تئوري تكاملي؛ تضاد يا تشابه با نظريه خلقت
نشست نقد و بررسي مباحث پيدايش حيات و تغيير گونههاي كتاب زيستشناسي پيشدانشگاهي صبح امروز(سهشنبه، 22 دي ماه) با حضور كارشناسان در سالن اجتماعات دفتر برنامهريزي و تاليف كتابهاي درسي برگزار شد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين نشست با حضور دكتر يارمحمد باي، كارشناس مسوول گروه هماهنگي دوره متوسطه، محمد كرامالديني، نماينده گروه مولفان زيستشناسي، سيدعلي آل محمد، كارشناس كتابهاي آموزشي، دكتر حسين سوزنچي، عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع)، دكتر جمشيد درويش، عضو هيات علمي دانشگاه مشهد و جمعي از دبيران مناطق مختلف آموزش و پروش برگزار شد.
محمد كرامالديني، نماينده گروه مولفان زيستشناسي، در ابتداي اين نشست تصريح كرد: بزرگترين مخالفان تئوري تكامل، مذهبيان مسيحي بنيادگرايند كه كره زمين را با قدمتي بيش از پنج هزار سال به رسميت نميشناسند، درحالي كه هزار سال پيش از داروين نيز ابوريحان بيروني به نظريه تنازع بقاء معتقد بود. مباحث تكاملي از پيش از انقلاب اسلامي در كتابهاي درسي وجود داشته و اكنون نيز از دوره سوم راهنمايي در علوم تجربي گنجانده شده است.
وي با اشاره به اين كه كتاب زيستشناسي پيشدانشگاهي در سال 81 با رويكرد جديد تاليف شده است، يادآور شد: مبحث پيدايش حيات و تغيير گونهها در اين كتاب بررسي شده و از سال 81 تاكنون نيز به استثناي برخي تغييرات جزيي، اين كتاب تغيير اساسي نكرده است.
كرامالديني با تاكيد بر اين كه اين كتاب تا سال 92 قابل تغيير نيست، توضيح داد: در طول اين سالها، تغييرات بسياري در متون علمي زيستشناسي صورت گرفته، ولي متاسفانه اندك تغييراتي در كتابهاي درسي زيست مدارس اعمال شده است.
در ادامه، حجتالاسلام دكتر حسين سوزنچي، عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به اين كه تنها عامل دينداري دانشآموز،متون و كتابهاي ديني نيست، تصريح كرد: متاسفانه در بسياري از كتابها مباحث ديني زيرسوال ميرود. براي نمونه در مباحث زيستشناسي، مبحث حيات تنها بر مبناي سلولي و فيزيكي تاكيد شده و جهانبيني ماترياليستي در اذهان جاي گرفته است.
وي با بيان اين كه تكيه صرف به «حس و تجربه» نتيجهاي جز ماترياليست و بيديني به بار نخواهد آورد، اظهار داشت: در علوم جديد غربي، نگاه ماديگرايانه در ابعاد مختلف ترويج داده ميشود و در حالي كه مسيحيان نيز با نظريه تكامل مشكل دارند و آن را ناسازگار با نظريه خلقت انسان ميدانند، نظريه تكاملي داروين كماكان در صدر ديگر نظرات زيستشناسي قرار دارد.
دكتر سوزنچي با تاكيد بر اين كه در كتابهاي زيستشناسي ميتوان مباحث دارويني را به نحو توحيدي مطرح كرد، اظهار داشت: با تغيير برخي از واژگان زيستشناسي، مباحث و نمونهها ميتوان اين ديدگاه را تغيير داد. براي نمونه، يكي از بحثهاي مورد توجه در نظريه داروين، تصادف است كه در جهان بيني توحيدي اين تصادف نقطه مقابل تدبير خداوند قرار دارد.
وي افزود: ميتوان به جاي واژگاني نظير تصادف، تدبير خداوند يا تدبيرهاي نهفته در عالم را جايگزين كرد. همچنين اين نگرش كه خداوند در طول پديدههاست و نه در عرضشان، بايد با واژههاي مناسب در كتابهاي زيستي گنجانده شود.
سيدعلي آل احمد، كارشناس كتابهاي آموزشي، در ادامه بحث با اشاره به ضرورت آموزش تئوري تكاملي در مدارس، عنوان كرد: تكامل به دو صورت قابل بررسي است.، يك به عنوان رشته علمي خاص زيستشناسي كه نظريات و تئوريهاي خاص خود را مطرح ميكند و ديگري، نگرش تكاملي كه به موضوع خاصي اختصاص ندارد و در تمامي شاخههاي زيستي ديده ميشود.
وي با بيان اين كه «يكي از اهداف علم، كشف نظامهاي حاكم بر جهان با استفاده از ابزار مناسب است» تصريح كرد: زيستشناسي كنوني دنيا در حال گذاز از وجه توصيفي به تحليلي است. زيست تحليلي ميكوشد قوانين حاكم بر موجودات زنده را شناسايي و كشف كند و دراختيار انسان قرار دهد. زيست درس حفظي نست بلكه بايد با سوال و چرايي همراه باشد.
آلاحمد با تاكيد بر اين كه تكامل به معناي تغيير گونهها، بيش از صدسال سابقه دارد، يادآور شد: اين تئوري همسنگ ديگر تئوريها نظير نظريه سلولي مورد نظر است و آنچه بايد در كتابهاي درسي گنجانده شود، فهم درست از تكامل، تعريف و جايگاه آن در نظام هستي است.
سپس دكتر جمشيد درويش، عضو هيات علمي دانشگاه مشهد، با بيان اين كه «برخي از مباحث بدون مطالعه پيراموني وارد فرهنگها ميشوند» تصريح كرد: تئوري تكاملي نيز از اوايل سال 1300 وارد ايران شد و از دهههاي 30 به بعد، بهدست گروههاي چپ اجتماعي و سياسي افتاد و با توجه به جامعه ايستاي ايراني، نظريات اوليه دارويني در اذهان و كتابها پايهگذاري شد.
وي نظريه تكامل را يكي از ابزارهاي تحقيقاتي در زيستشناسي دانست و توضيح داد: اين نظريه نبايد با مباحث دين و فلسفي تلفيق شوند، زيرا عصاي تحقيقات علمياند و نبايد به حاشيه رانده شود. بزرگترين ضربه به زيستشناسي و علم دنيا عدم توجه به نظريه تكاملي است.
دكتر درويش با بيان اين كه «براي حال مباحث و معضلات زيستي، آلودگي، خشكسالي و ديگر مشكلات بايد از تئوري تكاملي استفاده كرد» اظهار داشت: زير سوال بردن نظريه تكاملي به معناي يك نظريه علمي ميتواند نوعي تفكر استعماري به شمار رود.
وي در پايان اظهار داشت: بنابراين آنچه در كتابهاي خارجيان درباره نظريه تكاملي مطرح شده، بايد با تحقيق و تفحص درباره تكامل مدنظر قرار گرفته شود و تفكرات رد شده داروينيستهاي قديمي مبني بر تكامل ميمونها و تبديل شدن به انسان از جامعه رخت بربسته و نظريات جديد جايگزين آن شود. کد مطلب : 59582 |
 |
|