نقد و نظرهاي «ميرزاي قمي» درباره عرفان اسلامی
مصحح كتاب «سه رساله در نقد عرفان» اين اثر را مطلبي متشکل از سه رساله از «ميرزاي قمي»، يکي از مشهورترین فقها و اصولیان قرن دوازدهم هجری برشمرد و گفت: وي در اين آثار شبهات موجود در حوزه مباني نظري عرصه عرفان ذكر ميکند و به آنها پاسخ ميگويد.\ حسين لطيفي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، درباره رساله نخست اين اثر با عنوان «اجازه ذكر» يا «رساله در ذكر و فكر نعمتالله ولي» گفت: اين رساله سال 1213 هجري در پاسخ به نامه و استفتاي «آخوند ملاعلي اصغر ملاباشي» دربار قاجار به نگارش درآمده است كه به نقد و بررسي مباني نظري ذكر و فكر به عنوان يكي از مسايل عرفان عملي ميپردازد.
وي افزود: اين رساله با گزيدهاي از نامه آخوند ملاعلي اصغر آغاز ميشود. وي در اين نامه با بيان اين كه «برخي به جواز و مشروعيت، و گروهي به حرمت و ناروايي ذكر و فكر عرفاني گرويدهاند» به گونهاي گذرا به دلايل هر گروه اشاره ميكند و سخن را با تشريح چگونگي ذكر و فكري كه از شاه نعمتالله ولي رسيده، پي ميگيرد و در پايان نيز حكم مسأله و دليل آن را جويا شده، به استفتاء از مرحوم ميرزاي قمي ميپردازد.
پژوهشگر بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي ادامه داد: نويسنده اين نامه با توجه به استدلال پيروان جواز و مشروعيت ذكر و فكر به عقل و نقل، نخست به بيان استدلال عقلي و جواب آن روي ميآورد و براي روشنتر شدن پاسخ به اين استدلال، به طرح مباحثي در ضمن چند مقدمه ميپردازد. ميرزاي قمي در اين رساله ابتدا به نقد نامه «آخوند ملاعلي اصغر ملاباشي» پرداخته، سپس نظراتش درباره ذكر و فكر را بيان ميكند.
وي نسخه خطي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران را مبناي تصحيح رساله «اجازه ذكر» برشمرد و گفت: اين نسخه به لحاظ احتمال تحرير آن در زمان حيات مؤلف و نزديكي زماني به او نسخه اصلي و اساس قرار داده شده است. نسخه خطي كتابخانه آيتالله مرعشي نجفي كه در سال 1295 هجري قمري تحرير يافت نيز به عنوان «ب» و نسخه چاپ سنگي مطبوع در تهران به سال 1277 هجري قمري به عنوان نسخه «ج» در تصحيح اين رساله به كار گرفته شدهاند.
لطيفي رساله دوم اين اثر را «فرعونيه ايمان فرعون» برشمرد و گفت: يكي از جنجاليترين مسايلي كه از سوي «ابن عربي» مطرح شد، بحث ايمان فرعون است. فرعون پس از ديدن خشكيدن دريا و نجات بنياسرائيل به اميد و طمع نجات خويش به خداي تعالي ايمان آورد و گفت: «امنتُ انه لا اله الاّ الذي امنت به بنو اسرائيل و انا من المسلمين.» بنابراين وي در هنگام قبض روح، طاهر و مطهر بود و عذاب او در اين دنيا و منتهي به غرق او در درياست.
وي افزود: ابن عربي همه آياتي را كه در قرآن درباره فرعون آمده است، با رأي و نظر خويش تأويل كرده و در پارهاي موارد نيز بر تاكيد بر ايمان فرعون كوشيده است. او ورود به آتش و خلود در آن را به قوم و آل فرعون و نه خود فرعون معطوف ميدارد و بر اين باور است كه قوم فرعون تنها به آتش ميروند و فرعون به آتش در نخواهد آمد! لازم به ذكر است كه سخنان ابن عربي درباره ايمان فرعون نه تنها هماهنگ و يك دست نيست، بلكه گاهي در كمال تناقض و تضاد نمايانگر ميشود.
