اقبال، فلسفه را از عالم خيال به واقعيت كشاند
مترجم كتاب «سير حكمت در ايران» نوشته اقبال لاهوري، ذهن ايراني را از ديرباز با عالم بالا مرتبط دانست و گفت: فيلسوفان ايراني كمتر عملگرا و بيشتر ذهنگرا بودند. اقبال، نخستين «انديشمند پاي بر خاك» در تاريخ تفكر شرقي و اسلامي است كه فلسفه را از عالم خيال و مابعدالطبيعه به واقعيت كشاند و يك دستگاه فلسفي بومي درانداخت كه با دنياي واقع سازگار است. محمد بقايي (ماكان) در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين اثر را يكي از نادرترين آثار در حوزه فلسفه و حكمت ايراني برشمرد و دليل اين امر را اين گونه ذكر كرد: تاكنون هيچ يك از منتقدان انديشه ايران و محققاني كه در اين حوزه به تفحص پرداختهاند، تا اين اندازه درباره نكاتي كه در كنه تاريخ تفكر ايران نهفته است، دقت به خرج ندادهاند.
وي افزود: اگرچه بررسي سير حكمت در ايران بيش از اين جاي تأمل دارد، اما خواننده پس از خواندن كتاب به اين نتيجه ميرسد كه اقبال در هيچ زمينهاي بررسي موضوعي را فروگذار نكرده است، مگر آن كه به اختصار مطلبي گفته باشد. اين كتاب را بايد طرح يا قالبي براي پژوهشي بزرگتر به شمار آورد. آن چه كه اين تحقيق را نسبت به ساير پژوهشها در اين باره شاخص ميسازد، تازگي و دقت و انسجام آن است.
بقايي در تصديق دقت و تازگي اين اثر گفت: به عنوان مثال، آن چه كه اقبال درباره دوگانهانديشي در تاريخ تفكر ايران پيش از اسلام مطرح ميكند، مبحث تازهاي و در واقع ديدگاه او در اين باره همان است كه بعدها مورد تأييد بزرگترين محققان تاريخ ايران باستان قرار ميگيرد، به اين معنا كه اقبال «سنديت» را در تاريخ تفكر ايران باستان به گونهاي كه برخي از معاندان فرهنگ ايراني مطرح ميكنند، مردود ميپندارد. نظرات او درباره «اسماعيليه» نيز تازگي دارد و به نظر ميرسد كه بسياري از تحقيقات پس از اقبال، گسترش انديشههاي اوست.
وي درباره «دوگانهانگاري» در انديشه ايراني و تحول آن با پيدايش اسلام گفت: با ورود اسلام عدهاي بر اين باور شدند كه دين زردشت معتقد به حكومت دو نيروي متوازن اهورا و اهريمن بر جهان بود، اما اقبال اين دوگانهانگاري را نفي ميكند و معتقد است بر رأس اين دو قدرت، قدرت مافوق «اهورامزدا» حاكم است.
بقايي ادامه داد: او استنباط نادرست از اين دوگانهانگاري را توضيح ميدهد. به اعتقاد او، پس از ورود اسلام اين موضوع به صورت نيرويي برتر در اسلام تجسم پيدا كرد كه در قالب خداي متعال بيان شد. به باور او، اين خداي متعال در ايران باستان همان «اهورا مزدا»ست و اسلام معناي اين خدا را تغيير نداد. خداي متعال و خدايي كه بر همه چيز فايق است را اسلام مطرح كرد، بنابراين دوگانگي كه پيش از اسلام وجود داشت، الزاما در آيين زرتشتي وجود نداشت، بلكه به صورت نور و ظلمت در مانويت(ماني) و آيين مزد قابل شناسايي بود.
مترجم كتاب «فلسفه دين از نگاه اقبال» افزود: اسلام با ورودش اين عقايد را يككاسه كرد. وي مقصود اقبال از مجوس را تفكر «مزدي يسنايي» ندانست و گفت: مقصود وي، تفكر مجوسي است كه با آيين زردشت و مزدك تفاوت دارد. مجوسها حاكميت دو نيروي متوازن بر جهان را قبول داشتند. «سنديتگرايي» نيز پس از اشكانيان و گرايش ايران به فلسفه يونان و دچار شدن به يونانزدگي در ايران رواج يافت، زيرا يونانيان نيز به دو نيروي خير و شر متوازن معتقد بودند.
بقايي اين كتاب را يكي از دقيقترين نظرات و اظهارنظرها درباره سير حكمت و فلسفه در ايران پس از اسلام دانست و گفت: به باور اقبال، فلسفه منتزع از دين در ايران وجود ندارد و بنابراين نميتوان مفهومي با عنوان فلسفه اسلامي داشت. نخستين فيلسوفان ايراني پس از اسلام تا انديشمندان متأخر داراي زيرساختهاي فكري دينياند. آن چه كه فلسفه ديني خوانده ميشود، متشكل از كلام و اصول به علاوه تفكرات مابعدالطبيعي برگرفته از غرب است كه به طور خلاصه در فلسفه يونان قابل رديابي است.
وي ادامه داد: اصولا ذهن ايراني از ديرباز تاكنون با عالم بالا مرتبط است،. فيلسوف ايراني آن اندازه كه به عالم مابعدالطبيعه انديشيده، به فلسفه عملي نپرداخته است. فيلسوفان ايراني كمتر عملگرا و بيشتر ذهنگرا بودند، به همين خاطر فلسفه كشورمان به بيراهه ذهن درافتاد. اقبال نخستين انديشمند در تاريخ تفكر شرقي و اسلامي است كه فلسفه را از عالم خيال و مابعدالطبيعه به واقعيت كشاند و يك دستگاه فلسفي بومي درانداخت كه با دنياي واقع سازگار است. از اين رو، او فيلسوفي پاي بر خاك است، نه متفكري كه تنها به لاهوت و عالم بالا ميانديشد.
بقايي در پايان گفت: از همين رو، او با امور مابعدالطبيعي نظير «كانت» تا اطلاع ثانوي كه عقل بر آن مهر تأييد بزند، چندان موافق نيست. همچنين از همين رو، در كتاب «بازسازي انديشه ديني» نيز براي تأييد سخن خود مبني بر اين كه فلسفه بايد وارد دنياي عمل شود، معتقد است كه قران تنها كتابي است كه بر عمل بيش از انديشه تأكيد دارد.
چاپ نخست كتاب «سير حكمت در ايران» نوشته محمد اقبال لاهوري با ترجمه محمد بقايي (ماكان) در شمارگان 1500 نسخه، 285 صفحه و بهاي 48000 ريال از سوي انتشارات فردوس منتشر شد. کد مطلب : 63686 |