تقدسگرايي، آفت زندگينامهنويسي در ادبيات ديني
نشست «جايگاه زندگينامهنويسي در ادبيات ديني» با حضور دو تن از كارشناسان اين حوزه در سراي اهل قلم خانه كتاب برگزار شد. كارشناسان اين نشست، تقدسگرايي بيش از اندازه و دادن جلوههاي ماوراءالطبيعه و غيرزميني به پيامبر(ص) و امامان(ع) را از اصليترين مشكلات بر سر راه اين نوع از ادبيات برشمردند./ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در اين نشست كه عصر ديروز (دوشنبه) برگزار شد، علياكبر والايي، نويسنده آثار ديني براي كودكان، حميد محمديمحمدي، نويسنده و روزنامهنگار و عليالله سليمي، دبير نشست، حضور داشتند.
در ابتداي اين نشست علياكبر والايي به كيفيت زندگينامهنويسي در ادبيات ديني اشاره كرد و گفت: اين نوع از ادبيات براي نويسندگان موانعي دارد كه به ماهيت موضوع برميگردد، زيرا قداست شخصيتهاي ديني، نويسنده را از به كار بردن تخيل منع ميكند، در حالي كه تخيل يكي از عناصر اصلي ادبيات به شمار ميآيد و بستر داستانپردازي را مهيا ميكند.
در ادامه، حميد محمديمحمدي سخناني درباره زندگينامهنويسي در ادبيات ديني ارايه كرد و گفت: اين نوع از ادبيات پس از انقلاب رونق بيشتري يافته است. يكي از دلايل اين امر، كنجكاوي جامعه براي آگاهي از چگونگي شكلگيري انقلاب و شناختن رهبران اين واقعه است. به همين دليل، نويسندگان براي يافتن نشانههاي انقلاب به زندگي رهبران سياسي و مذهبي پرداختند.
وي افزود: در اين دوران، برخي از نهادها نيز به صرافت افتادند مستندسازيهايي را درباره دستاندركاران انقلاب جمعآوري كنند كه قالب آنها زندگينامه بود. يكي ديگر از دلايل رونق اين نوع از ادبيات، كمبود اطلاعات تاريخي و تشنگي براي آگاهي يافتن از سرگذشت افرادي بود كه پيش از انقلاب، امكان و اجازه معرفي شدن آنها وجود نداشت.
محمديمحمدي در ادامه به برخي ويژگيهاي اين زندگينامهها اشاره كرد و گفت: اين آثار به دليل شرايط ويژه انقلاب و احتياطكاري نويسندگان، به برخي از لايههاي پنهاني زندگي افراد نفوذ نكردند كه اين امر نوعي ضعف محسوب ميشود.
وي درباره تقسيمبندي زندگينامهنويسي در ادبيات ديني گفت: اين زندگينامهنويسيها به گمان من در چهار دسته جاي ميگيرند؛ زندگينامه پيامبر اكرم(ص)، ائمه طاهرين(ع) و فرزندان ايشان، صحابه پيامبر(ص) و امامان(ع) و همچنين زندگينامه رهبران سياسي و مذهبي انقلاب اسلامي. علت جدا كردن زندگينامهنويسي پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) وجود منابع مشترك ميان سني و شيعه است.
وي افزود: نويسندگان در نوشتن از صحابه پيامبر(ص) آزادي عمل بيشتري دارند، زيرا استفاده از عنصر خيالپردازي درباره آنها امكانپذير است. زندگينامهنويسي رهبران سياسي و مذهبي انقلاب اسلامي از ساير انواع آن سهولت بيشتري دارد، زيرا بسياري از آنان را ديدهايم و به بسياري از افرادي كه با آنان مأنوس بودهاند نيز دسترسي داريم.
سپس والايي، نويسنده آثار ديني براي كودكان، با بيان اين كه زندگينامهنويسي امامان(ع) دچار كمبودهاي بسياري است، گفت: متأسفانه اثر قابل توجهي درباره زندگي امامان(ع) نگاشته نشده است، در حالي كه اكنون هنر نويسندگي رشد بسياري يافته و تعداد نويسندگان نيز اندك نيست. بايد به آسيبشناسي اين موضوع پرداخت. آماده كردن افراد براي پذيرفتن واقعيات، يكي از راهحلهاي اين مشكل است. جامعه ما بسيار تقدسپذير است، به اين معنا كه تمايل به قدسي و غيرزميني كردن چهرههاي ديني دارد.
