پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش ادبيات

در نشست نقد و بررسي آخرين اثر وونه‌گوت عنوان شد:

  «زمان لرزه» روايت رنج‌مويه‌هاي عميق بشر است

2 شهريور 1389 ساعت 15:52
نشست نقد و بررسي رمان «زمان لرزه»، عصر روز گذشته (دوشنبه يكم شهريور) با حضور اسدالله امرايي و مسعود ميري در سراي اهل‌قلم برگزار شد. در ابتداي نشست «اسدالله امرايي» مترجم و منتقد آثار ادبي با اشاره به مقدمه كتاب و نگاه طنز ‌‌«وونه گوت» به داستان درام «پيرمرد و دريا» گفت: اين نگاه در تمام كارهاي وونه‌گوت از جمله «سلاخ‌خانه شماره 5» وجود دارد و تاثيرپذيري نويسنده از جهان را نشان مي‌دهد. _

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) ‌اسد الله امرايي ادامه داد: دو واقعه بسيار مهم در جهان وجود دارد كه اولي انقلاب اكتبر روسيه و دومي جنگ جهاني دوم است كه جهان را تحت تاثير خود قرار دادند. اولي جهان را به دو اردوي متخاصم تبديل كرد و دومي هم همين نقش را ايفا كرد، با اين تفاوت كه در جنگ دوم جهاني نيروهاي متخاصم يك جبهه با جبهه ديگر متحد شدند كه نمونه آن در تركيب نيروهاي متفقين در اين جنگ ديده مي‌شود. اين دو واقعه روي هنر، سينما و ادبيات تاثيرگذار شدند كه تاثير آن تا امروز هم ادامه دارد و آنقدر اثر گذار بوده كه ما تا امروز بازخورد آن‌ را شاهد هستيم و برخي از نويسندگان بزرگ نمي‌توانند به راحتي از كنار حوادث جنگ جهاني دوم بگذرند. بسياري از رمان‌هاي امروز مستقيم يا غير مستقيم به آن مي‌پردازد و ‌گوت هم به نوعي به آن پرداخته است.

امرايي با تاكيد بر وجود تئوري فيزيكي در كتاب «زمان لرزه» اضافه كرد: در دهه‌هاي 60 و 70 ميلادي فرضيه‌اي مطرح بود كه اگر شما سريعتر از نور حركت كنيد مي‌توانيد به زمان گذشته باز گرديد، بر مبناي اين فرضيه فيلم‌هاي علمي-تخيلي بسياري ساخته شد كه بر ادبيات تاثيرگذار شدند. ما در اين رمان شاهد بازگشت به گذشته هستيم و آدم‌ها با تكرار شخصيت گذشته‌ خود اشتباهاتشان را تكرار مي‌كنند و اين تكرار در جاهايي حالت كميك پيدا مي‌كند. يكي از عناصر متافيكشن نقيضه است، يعني اشاره به واقعه‌اي خارجي كه در گذشته اتفاق افتاده اما نويسنده در آن تغيير شكل مي‌دهد. با چنين نگاهي مي‌توانيم تكرار آدم‌هاي وونه‌گات را در داستان‌هايش ببينيم.

در ادامه دكتر مسعود ميري، ديگر منتقد حاضر در نشست گفت: نويسنده در فصل اول به سادگي تمام موضوع زندگي را به چالش مي‌كشد و با نگاهي اسطوره‌اي و نمادين با اشاره به موضوع خداوند و آفرينش، به بحث رجوع مي‌كند و بارها مفهوم آفرينش را به چالش مي‌كشد كه دلايل خاصي دارد. 

وی ادامه داد: نویسنده در فصل پاياني هم موضوع آگاهي را مدنظر قرار مي‌دهد و اين دو مساله به شدت فضاي كلي كتاب را تسخير كرده و در سيطره خود قرار مي‌دهند، بحث با زير سوال بردن عصمت زندگي آغاز مي‌شود و آنچه خصوصيت زندگي ذاتي غربي است، يعني گناهكار بودن ذهن و روان بشر در اين جا از زبان مسيح، پاكيزه‌ترين انسان در فرهنگ مسيحيت حرف مي‌زند و به گونه‌اي موضوع زندگي و عصمت آن را با مسيح زيرسوال مي‌برد. مسيحي كه قرار است تاوان گناه بشر باشد و او را از رنج‌ها رهايي بخشد اما اين كتاب سراسر رنج است و روايت رنج‌مويه‌هاي عميق بشر است.

