طرفدار دخيل بودن همه عوامل در يكديگر و در پديد آمدن هر پديده اجتماعي و ديني و... است،به ويژه در كنشهاي متقابل عوامل و عناصر ديني و اجتماعي.
خلأ بين علوم ديني و علوم اجتماعي
اين كتاب سال 1931 ميلادي به زبان آلماني چاپ و از آن استقبال فراوان شد. استقبال عمومي و اشتياق به تهيه كلياتي به زبان انگليسي براي سخنراني و تدريس در زمينه جامعهشناسي دين در يكي از دانشگاههاي ايالات متحده آمريكا،مؤلف را بر آن داشت تا در اين زمينه اقدام كند.
در اين اثر، مشكلاتي كه ما به آنها دچاريم در علوم الهي مدون و تاريخي، در علم الاديان و در پرتو نظريههاي سياسي و علوم اجتماعي؛ فلسفه و روانشناسي؛ زبانشناسي و مردمشناسي مورد بحث قرار گرفتهاند. مؤلف كه خود پژوهنده علم الاديان است،خود را ملزم ميداند كه خلأ موجود بين علوم ديني و علوم اجتماعي را از ميان بردارد. در اين اقدام، مردمشناسي فرهنگي، نقش مهمي را به عهده خواهدداشت.
وي كار خود را در حد يك تدوين ميداند و نه ادعاي خلق يك اثر كامل. تجارب شخصي، مؤلف را ياري كرد تا اهميت حياتي دين را به مثابه عامل تكميلكننده جامعه انساني و فهم عملكرد جامعه،آن هم در بحران كنوني تمدن شرق و غرب درك كند. با وجود مطالعات مقدماتي و تكنگاريهاي فراوان كه تعداد بيشماري از محققان آن را به عمل آوردهاند، اثر حاضر روش علمي خاص خود را دارد. درباره نظم و ترتيب اين كتاب ارزشمند بايد مطالبي گفته شود. عناوين به ترتيبي آورده شده است كه شايسته نظم تاريخي و منطقي باشد. بعد از مسائل روششناختي و عمومي در بخش اول (فصل يك تا سه)، بحثي درباره رابطه دين با جامعه به ترتيب «طبيعي» آن (تقارن تشكيل گروههاي طبيعي و ديني) در فصل چهارم در آغاز بخش دوم آمده است.
بحث در اين باره (تا فصل شش) با برآوردي از تأثير تفاوت اجتماعي در دين و عكس آن، ادامه يافته است. با بررسي سازمان ويژه ديني (در فصل پنج) زمينه براي رسيدگي به رابطه دين و همه ابعاد متنوع سازمان آن با حكومت (فصل هفت) و سپس براي تجزيه و تحليل انواع اقتدارات ديني (فصل هشت) فراهم شده است. خلاصه كتاب (فصل 9) ملاحظاتي درباره خصايص عامتر دين به دست ميدهد كه نتيجه تحقيقات خود مؤلف است.
ساده كردن مفاهيم
دكتر جمشيد آزادگان، عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي، بيش از يك دهه از حيات علمي خويش را صرف گردآوري و تنظيم پژوهشهايي در حوزه دين كرده است. از جمله كتاب «اديان ابتدايي، تحقق در توتميسم» كه توسط مؤسسه ميراث ملل چاپ شد كه تحقيقي علمي و كمنظير درباره توتميسم به مثابه يكي از كهنترين اشكال تفكر ديني مردمان ابتدايي و پيش از تاريخ است. داعيه اصلي در انتشار اين اثر كه ميتواند در زمره آثار ارزشمند مردمشناسي در زبان فارسي قرار گيرد، طرح نظريات مردمشناسي درباره توتميسم است، امري كه تاكنون چندان مورد توجه محافل علمي ايران قرار نگرفته است.
دكتر جمشيد آزادگان در اين اثر، ساده كردن مفاهيم را به نحوي كه مورد استفاده بخش وسيعتري از خوانندگان قرار بگيرد، همپاي حفظ امانت در ارائه دقيق نظريات دانشمندان غربي مد نظر داشته است كه از امتيازات اين تأليف است. از ايشان كتاب ديگري نيز در حوزه دينپژوهي توسط انتشارات سمت در دست چاپ است.
در خاتمه ميتوان گفت در مورد واقعيتهاي ارائه شده در اين كتاب، هيچگونه قضاوت ارزشي خاصي صورت نگرفته، براي استقرار معيارهاي مربوط به اداره و تنظيم زندگي اجتماعي يا ديني كوششي به عمل نيامده است، زيرا فرض بر آن است كه جامعهشناسي به مثابه يك رشته توصيفي، از يك طرف و فلسفه و علوم الهي به مثابه علوم دستوري، از طريف ديگر، هدفها و روشهاي متفاوتي دارند و به همين علت بايد هر يك را با شيوه متفاوت و در عين حال جدا از هم بررسي كرد.
کد مطلب : 44768 |