لطيفي ادامه داد: او در «قصوص الحكم» بيشتر بر اين نظر تأكيد دارد كه خداوند روح فرعون را آن گاه قبض كرد كه او ايمان آورده و به رحمت الهي اميد بسته بود. بنابراين فرعون به هنگام غرق، از هر گونه پليدي دنيايي رسته بود، ولي او در «فتوحات مكيّه» گاه عافيت امر او را به حق حواله ميكند و گاه چنان مينماياند كه فرعون از اهل هلاك است. بنابر اين نظريه ابن عربي كه فرعون مومن از دنيا رفت، رديههاي فراواني به عربي و فارسي نگاشته شده است كه از نقد نوشتههاي عربي ميتوان به «تنزيه الكون عن إعتقاد إسلام فرعون»، «فرّ العون من مدّعي ايمان فرعون» و «نتيجة التوفيق و الموت في الردّ علي القاتلين بحصة إيمان فرعون» اشاره كرد. از نقد نوشتههاي فارسي نيز همين رساله «ايمان فرعون» يا «فرعونيّه» ميرزاي قمي است.
اين مصحح و پژوهشگر با بيان اين كه «اين رساله بنا به درخواست و در پاسخ به نامه آخوند ملاعلي اصغر ملاباشي دربار قاجار، پس از نوشتن رساله اجاره ذكر براي او به نگارش درآمده است» گفت: پرسش نخست در نامه آخوند ملاعلي اصغر درباره ايمان و كفر فرعون و نيز جواز لعن بر كساني است كه فرعون را مومن ميپندارند. پرسش دوم درباره استدلالي است كه پيروان ايمان فرعون به آن دست مييازند و پرسش سوم به معرفي فيلسوفان و عارفان شيعي مذهبي ميپردازد كه پذيرش ايمان فرعون به آنها منسوب شده است.
وي افزود: ميرزاي قمي رساله فرعونيّه را در يك مقدمه و سه فصل به نگارش در آورده و در آن به رد ايمان فرعون پرداخته است. نسخه خطي كتابخانه آيتالله مرعشي نجفي نوشته شده در سال 1237 هجري به دليل نزديكي زمان تحرير آن به روزگار مولف، نسخه اصلي و نسخه خطي كتابخانه آستان قدس رضوي نيز به عنوان نسخه دوم در تصحيح اين اثر به كار گرفته شدهاند.
لطيفي در معرفي رساله «ردّ بر صوفيه و وحدت وجود» به عنوان رساله سوم اين اثر گفت: ميرزاي قمي اين رساله را به درخواست «فتحعلي ميرزا» دومين شاه قاجار به نگارش درآورد. به همين مناسبت، گاه از اين رساله با نام نامه ميرزاي قمي به فتح علي شاه يا ارشاديه نام برده ميشود. اين رساله پس از رسالههاي اجازه ذكر و ايمان فرعون در اواخر عمر مولف در سال 1230 هجري نوشته شد.
وي درباره دليل نوشته شدن اين نامه به فتحعلي شاه قاجار گفت: «ميرزا عبدالوهاب منشي الممالك» نامهاي دربردارنده انديشهها و باورهاي صوفيه براي فتحعلي ميرزاي قاجار به نگارش در ميآورد و او را به پيروي از آنان ميخواند. فتحعلي ميرزا نيز نامه وي را به ميرزاي قمي ميفرستد و از او ميخواهد كه نظر خود را درباره مطالب بيان شده در نامه ميرزا عبدالوهاب بيان كند. ميرزاي قمي رساله «رد صوفيه و وحدت وجود» را در پاسخ به اين نامه تدوين ميكند. وي در اين رساله به نصيحت و اندرز فتحعلي ميرزا، ميرزا عبدالوهاب و پيروان صوفيه ميپردازد.
«ابوالقاسم گيلانی» معروف به ميرزای قمی نويسنده اثر معروف «القوانين المحكمه» است. نويسنده اين كتاب كه يكی از دانشمندان مشهور عصر قاجار و از نقدنويسان عرفان و فلسفه اسلامی به شمار ميآيد با تأليف اين سه رساله عرفانی انديشه خود را درباره فلسفه و مبانی نظری و عملی عرفان اسلامی بيان میكند.
كتاب «سه رساله درنقد عرفان» به قلم «ميرزا ابوالقاسم بن حسن گيلانی» معروف به ميرزای قمی با مقدمه، تصحيح و تحقيق «حسين لطيفی» و «سيد علی جبار گلباغی ماسوله» در 308 صفحه و با بهاي36000 ريال از سوی بنياد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شد. کد مطلب : 64153 |
 |
|