«من و کامینسکی» هجویهای بر ژورنالیسم عجول
رمان «من و کامینسکی» اثری از دانیل کلمان، نویسنده جوان آلمانی، عصر دیروز (یکشنبه ۱۶ خرداد)، در سرای دایمی اهل قلم، با حضور سعید فیروزآبادی، مترجم اثر، علی عبداللهی، مترجم زبان آلمانی و احسان عباسلو، منتقد ادبی، نقد شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عباسلو، منتقد و دبیر جلسه، در ابتدای این نشست مختصری از زندگی ادبی کلمان، نویسنده «من و کامینسکی» را برای حاضران شرح داد.
وی با اشاره به جوایز ادبی مختلفی که این نویسنده به دست آورده است خاطر نشان کرد: جوایز گوناگونی که از سال ۲۰۰۳ تا همین پارسال به این نویسنده آلمانی تعلق گرفته، نشان از اعتبار کلمان دارد و اینکه وی نویسندهای قابل اعتنا است.
عباسلو به محبوبیت این نویسنده آلمانی و فروش بالای آثارش اشاره کرد و گفت: طنز پنهان، شیوههای خاص روایت، شخصیتهای ساده و نگرش خاص نویسنده به پدیدههای بیرونی که ناشی از ایدههای خاص فلسفی است و با زبانی ساده روایت شدهاند، از عوامل محبوبیت کلمان در میان خوانندگان آثارش است.
این منتقد در توضیح مختصر داستان «من و کامینسکی» گفت: این رمان سرگذشت یک روزنامهنگار و منتقد ۳۱ ساله است که به به دنبال موفقت و کامیابی در روزنامهنگاری است. خواننده متوجه میشود که او انسان موفقی نبوده و در تحصیلات دانشگاهی هم شکست خورده است. همچنین پی میبرد که این شخصیت هرچند که فردی است بسیار جاهطلب، اما در رسیدن به موفقیت ناآگاه است و راه پیروزی را نمیداند. نیز همواره با دیگران دچار چالش و مشکل است.
عباسلو افزود: این روزنامهنگار به دنبال نقاشی به نام کامینسکی میرود تا زندگینامه او را بنویسد و تلاش میکند با دستیابی به رازهای زندگی شخصی او و مطرح کردن دوبارهاش، خود به موفقیت در ژورنالیسم نزدیک شود. اما در این راه شکست میخورد.
در ادامه این جلسه، سعید فیروزآبادی، مترجم زبان آلمانی که رمان «من و کامینسکی» با ترجمه او توسط نشر «کتابسرای نیک» منتشر شده، این رمان را در ادبیات امروز آلمان، کتابی قابل اعتنا دانست و توضیح داد: این کتاب از آن آثار زودگذر و سطحی نیست. هرچند نویسنده آن جوان است و هنگام نوشتن این کتاب هم زیر ۳۰ سال سن داشته است، اما کتابش قابل تفکر و قابل بحث است و آثار این نویسنده در فهرست ۱۰ کتاب برتر سال آلمان قرار گرفتهاند.
این مدرس دانشگاه در ادامه به توضیح یک قالب رماننویسی در ادبیات آلمان با نام «رمان هنرمندانه» پرداخت و گفت: قالب «رمان هنرمندانه» از زمان گوته در ادبیات آلمان آغاز شده و هنوز رواج دارد. در این نوع رمانها، پرداختن به زندگی یک هنرمند بهانهای میشود برای بحث درباره هنر و بررسی وجوه مختلف آن. به عنوان مثال رمان «مرگ در ونیز» اثر توماس مان در این گونه ادبی است. این قالب قواعد خاصی دارد و درواقع زیرمجموعه رمان آموزشی است. کتاب کلمان هم در همین قالب است، اما آن را نقد کرده و به نوعی سنت شکنی انجام داده است.
