چرا كارمندان مطالعه نميكنند؟
محسن مشايخ، كارشناس امور مشاركتهاي اداره كل كتابخانههاي يزد: امروزه بسيار مي شنويم و مي خوانيم كه سرانه مطالعه در ايران پايين تر از كشورهاي ديگر است و فرهنگ مطالعه در بين مردم همهگير نشده و مطالعه به صورت عادت روزمره در كنار فعاليتهايي كه معمولاً مردم در طول يك شبانه روز انجام مي دهند در نيامده و به قولي مطالعه در سبد امور روزمره خانوادهها قرار نگرفته است... خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ محسن مشايخ، كارشناس امور مشاركتهاي اداره كل كتابخانههاي يزد: امروزه بسيار مي شنويم و مي خوانيم كه سرانه مطالعه در ايران پايين تر از كشورهاي ديگر است و فرهنگ مطالعه در بين مردم همهگير نشده و مطالعه به صورت عادت روزمره در كنار فعاليتهايي كه معمولاً مردم در طول يك شبانه روز انجام مي دهند در نيامده و به قولي مطالعه در سبد امور روزمره خانوادهها قرار نگرفته است. دانشمندان تعليم و تربيت معتقدند مطالعه و كتابخواني بايد از همان اوان كودكي در خانواده و مدرسه در وجود كودكان نهادينه شود، آنها با روشهاي مطالعه آشنا و به منابع خواندني مختلف چون مجلات، كتابها، مقالات و ... به آساني دسترسي داشته باشند و با مشاهده مطالعه روزانه پدر و مادر، آنان نيز به اين امر ترغيب شوند.
به طور كلي ميتوان گفت اگر محيط خانه غني باشد (از نظر متن هايي براي مطالعه)، كودك خود به خود به سمت مطالعه ميرود همچنان كه اگر كودك در محيط خانه با ادوات موسيقي سروكار داشته باشد احتمال اين كه به سمت موسيقي گرايش پيدا كند زياد است.
كاركنان سازمانها همان انسانهايي هستند كه در اجتماع پرورش يافته و بعد وارد سازمان شده اند. عادتها و تربيت دوران كودكي و جواني آنها در شكل گيري شخصيت امروزي آنان بسيار تأثيرگذار است. مسلماً سازمانها نمي توانند با برگزاري چند كلاس آموزشي يا پند و اندرز و صدور بخشنامه در تغيير شخصيت آنان تأثير چنداني داشته باشند. محيط غني خانواده ميتواند در شكل گيري عادت مطالعه در كودكان تأثير بسيار مهمي داشته باشد و كودك با مشاهده منابع چاپي و غيرچاپي پيرامون خود و مشاهده مطالعه منظم والدين به اين امر تشويق ميشود و از همان ابتداي زندگي عادت ميكند همانطور كه در روز غذا ميخورد، بازي ميكند، مدرسه ميرود و تفريح ميكند، مطالعه هم داشته باشد. مدارس هم ميتوانند مشوق اين امر باشند و با در دسترس قرار دادن كتابهاي مفيد و مناسب كودكان و برگزاري جلسات كتابخواني، مسابقات و اهداي جوايز، كودكان را به مطالعه تشويق و محيطي فراهم كنند كه كودكان، معلمان و مديران خود را در حال مطالعه مشاهده كنند و از آنان الگو بگيرند.
سازمانها نمونه كوچكي از جوامع به شمار ميروند. در سازمانها نيز همانند ساير بخشهاي جامعه، فرهنگ مطالعه جا نيفتاده است و مثلاً اگر همكاري، همكار ديگر را در كتابخانه و يا پشت ميز خود در حال مطالعه ببيند، فكر مي كند كه وي دارد از كار فرار و يا اتلاف وقت ميكند و اصولاً صحنه كتاب خواندن پرسنل در سازمان صحنه جالبي نيست و كمتر مشاهده ميشود كه فرد كتابي را بخواند و به ديگر همكاران توصيه كند.
اصولاً كاركنان سازمانها انگيزه اي براي مطالعه ندارند چون نميتوانند ارتباط معناداري بين فعاليتهاي اداري و مطالعه تخصصي بيابند. يعني امور در سازمان به صورت سنتي و عادت انجام ميپذيرد نه به صورت علمي. روانشناسان اعتقاد دارند براي اين كه رفتاري بروز كند بايد حتماً نيازي در فرد ايجاد شده باشد. تا كاركنان احساس نياز به داشتن مطالب علمي جديد در خود حس نكنند و با همين ميزان دانش و اطلاعات فعلي بتوانند امور اداري روزمره را انجام دهند، فرهنگ مطالعه شكل نميگيرد.
در برخي سازمان ها چنان امور اداري فراوان و تعداد پرسنل كم است كه كاركنان فرصت مطالعه ندارند و تا پايان وقت اداري زير بار خروارها پروژه و نامه اداري، جلسات ومراجعه ارباب رجوع گم ميشوند و با تن و روحي آزرده و خسته به خانه ميروند. در چنين فضايي بحث از مطالعه علمي معنا ندارد.
اصولاً در سازمانهاي دولتي بين آنان كه ميدانند و آنان كه نميدانند تفاوتي قايل نميشوند و كاركناني كه اهل مطالعه و تفكر و نگارش هستند مورد تشويق قرار نميگيرند و معمولاً در انزواي اداري قرار مي گيرند.
کد مطلب : 64018 |