انتظار خبري نيست مرا
مهدي محبعلي؛روزنامه نگار: آنقدر از تو نوشتهام كه صداي همهشان در آمده، آنقدر كه فرياد ميزنند: بيا و خوبي كن و بي خيال اين همه واژه شو! دنياي خبر و هيجان و داغي را آخر چه به كتاب و كاغذ هايش! مگر نه اين كه كتاب خود خبراست؟ چه را مي خواهي منتشر كني ؟ درباره چه مي خواهي بنويسي ؟/ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مهدي محبعلي؛ روزنامهنگار: آنقدر از تو نوشتهام كه صداي همهشان در آمده، آنقدر كه فرياد ميزنند: بيا و خوبي كن و بي خيال اين همه واژه شو! دنياي خبر و هيجان و داغي را آخر چه به كتاب و كاغذ هايش! مگر نه اين كه كتاب خود خبراست؟ چه را مي خواهي منتشر كني ؟ درباره چه مي خواهي بنويسي ؟
چه كساني برايشان مهم است كه واپسين اثر فلان نويسنده چه زماني منتشر ميشود؟ چند نفر مگر در روز سراغ نقد و تحليل فلان رمان مي روند كه چنان با آب و تاب دربارهاش مي نويسي؟ انگار از خبر ازدواج هنرپيشه سينما يا از افزايش نرخ تورم سخن ميگويي!
اصلا بيا روراست باشيم. چه كسي مي خواهد بداند كه ناشران رتبهبندي ميشوند يا نه؟ براي چند جوان مهم است كه فلان نويسنده بزرگ درگذشته كه تو حالا ميخواهي برايش از ارزشمندي دوران حياتش بگويي؟ اصلا اگر زنده بود، فرقي هم ميكرد ؟ او بود و ما و اين روزها، كه يا سياسينامهها را ميخوانديم يا از جنگ علي دايي و مايلي كهن حرف ميزديم! يا از«فاصلهها»ي شبانه ميگفتيم يا خبر مهممان مثل امروز و هر روز، همين اتفاقات هيجان انگيز بود!
همه اينها را كه ميگويند، به چشمان پر هيجانشان كه مينگرم، به التهاب واژههاي بريده بريده اين روزها كه دقت ميكنم ، تازه ميفهمم كه « چقدر امروز مفتخرم به اين كه نامم خبرنگار كتاب است!»
آنها چه مي دانند كه اگر همين تو نبودي ، اگرهمين صفحه ها و كاغذهايت نبود، آنها نيز ديگر نميتوانستند ذرهاي از همين واژههاي فريبنده را بر زبان بياورند.
مرا متهم ميكنند كه چرا عنوان تيتر خبرهايم به نقل از نويسنده و شاعر است؟ چرا از فلان مقام و فلان چهره مشهور سينمايي و ورزشي نيست و اين، آرامم مي كند. همين اتهام ها نشان ميدهد كه خبرنگار تو بودن، يعني اينكه ميتواني با خيال آسوده سر به بالين بگذاري و با اطمينان خاطر از ارزشمندي شغلت، به قلمت بنازي.
اين همه اتهام براي اينكه براي خبرهاي تو تلاش مي كنم، من و دوستانم را اميدوار مي كند كه بيهوده ناممان خبرنگار نيست؛ ما خبرهايي را از حقيقت دنيا منتشر مي كنيم كه براي آن "واقعيتي" وجود دارد.
خبرنگاري كتاب يعني خبرسازي نكردن، يعني به دنيا سطحيات و بي منطقي و هيجانهاي زود گذر نرفتن و اين همه، به معناي اين است كه ما خود يك دنيا خبريم.
اين جا كه رسيدم، دلم مي خواهد به جاي تتير و رو تيتر، بار ديگر بخوانمت كه تو خود خبري و ديگر انتظار خبري نيست مرا!
کد مطلب : 77590 |
 |
|