فیروزآبادی توضیح داد که کلمان در مصاحبههایش گفته در پی نوشتن اثری متوسط نیست و میخواهد اثری «دوران ساز» خلق کرد. وی این نویسنده را در این کار موفق دانست و درباره سنت شکنی او در قالب ادبی «رمان هنرمندانه» توضیح داد: کلمان آگاهانه قوائد رمانهای این گونه ادبی را زیرپا گذاشته است. او در رمانش از بیمفهومی هنر در عصر جدید سخن میگوید و به نوعی تباهی هنر را مطرح میکند. نشان میدهد که هنر جایگاه خود را از دست داده و چیزی که از هنرمند نشان میدهد، دیگر آن هنرمند ایدهآل نیست. بلکه یک فریبکاری است که در قرن ۲۱ به نام هنر قالب میشود.
فیروز آبادی ادامه داد: کلمان در «من و کامینسکی» جهانی پر از فریب را نشان میدهد، با انسانهایی که دیگر هیچ یک به نهایت نمیرسند. قالب شکنی در ادبیات آلمان مرسوم است و کلمان با این رمان رسوم و سنتهای قالب «رمان هنرمندانه» را شکسته است.
این مترجم شیوه نگارش رمان «من و کامینسکی» را شیوهای هوشمندانه دانست و در توضیح آن گفت: شیوه کلمان، شیوهای بازیگوش و مفهومی است. در رمان او هیچ چیز اتفاقی نیست و همه چیز یک نماد است. او حتی خیلی نامحسوس زمان خطی داستان را شکسته. اما این کارها خیلی پخته انجام شدهاند و اصلا عجولانه نیست.
وی در پایان سخنانش به این نکته اشاره کرد که کلمان در رمان «من و کامینسکی»، هنرمندان، منتقدان، زندگینامهنویسان، ادیبان و ورزنامهنگاران زمان را به چالش کشیده و آنها نقد میکند.
علی عبداللهی، مترجم زبان آلمانی و منتقد دیگر حاضر در جلسه، در ابتدای سخنانش از پیشرفت ترجمه آثار آلمانی از زبان اصلی به فارسی ابراز خرسندی کرد و گفت: بیشتر، ادبیات آلمانی از زبانهای واسطه به فارسی ترجمه میشود. حتی نویسندگانی چون هرمان هسه از زبانهای واسطه به فارسی ترجمه شده بودند. اما جای خوشحالی است که در سالهای اخیر ادبیات امروز آلمان مستقیما از آلمانی ترجمه میشود.
وی از سعید فیروزآبادی، محمود حدادی، علیاصغر حداد و محمود حسینیزاد به عنوان مترجمانی نام برد که در سالهای اخیر در آشنایی فارسیزبانان با آثار مدرن آلمانی، نقش داشتهاند.
عبداللهی همچنین ترجمه فیروزآبادی از رمان «من و کامینسکی» را «درخشان» خواند و در توضیح گفت: آقای فیروزآبادی با تسلطی که بر فلسفه آلمانی، ادبیات کهن این کشور و ادبیات امروز آن دارند، توانستهاند ترجمهای درخشان از کتاب حاضر به دست دهند که جا دارد به ایشان تبریک بگوییم.
این مترجم در ادامه رمان «من و کامینسکی» را رمانی خواند که ژورنالیسم عجول و کمعمق را به نقد کشده و گفت: نویسنده در این ماجرا میخواهد نشان دهد در عصر حاضر همهچیز چهقدر باسمهای، پوچ و قلابی شده است و این قضیه را به چالش و نقد میکشد.
وی به استفاده از مضامین فلسفی در رمان اشاره و تصریح کرد: نویسنده که خودش تحصیلات فلسفی دارد و اکنون دوره دکترای فلسفه را میگذراند، در داستانش از مضامین فلسفی استفاده کرده و ردپای فیلسوفانی چون نیچه و فیلسوفان بعد از [سال] ۱۹۰۰ در رمان او پیداست.
این منتقد همچنین نگاه سرد به روابط انسانی، زندگی در جهانی از سوءتفاهمها و نگاه بهرهجویانه به عشق را از دیگر مضامینی خواند که در رمان مورد انتقاد قرار گرفتهاند و کتاب «من و کامینسکی» را هجویهای نامید که بر «هنرمندان باسمهای» نوشته شده است.
این نشست ۲ ساعته از ساعت ۱۶:۳۰در سرای دایمی اهل قلم آغاز و در ساعت ۱۸:۳۰ به پایان رسید. کد مطلب : 71830 |
 |
|