در نشست تخصصي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا مطرح شد: تاريخنگاري اجتماعي، مهمترين روش تاريخنگاري است
| 31 فروردين 1388 ساعت 13:48 |
يكي از پژوهشگران حاضر در نشست كتاب ماه تاريخ و جغرافيا گفت: ما ايرانيان بايد تاريخ كشورمان را از تاريخنويسي مستشرقان خارجي جدا كنيم و با ديد علمي و بدون جانبداري طبقاتي، تاريخ اجتماعي را بنويسيم ولي در هيچ دانشگاهي تاريخنگاري اجتماعي نداريم. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر «شاپور رواساني» استاد بازنشسته كرسي اقتصادي و اجتماعي دانشگاههاي آلمان در نشست تخصصي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا با عنوان «مشخصات و ويژگيهاي حوزه فرهنگ و تمدن ايراني» گفت: «از زمان انقلاب كبير فرانسه جامعهشناسان مطالبي را به رشته تحرير درآورده و آزادي و عدالت را تعريف كردهاند و در چارچوب معين محصور ماندهاند.»
وي كه عصر روز گذشته (30 فروردينماه) سخن ميگفت، به پديده اجتماعي اشاره كرد و افزود: «در هر پديده اجتماعي عامل اقتصادي مشاهده ميشود و نميتوان مفاهيم اجتماعي را بدون در نظر گرفتن عناصر اقتصادي دريافت كرد.»
مولف كتاب «اتحاديه مردم شرق» يادآور شد: «متأسفانه تاريخ دوران هخامنشي را يونانيها به رشته تحرير درآوردهاند و تاريخ دوران ساسانيان را روميها نوشتند به همين دليل مستشرقان غربي تاريخنويسي كرده و ما آن ترجمهها را وارد كشور كردهايم.»
وي افزود:«يكي از مفاهيم مهم در تاريخنگاري، مسايل نژادي است. ما يك نژاد انساني داريم و در انسانشناسي بحثهايي مانند كروموزوم و بيولوژيك مطرح ميشود. مسأله نژاد در بين غربيها مطرح نيست و با توجه به اين مسأله تاريخنويسان ايراني دچار اشتباهاتي مانند نژاد سامي، نژاد آريايي و... ميشوند.»
مولف كتاب «نادرستي فرضيههاي نژادي، آريا، سامي و ترك» گفت: اقوام انساني در موقعيتهاي اجتماعي و فرهنگي رشد كرده و زبان وجه مشترك آنهاست. تاريخ شرق با مهاجرت شروع نميشود بلكه با ساكنان آن شكل ميگيرد. تعيين خاستگاه براي اقوام اشتباه است ولي ميتوان آن را زمينهاي براي تاريخنگاري قلمداد كرد.»
دكتر «رواساني» خاطرنشان كرد: «ما در تاريخنگاري هنوز در دنياي ترجمه زندگي ميكنيم و ميبينيم كه در اسناد تاريخي ما دست برده ميشود. حتي مستشرقان غربي نوشتههاي خطوط ميخي را تغيير ميدهند و ما آن را ترجمه ميكنيم و از آن در تاريخنگاريهاي باستاني استفاده ميكنيم.»
وي افزود: «از كتيبه بيستون سه ترجمه به زبان فارسي وجود دارد كه با ترجمههاي آلماني هماهنگي ندارد ولي ما آن را تدريس ميكنيم. نكته بسيار مهم اين است كه ما تاريخ جامعه خود را نميشناسيم و اسير توهمات نظريهپرداز غربي هستيم.»
مولف كتاب «مفاهيم اجتماعي در جوامع مستعمراتي» خاطرنشان كرد: «باستانشناسان خارجي در كشفيات خود در ايران آثاري را به دست آوردهاند كه در آلمان و بسياري از كشورها آنها را ميشناسند ولي در ايران اين آثار شناخته شده نيست در حالي كه با مراجعه به آثار و اشياي باستاني درمييابيم كه تاريخ منطقه ايران از 8هزار سال تجاوز ميكند.»
وي افزود: «در دانشگاههاي ايران مركزي براي تاريخنويسي وجود ندارد و اگر تاريخ منطقهاي نوشته شود بيشتر به تاريخ جنگها و سلاطين اشاره ميشود در اين كشور به غير از سلاطين و پادشاهان، اقشار و طبقات مختلفي نيز زندگي ميكردند كه نياز به پژوهش و تحقيق دارند.»
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: «در تاريخنگاري اجتماعي بايد وجود عناصر را در نظر بگيريم و در دوره ساسانيان درباره مزدك بدانيم و در دوره هخامنشيان درباره گئوماتها سخن بگوييم ولي ما بيشتر نقل قولهاي غيرمستندي در تاريخنگاريها انجام ميدهيم.»
وي افزود: «ساكنان دوران باستان در تاريخنگاريها به 2500 سال پيش ختم ميشوند ولي بايد در نظر گرفت كه تاريخ ايران 8 هزار ساله است و پيش از آن تاريخ مفصلي است كه پر از هنر، پيدايش خط، اشياي باستاني و... است. خط پديدهاي اجتماعي چند هزار ساله است و دنباله روي نقاشي كوهستاني محسوب ميشود.»