وي افزود: بايد براي اين مشكل چارهاي انديشيد. ضروري است كه نويسنده امروز جسارت به خرج دهد و به امام (ع) نزديك شود، زيرا برخي نويسندگان از زبان افرادي كه در حاشيه امامان(ع) حضور داشتند، زندگي ايشان را روايت ميكنند كه اين آثار، زندگينامهنويسي به معناي واقعي آن به شمار نميآيند. لزوم نزديك شدن نويسندگان به شخصيت امام(ع)، دور كردن آنان از حالتهاي بيش از اندازه قدسي و دستنيافتني است. امامان(ع) معصوم بودند، اما واجد شرايط انسان نيز بودند. بايد بهگونهاي داستانپردازي كرد كه اين دو يكديگر را تحت تأثير قرار ندهند.
والايي ادامه داد: عرف جامعه و قداستپذيري آن از موانعي است كه بر سر راه زندگينامهنويسي در ادبيات ديني قرار دارد و از ميان برداشتن آن نيز به آساني صورت نميپذيرد. دامن زدن به اين قداست سبب ناديده گرفتن جلوهها و ويژگيهاي بشري امامان(ع) و تبديل آنها به اسطوره ميشود. پرداختن بيش از اندازه به جنبه تقدس اين بزرگواران، زندگي آنان را به قصه تبديل ميكند و سبب دينزدايي ميشود.
وي به قصه پردازيهاي مداحان اشاره كرد و گفت: اگر نويسندگان دست به كار نشوند و واقعيات را بازگو نكنند، راه براي داستانپردازيهاي و بيان غيرواقع برخي از مداحان باز ميشود، زيرا برخي افراد جامعه از آن چه بهواقع از ديدگاه امام(ع) رخ داده، بياطلاعند و آن چه ميشنوند را باور ميكنند.
در ادامه، محمديمحمدي درباره مداحي در حوزه شهادت امامان(ع) بهويژه امام حسين(ع) گفت: امروزه مداحيها مرزبندي شدهاند و افرادي كه گوش به مداحيهاي اصيل و غيراصيل ميسپارند، متفاوتند. ذكر اين نكته ضروري است كه اثرگذاري مداحيهاي اصيل بسيار بيشتر از مديحهسراييهايي است كه ريشه در اطلاعات قوي ندارند، زيرا مخاطبان مداحان آگاه، افرادياند كه با هدفي خاص به اين مجالس ميروند.
وي با اشاره به ضرورت وجود مراكزي كه قبل و پس از نگاشته شدن زندگينامههاي ديني بر اين آثار نظارت كنند، گفت: اين مراكز نحوه ايجاد اطلاعات لازم براي توليد اين آثار و همچنين امكان نظارت بر كيفيت آنها را ميسر ميسازند. كيفيت اين كتابها به اين دليل اهميت مييابد كه در تربيت كودكان و شكلگيري تصورات آنها از امامان معصوم(ع) تأثيرگذارند.
در ادامه اين نشست، والايي در پاسخ به اين سوال كه چرا بيشتر زندگينامههاي شخصيتهاي ديني براي كودكان نگاشته ميشود؟ گفت: شايد نويسندگان نوشتن براي كودكان را آسانتر ميپندارند، زيرا اين امر در نظر آنان چندان نياز به مستندسازي و تحقيقات ندارد. دوري كردن نويسندگان از اختصاص وقت و انجام تحقيق نيز به دليل لحاظ نشدن اين زحمات در حقالتأليف آنان است. ناشران به زماني كه نويسنده براي پژوهشها صرف ميكند، بهايي نميدهند كه البته مشكلات ناشران در اين باره نيز بايد بررسي شود.
محمديمحمدي همچنين به دلايل انتشار بيش از پيش آثار بيكيفيت در حوزه زندگينامهنويسي اشاره كرد و گفت: حمايتهاي دولتي و خريد عمده از سوي مراكزي نظير آموزش و پرورش، انگيزهاي براي نويسندگان و ناشران براي توليد دوباره اين آثار است. كيفيت پايين نشر، دكهاي شدن، فقدان ابتكار در داستانپردازي، قلم ضعيف، اكتفا به بازنشر و سادهنويسي تاريخ، سفارشي شدن آثار و تلاش نويسندگان براي برآوردن خواستههاي سفارش دهندگان، نگرش تعارفآميز به زندگي ائمه(ع) و ماوراءالطبيعه جلوه دادن آنان و درافتادن به ورطه نثر ادبي و نگاه شاعرانه به زندگي شخصيتهاي ديني نيز از ديگر مشكلات زندگينامهنويسي در ادبيات ديني به شمار ميآيند. کد مطلب : 58899 |