علم در ترازوي علمسنجي
يزدان منصوريان، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران: «علم سنجي» با پشتوانهاي مبتني بر اصول «کتاب سنجي» و «اطلاع سنجي»، به معناي اندازهگيري کمّي فرآيند توليد و انتشار منابع علمي است و يکي از زمينههاي پژوهشي در علوم کتابداري و اطلاع رساني به شمار ميآيد._ خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، دكتر يزدان منصوريان، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران: انتظار ميرود که مطالعات علمسنجي نشانگر دامنه، جهت و سرعت «فرايند توليد علم»باشد.
معمولاً نتايج اين مطالعات نشان ميدهد که پژوهشگران هر رشته، چه مسيرهايي را پيموده و قصد حرکت در چه مسيرهاي تازهاي را دارند. همچنين، به کمک علم سنجي ميتوان افراد و منابع هسته و پراستناد را شناسايي کرد و از تاثير آنان بر جهت و سرعت فرايند توليد علم آگاهي يافت. به عبارتي ديگر، علمسنجي تلاشي است براي ترسيم تصويري واقعي از آنچه در دنياي علم رخ ميدهد، اما پنج پرسش اساسي درباره علم سنجي وجود دارد که چگونگي پاسخگويي ما به اين پرسشها در شکلگيري انتظارات جامعه علمي از اين حوزه موثر خواهد بود.
نخست آنکه بايد ديد منظور از پيشرفت علم چيست و اين پيشرفت به چه ميزان قابل اندازهگيري است؟ دوم اين که، پس از يافتن پاسخي مناسب براي اين پرسش، پيشرفت علم را چگونه بايد سنجيد و اکنون چه ابزاري براي اين سنجش در اختيار ماست؟ پرسش سوم مربوط به دقت و ظرفيت ابزارهاي موجود سنجش علم است؛ به اين معنا که تا چه ميزان ميتوان به دقت و کيفيت اندازهگيري ابزار موجود اميدوار بود. سرانجام اينکه، چه کساني ميتوانند اين سنجش را انجام دهند و روند کلي پژوهش چگونه ميتواند از نتايج اين اندازهگيري بهرهمند شود. رسيدن به پاسخي قانع کننده براي اين پرسشها کار آساني نيست، اما دشواري پاسخگويي به آنها نيز نبايد به معناي دست کشيدن از تحقيقات علم سنجي باشد، چرا که حتي تحليلهاي اوليه و مقدماتي در اين زمينه ميتواند برشي از واقعيتهاي فرايند توليد علم را نشان دهند. هرچند ممکن است اين برش، چندان جامع و دقيق نباشد، اما به هر شکل گامي براي رسيدن به شناخت بيشتر و جامعتر خواهد بود. از اين رو، براي قضاوت درباره کارآيي مطالعات علمسنجي نبايد چند واقعيت را از نظر دور داشت. نخست اين که محققان اين حوزه با پديدهاي سيال و چندوجهي، با عنوان فرآيند توليد علم، سرو کار دارند. فرآيندي که در آن، حجم عظيم و متنوعي از منابع علمي، با کيفيت بسيار متفاوت، در حال انتشار است و به کميت درآوردن محصول اين فرآيند، کار سادهاي نيست. علاوه بر اين، رتبهبندي توليدات علمي مستلزم قضاوتي است که قبل از هر چيز نياز به شاخص و معيار دارد، اما تدوين اين معيارها به دشواري به کار بستن آنهاست. به راستي، چگونه ميتوان منابع علمي را رتبهبندي کرد، بيآنکه در اين رتبهبندي نکتهاي از قلم نيفتد و همه وجوه موجود در اين رتبهبندي لحاظ شود. مثلاً، «تحليل استنادي» از مهمترين روشهايي است که در مطالعات علمسنجي مورد استفاده قرار ميگيرد و در سودمندي آن نيز ترديدي وجود ندارد، اما اين روش به تنهايي پاسخگوي بسياري از پرسشهاي علمسنجي نيست. با اين حال، به عنوان يکي از ابزارهاي موجود، کاربرد فراواني دارد و برشي از واقعيت موجود را نشان ميدهد. بنابراين، مسيري که علمسنجي تا امروز پيموده مسيري ناهموار بوده و اگر انتقادي به کارآيي يافتههاي اين تحقيقات وارد باشد، بيش از آنکه به ناکارآمدي ابزارهاي علم سنجي مربوط شود، به «گستردگي» و «سيال بودن» موضوع مورد مطالعه اين رشته يعني «فرآيند توليد علم»باز ميگردد.
به نظر مي رسد، توفيق بيشتر در آينده علمسنجي و گذر از موانع موجود مستلزم توجه به چند نکته است. يکي اينکه، علمسنجي بايد در جستوجوي ابزارهاي دقيقتري براي شناسايي و ارزيابي فرآيند توليد علم باشد. همچنين، لازم است تعامل و مشارکت بيشتري بين نهادهاي توليد علم، مراکز سازماندهي دانش (کتابخانهها) و نهادهاي سياستگذاري علمي برقرار شود. بر اين اساس، اگر امکان اين تعامل و پيوند چند جانبه فراهم شود، بايد گامهايي که تا امروز در حوزه علم سنجي برداشته شده را به فال نيک بگيريم و به آينده اين روند اميدوار باشيم. هرچند تا رسيدن به وضع مطلوب راه زيادي در پيش است، اما گامهاي نخستين در اين زمينه به خوبي برداشته شده است. کد مطلب : 74260 |
 |
|