وي افزود: «كتابهاي تاريخ بيشتر شرح حوادث و رويدادهاست ولي از روابط اجتماعي در آن خبري نيست و در اين مسايل بيشتر متوسل ميشويم به يونانيها، روميها و غربيها و تاريخ گئوماته، مزدك و بابك خرمدين را از منابع غربيها ميخوانيم.»
اين استاد دانشگاه پيشنهادي در اين زمينه ارايه داد و گفت: «ما بايد تاريخ كشورمان را از تاريخنويسي مستشرقان خارجي جدا كنيم و با يك ديد علمي و بدون جانبداري طبقاتي تاريخ اجتماعي را بنويسيم ولي در جامعه ايراني در هيچ دانشگاهي تاريخنگاري اجتماعي نداريم.»
فرهنگ و تمدن ايران جايگاه ارزشمندي در جهان دارد سپس دكتر «رضا شعباني»استاد و مدير گروه تاريخ در نشست ويژگيهاي حوزه فرهنگ و تمدن ايراني گفت: «ما بايد بيشتر از هر چيز جايگاه فرهنگ و تمدن ايران را دريابيم و بدانيم عناصري كه در ايران به تمدن پرداختند از چه زماني بوده و آخرين اقوام به چه صورتي وارد ايران شدهاند.»
استاد و مدير گروه باستانشناسي افزود: «آخرين اقوامي كه بر ايران حكومت كردند حدود هزاره دوم پيش از ميلاد بودهاند و در بخشهاي مختلف وطن اسكان يافتند.»
وي با اشاره به عناصر قومي آرياييتبار افزود: «آيا عناصر قومي آرياييتبار در چند گروه پارس، پارتيان و سكاها وجود داشتند كه حدود 7 هزار سال پيش زندگي ميكردهاند؟ ما سرنوشت انسانهايي را كه پيش از اين 7 هزار سال ميزيستهاند نميدانيم و اطلاعات درستي از آنها در دست نداريم.»
اين استاد دانشگاه يادآور شد: «ايران منطقه معتدل شمالي است كه مردم بسياري را به خود جذب كرده است نه سرماي كشنده سيبري را دارد و نه از گرماني طاقت فرساي مناطق استوايي خبري است. ايرانيها مردماني سختكوش هستند كه نه سفيد و نه سياه هستند، از نظر اندامي خيلي درشت و خيلي ريز نيستند و از نظر قد خيلي بلند و كوتاه قد نيستند و در مفهوم كلمه ميتوان گفت كه حد وسط هستند.»
مولف كتاب «حديث نادرشاهي» يادآور شد: «ايرانيها از منطقه فلات پامير آمدند و از هزارههاي كهن كه انسان روي كره زمين آمد نوعي اسكان در اين منطقه داشتهايم كه تا امروز نيز وجود داشته است.»
«شعباني» خاطرنشان كرد: «مردم براي گذران معاش خود از ابزارهايي استفاده ميكردهاند. ابزار معنوي مانند زبان و ادبيات و برخي نيز در عناصر مادي شكل ميگيرند كه به كمك مردم آمدهاند. ايران از نظر پوشش گياهي در بين دو فرهنگ آشپزخانهاي مانند چين و فرانسه جايگاه ويژهاي دارد.»
مولف كتاب «تاريخ نادرشاهي» در ادامه سخنانش گفت: «گياهشناسان معتقدند كه 12 هزار تنوع گياهي و 400 نوع ترشي در ايران داريم. مردم ايران اگر به خوردن برنج عادت كردهاند به اين دليل است كه ميتوانند به آساني برنج را در اختيار خود بگيرند و در يك تنوع بينظير انواع گندم را در دسترس خود داشته باشند.»
مولف كتاب «ايرانيان و هويت ملي» گفت: «موقعيت جغرافيايي ايران بسيار ارزشمند است و ما ميخواهيم بدانيم كه آيا انگور را ايرانيها از چين آوردند و يا چينيها آن را از ايران گرفتند. ايرانيها نقاط قوت و ضعف دارند ولي تا به حال كسي نبوده كه ايراني را مودب و بانزاكت نداند.»
دكتر شعباني افزود: «زبان فارسي را كه به اين شيوايي و رواني سخن ميگوييم زبان زندهاي است كه چندين قرن مردم جامعه به آن سخن ميگويند و آموختن اين زبان نياز جوامعي است كه در اطراف ما زندگي ميكنند.»
مولف كتاب «آداب و رسوم نوروز» افزود: «در عرصههاي مختلف كاوش و پژوهش و 20 هزار نسخه خطي جمعآوري شده است كه ميتوان شيمي، فيزيك، رياضي، اسب سواري، علومانساني، علوماجتماعي، هنر و نقاشي و... را در آنها جستوجو كرد و ميتوانيم دريابيم كه زبان فارسي از موقعيت ارزشمندي در جهان برخوردار است.» کد مطلب : 38025 |