ميري با عجيب خواندن آغاز داستان افزود: سراسر كتاب در ميانه‌ نمادها و واقعيت‌ها آمد و شد دارد، موضوع آگاهي، موضوعي است كه با مفهوم تاريخ به ذهن بشر رسوخ مي‌كند، به محض آگاهي انسان از زندگي رخدادهايش نوشته شد و به تاريخ مبدل گشت و بشر داراي سرگذشت شد تا سرنوشت خود را بشناسد. فصل پاياني كتاب هم بازوصل به مفهوم زندگي و سوگناكي و تلخكامي زندگي است، گوت در داستان بارها به وجود فضيلت و ضد فضيلت اشاره مي‌كند، مثلاً در جايي با اشاره به آدم و حوا مي‌گويد: آدم و حوا هم خوبند و هم بدند، گويي چيزي به اسم خوبي و بدي در ذهن گوت جايگاهي ندارد و وقتي از فضيلت سخن مي‌گويد، فضيلت را بارها به معاني مختلف سوق مي‌دهد يا هنگامي كه از قديس صحبت مي‌كند، قداست معاني كاملاً متفاوتي به خود مي‌گيرد.

اين منتقد ادبي با توضيح بكارگيري ويژگي نمايش در روايت داستان اضافه كرد: وونه‌گوت براي بيان خودش در داستان و يا بيان داستان در روان دروني خويش ناگزير به استفاده از يك ويژگي اساسي است كه از آن به نمايش تعبير مي‌شود. در تمام داستان، نويسنده ويژگي نمايش را به چالش مي‌كشد و ما شاهد جابجايي شخصيت‌ها هستيم كه اين شخصيت‌ها به شدت همديگر را نقد مي‌كنند و زير تازيانه لفظ‌هاي تند قرار مي‌دهند به اين ترتيب در صحنه آخر داستان شاهد اوج جدال دو آدم هستيم.

ميري مهم‌ترين عنصر داستان را ويژگي نمايشي بودن صحنه‌ها دانست و تصريح كرد: در سراسر داستان مضمون مردن آدم‌ها اهميت چنداني ندارد بلكه اين مضمون مرگ است كه برجسته و مهم نشان داده مي‌شود. نويسنده از مردن خيلي ساده عبور مي‌كند اما مفهوم مرگ را بسيار دشوار و بحث‌انگيز مي‌بيند. نمايش جنگ براي گات بسيار دردناك بوده كه در طول كتاب بارها به آن اشاره كرده است.

مسعود ميري با اشاره به اهميت اين جنس كارها ادامه داد: در رمان‌هايي از اين دست طي 4 دهه گذشته اثري از مدح به معناي مطلق ديده نمي‌شود و شما احساس مي‌كنيد نويسنده با مضموني كاملاً‌ مقدس، توجيه‌گر و نقادانه نسبت به فضا و پيامبرانه نسبت به آينده صبحت مي‌كند.

در ادامه اسدالله امرايي ضمن تاييد اهميت مرگ در كتاب اضافه كرد: داستان اشاره به ستايش و بزرگنمايي مرگ دارد و اين‌ها كليدهايي است كه ما را به متن داستان رهنمون مي‌سازد. با خوانندن اين اثر مخاطب درمي‌يابد كه نويسندگي حرفه‌اي دشوار است.

امرايي همچنين گفت: گوت مطالعات تاريخي گسترده‌اي داشته كه وجود شخصيت‌هاي حقيقي شبه‌داستاني كه آدم‌هاي واقعي نيستند مانند گونترگراس، جورج بوش و ساخاروف گواه اين مدعاست. با اين وجود هيچ‌جا به خواننده احساس خواندن تاريخ يا سياست دست نمي‌دهد،‌ بلكه خواننده خود را در متن داستان مي‌بيند. يكي از مولفه‌هاي آثار وونه‌گوت استفاده از عنصر طنز است كه مشخصاً جهان خلقت، جهان سياست و نظم نوين جهاني را به سخره مي‌گيرد.

در پايان مسعود ميري نگاه وونه‌گوت را نگاهي نقادانه دانست و خاطرنشان كرد: گوت ادبيات را چيزي متكي بر شاعري مي‌داند و به شدت و وسواس‌گونه سعي در بازتعريف و بازنقض اصطلاحات دارد و مطلقيت اصطلاحات را زير سوال مي‌برد. تفاوت بين «طنز و جد» در اين اثر مشخص نيست؛ چرا كه جهان وونه‌گوت جهاني طنز‌‌آلود است.

«زمان لرزه» آخرين اثر «كورت وونه‌گوت»، با ترجمه مهدي صداقت‌پيام و ويرايش فرهاد صادقي، در سال 1385 از سوي انتشارت مرواريد روانه بازار كتاب شد.

کد مطلب : 79390
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
«زمان لرزه» روايت رنج‌مويه‌هاي عميق بشر است
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل