و همچنان داستان آي با كلاه ادامه دارد
جلالالدين معيريان، طراح و مدرس چهرهپردازي؛ رفتارهاي ناهنجار، كمبودهاي اجتماعي، فقر و تنگدستي، واماندگي و خرافات، توسل به دروغ و نيرنگ، تزوير و ريا، دزدي و خيانت، فريبكاري و نامردي، بيرحمي و شقاوت و در نهايت تمام معضلات و مفاسد اجتماعي نشأت گرفته از ضعف و فقر فرهنگي است. و اين به دليل بيتوجهي و بيعلاقهگي نسبت به كتاب و كتابخواني است._ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): جلالالدين معيريان، طراح و مدرس چهرهپردازي: رفتارهاي ناهنجار، كمبودهاي اجتماعي، فقر تنگدستي، واماندگي و خرافات، توسل به دروغ و نيرنگ، تزوير و ريا، دزدي و خيانت، فريبكاري و نامردي، بيرحمي و شقاوت و نهايتاً تمام معضلات و مفاسد اجتماعي نشأت گرفته از ضعف و فقر فرهنگي است. و اين به دليل بيتوجهي و بيعلاقهگي نسبت به كتاب و كتابخواني است.
به ياد دارم در دوران كودكي وقتي كه از كنار قهوهخانهها ميگذشتم، صداي مرشدي كه شاهنامه فردوسي را به صداي بلند و با آب و تاب ميخواند، نه من بلكه خيلي از رهگذران را در جاي خود ميخكوب ميكرد و همه را به وجد ميآورد و رسم جوانمردي و مرادنگي را بما ميآموخت. شب هنگام نيز وقتي چراغهاي نفتسوزِ خانههامان روشن ميشد، اشعار سعدي و حافظ و مولانا گرميبخش محافلمان و اميدبخش دلهايمان بود.
در مدرسه، در كتاب فارسيمان، كتاب اينگونه معرفي ميشد: من يار مهربانم، دانا و خوش بيانم، گويم سخن فراوان، با آنكه بيزبانم. پندت دهم فراوان، من يار پنددانم و ....
همين معرفي ساده بچهها را عاشق كتاب ميكرد و آنان را به خواندن كتاب تشويق ميكرد. ولي افسوس و صد افسوس كه اين روند نه تنها ادامه نيافت بلكه با روي كارآمدن، راديو، تلويزيون و پيشرفت سينما و كامپيوتر و اينترنت آن عشق و علاقه به سردي گراييد، چرا كه اين رسانهها هيچگونه قدم مثبتي در اين راستا برنداشتند؛ بلكه با برنامههاي نه چندان مفيد خود، كتابخواني را نيز متوقف كردند و شايد اين سوال پيش آيد كه مگر كامپيوتر و اينترنت موجب ارتقاي سطح فرهنگ و هنر نشده است؟
به جرأت ميتوان گفت خير، چون اين وسايل در اختيار همگان نيست و كاربرد آن نيز آموزش داده نشده است. براي اثبات اين موضوع به گذشته بنگريد و با حال قياس كنيد. تقريباً در هفتاد سال پيش در كتاب كلاس اول نوشته شده بود: «آي باكلا» «آي بيكلا»، «ب بزرگ»، «ب كوچك» «بابا آب داد»، «مامان شام داد». اكنون بعد از گذشت بيش از هفتاد سال باز همان آش و همان كاسه است.
خوب به خاطر دارم وقتي من در سال 1352 به خاطر تدريس نياز به كتاب تخصصي در زمينه چهرهپردازي داشتم هرچه گشتم كمتر يافتم تا اينكه كتاب «Stage Makeup» نوشته «Richard Corson» توسط مسافري از خارج برايم آورده شد. اما نه من قادر به ترجمه آن بودم و نه كسي را داشتم كه آن كتاب تخصصي را ترجمه كند.
ولي به هرحال با هر بدبختي و مشكلاتي كه داشت كتاب را ترجمه كردم و در كلاسهايم آن را تدريس كردم. جالب اينكه هنوز نيز بعد از گذشت 36 سال كتابي كه مفيد به حال هنرجويان و علاقمندان به چهرهپردازي و چهرهآرايي باشد وجود ندارد.
همين امر موجب شده تا عدهاي فرصتطلب سودجود با استفاده از رسانههاي برون مرزي و تبليغات دروغ با جان و مال مردم بازي كنند. البته نبايد تلاش چند نفري را كه در اين زمينه تلاش كردهاند ناديد گرفت. به عنوان مثال كتاب «گريم براي صحنه» نوشته خانم «دكتر مهين ميهن» كه در زمينه گريم تئاتر نوشته شده مفيد به حال هنرجويان گريم تئاتر است. ولي آيا با يك گل بهار ميشود؟ در اينجا بايد يادآور شوم وقتي كتابي وجود ندارد، سطح آگاهي جامعه رشد نميكند و ميدان جهت افراد شارلاتان و مالدوست مناسبتر ميشود.
در پايان توقع دارم مسوولان آموزش و پرورش نسبت به رفع مشكلات موجود در زمينه كتاب و كتابخواني اقدام جدي و با استفاده از رسانههاي تصويري نسبت به رفع مشكلات جامعه اقدام مقتضي را اعمال كنند.
کد مطلب : 59257 |