پيوند ايمان و الحاد در «داستايوفسكي و نيچه»
اگر نيچه را با توجه به جمله «خدا مرده است» ملحد بنگاريم، الحاد او با ايمان داستايوفسكي در تضاد نيست، زيرا هر دوي اين انديشهها ميتوانند به يك نقطه ختم شوند. كتاب «داستايوفسكي و نيچه» با مقايسه ايمان و الحاد اين دو، در پي اثبات همين مدعاست.\ محمد رنجبر در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ضمن بيان اين مطلب، عنوان كرد: ايمان داستايوفسكي به خداوند همان نفي خداي مسيحيت نيچه است. نيچه به خداي پسفردايي اعتقاد داشت و اين موضوع پلي ميان انديشه آنان ميزند.
وي افزود: داستايوفسكي به مسيحيت حقيقي و زلال معتقد بود. او ايمان داشت كه مسيح در روسيه ظهور خواهد كرد و اين ميتواند همان خداي آينده و پس از متافيزيكي باشد كه نيچه به آن معتقد بود.
رنجبر با بيان اين كه «نيچه را نميتوان كافر پنداشت» گفت: نيچه «مومن كافردماغ» خوانده ميشود. او ظاهرا ملحد است، اما ايمان حقيقي دارد. نيچه خداي افلاطوني و ارسطويي را نفي ميكند و به دنبال خداي راستين ابرمرد را طرح ميكند.
وي افزود: اين فيلسوف تأثيرگذار آلماني خداي مسيحيت كه در واقع ملغمهاي از تفكر افلاطوني است و خداي كليسا را نفي ميكند، نه آن خداي حقيقي را كه در مسيحيت وجود دارد. داستايوسكي نيز مسيحيت حقيقي را جستوجو ميكرد با اين تفاوت كه نيچه به گونهاي سخن ميگويد كه ملحد به نظر ميرسد و داستايوسكي مومن.
اين كتاب بهزودي از سوي انتشارات پرسش منتشر ميشود. کد مطلب : 71579 |