پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز اجتماعی و سياسی

  قرآن كريم سرسفره هفت‌سين

29 اسفند 1388 ساعت 0:27
علي‌اكبر عبدالرشيدي، نويسنده، مترجم:مي‌گويند با سرعتي كه گردش اطلاعات در جهان پيدا كرده، به لطف اينترنت و به زودي ميزان دانش هر انسان در هر 24ساعت دو برابر مي‌شود._
 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مي‌گويند با سرعتي كه گردش اطلاعات در جهان پيدا كرده، به لطف اينترنت و به زودي ميزان دانش هر انسان در هر 24 ساعت دو برابر مي‌شود. اين كه چنين فرضي محقق بشود يا نه، اين كه اين همه اطلاعات در دنيا وجود داشته باشد كه سهم هر انسان از آن هر روز دو برابر روز قبل شود، موضوعي است كه به گوينده چنين سخني بر مي‌گردد و آينده‌اي كه مي‌تواند صحت آن را ثابت كند. 

اما همين چند روز پيش خوانديم و شنيديم كه طبق مطالعات جدي و رسمي مشخص شده است كه چند ثانيه و شايد چند دقيقه به متوسط زمان مطالعه روزانه ايرانيان افزوده شده است. اين خبر جاي شكر دارد. اين كه ايراني جماعت روزانه يك دقيقه بيشتر مطالعه كند، در ماه و سال ما را به ارقام قابل توجهي مي‌رساند. 

اما به نظر من مشكل نخواندن و كمتر خواندن ما ايراني‌ها يك ايراد و يا نقص نژادي و يا ژنتيكي نيست. ما همان ايرانياني هستيم كه هزار سال پيش كتابي چون شاهنامه را به جهان تقديم كرده‌ايم. ما در طول قرون مترجمان و شارحان فلسفه و تاريخ يونان به جهان بوده‌ايم. چرا راه دور؟ ما در سفره هفت سين جشن نوروزي‌مان حتما قرآن كريم مي‌گذاريم و در لحظه تحويل سال آياتي از قرآن مجيد مي‌خوانيم. 

ما همان ايرانياني هستيم كه در شب‌هاي بلند زمستاني چه آن روز كه زير كرسي مي‌نشستيم و چه امروز كه در خانه‌هاي مدرنمان دور هم جمع مي‌شويم، اشعاري از ديوان حافظ مي‌خوانيم. ما همان ايرانياني هستيم كه فال گرفتن از ديوان حافظ را يك رسم شيرين مي‌دانيم. من فراموش نكرده‌ام آن روزهائي كه صنعت چاپ به اين اندازه پر رونق نبود، كتاب امير ارسلان نامدار، حسين كرد شبستري يا عاق والدين تقريبا در هر خانه‌اي يافت مي‌شد. به گمانم ما ملتي بوده‌ايم كه با كتاب انس تاريخي داشته‌ايم. 

به اعتقاد من مشكل كم خواندن و احيانا نخواندن ما قيمت كتاب هم نيست. كافي است سري به بازار كتاب بزنيم. خواهيم ديد چه كتاب‌هاي گراني كه براي خريدشان صف بسته مي‌شود. چه كتاب‌هاي گران و نفيسي كه ظرف چند سال به چاپ دهم و بيستم مي‌رسد. اين كتاب‌ها را كه نمي‌خرند تا بخوردند. حتما مي‌خرند كه بخوانند. پس قيمت كتاب هم علي‌القاعده مشكل عمده ما نيست. 

از طرف ديگر اگر به تعداد معقول كتابخانه مي‌داشتيم كسي نيازي به خريد كتاب نداشت. آن روز هر كتابخانه يك جلد كتاب هم كه مي‌خريد شمارگان كتاب در ايران به دو يا سه برابر رقم كنوني مي‌رسيد.
دانشجويان ايراني كه در دانشگاه‌هاي اروپا، امريكا و ژاپن درس خوانده‌اند، مي‌دانند كه در آن كشورها كتاب حتي در مقايسه با درآمد متوسط بالاي مردم هم‌گران است. 

عمده مردم هم كتاب نمي‌خرند. كتاب در كتابخانه‌ها دست به دست مي‌گردد و از اين كتابخانه به آن كتابخانه عاريت داده مي‌شود. در كتابخانه‌ها صف بسته مي‌شود. به نظرم مشكل ما خود كتاب است. محتواي كتاب كه جذاب باشد، نو باشد و خواندني باشد. وقتي كتاب‌ها تكراري، يك‌نواخت و كم مايه باشند كسي علاقه‌اي به خريد و خواندن آن ندارد، حتي اگر مجاني در اختيار او قرار گيرد. وقتي تيراژ كتاب هزار يا دو هزار جلد باشد و حق‌التاليف كتاب كمتر از حقوق ماهانه مستمري بگيران تامين اجتماعي باشد كدام نويسنده، محقق يا مترجم حاضر به كار مي‌شود؟ 

بايد فكري به حال توليد كتاب بكنيم. محتواي كتاب را بالا ببريم. اگر چنين شود آنقدر كتابخوان خواهيم داشت كه شمارگان كتاب را افزايش دهد، حق‌التاليف را بالا ببرد و سواد مردم را هم افزايش دهد. 

........................................................................................

علي‌اكبر عبدالرشيدي مولف آثاری چون ظهور و سقوط فاشيم، گفتني‌ها، ايرانشناسان، خاطرات ژنرال هايزر، پوتين در عصر مواجه محدود و جنبش عدم .
کد مطلب : 65034
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
علي‌اكبر عبدالرشيدي
علي‌اكبر عبدالرشيدي
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل