ساده نویسی برای بزرگسالان نوسواد
| 8 ارديبهشت 1389 ساعت 16:27 |
یزدان منصوریان، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران: یکی از چالشها و مشکلات فرایند سواد آموزی، پدیدهای به عنوان خطر «بازگشت به بیسوادی» است. به این معنا که مدتی پس از ارايه آموزشهای سوادآموزی، به دلیل توقف این آموزشها و عدم مطالعه مستمر، عملاً فرد نوسواد مهارتهایی را که آموخته است به فراموشی میسپارد._ خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، یزدان منصوریان، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران: یکی از چالشها و مشکلات فرایند سواد آموزی، پدیدهای به عنوان خطر «بازگشت به بیسوادی» است. به این معنا که مدتی پس از ارايه آموزشهای سواد آموزی، به دلیل توقف این آموزشها و عدم مطالعه مستمر، عملاً فرد نوسواد مهارتهایی را که آموخته است به فراموشی میسپارد. دلایل متعددی برای بروز این پدیده وجود دارد؛ که یکی از آنها عدم دسترسی نوسوادان به منابع مناسب برای مطالعه است.
مناسب بودن منابع برای نوسوادان سه جنبه محتوایی، ساختاری و زبانی دارد. در واقع، معمولاً آثاری که با زبان و ساختاری ساده و با محتوایی متناسب با نیازهای فردی و اجتماعی نوسوادان نوشته شده باشند، مورد استقبال آنان قرار میگیرد. برای پیشگیری از بروز بازگشت به بیسوادی، گروههای مختلفی که در زمینه سواد آموزی فعالیت میکنند، میتوانند به«بازنویسی» و «ساده نویسی» منابع مفید اقدام کنند. این بازنویسی با هدف سادهسازی متن و در عین حال با هدف حفظ محتوای آن آثار انجام میشود. در میان مراکز مختلف، کتابخانههای عمومی و کتابخانههای روستایی از جمله نهادهایی هستند که میتوانند در این زمینه فعالیت کنند.
در آموزش رسمی کتابداری و اطلاع رسانی نیز درسی با عنوان «مواد و خدمات کتابخانهها برای بزرگسالان نوسواد» پیشبینی شده است که محتوای این درس میتواند برای کتابدارانی که قصد چنین فعالیتهایی را دارند مفید باشد. در فرایند سادهنویسی آثار و منابع کتابخانهای توجه به دو اصل اساسی اهمیت دارد. اصل نخست، مربوط به انتخاب منابع مناسب و اصل دوم مرتبط با اصول سادهنویسی است. در انتخاب این آثار باید پیوندی بین آثار برگزیده و نیازهای فردی و اجتماعی نوسوادان وجود داشته باشد. وجود چنین پیوندی نشان دهنده سودمندی مطالعه برای نوسوادان است و آنان را به مطالعه این آثار ترغیب خواهد کرد.
در مورد اصول سادهنویسی نیز میتوان به نكات زير توجه داشت: 1. جملات طولاني را بايد به جملههاي كوتاه تبديل و با استفاده از كلمههاي ربطي پيوند لازم را ميان آنها برقرار كرد. به اين ترتيب يك جمله طولاني به 2 يا 3 جمله كوتاه تبديل خواهد شد.
2. لازم است تمام كلماتي كه به نوعي دور از دايره لغات معمول و مرسوم هستند، شناسايي و آنها را با كلمههاي آشنا و مانوس جايگزين كنيم. براي اين منظور كافي است شناختي از واژگان هسته و غير هسته در زبان داشته باشيم. واژگان هسته كلماتي هستند كه بيشترين كاربرد را در زبان روزمره دارند و براي اهل آن زبان كاملاً آشنا و شناخته شدهاند و نيازي به توصيف و تشريح آنها نيست. اين واژگان مبناي ساخت کلمات تركيبي قرار ميگيرند.
در مقابل واژگان غيرهسته قرار دارند كه معناي آنها در وراي مفهوم يا پديدهاي نهفته است و درک آنها نياز به داشتن اطلاعات خاصي دارد. اين اطلاعات ممكن است ريشههاي فرهنگي يا اجتماعي داشته باشند از اين رو ممكن است برخي از واژگان غير هسته براي گروهي از اهل زبان ناآشنا باشد. نكته ديگر آنكه در توصيف واژگان غير هسته همواره نيازمند واژگان هسته هستيم.
3. سادهنويسي به نحو اجتناب ناپذيري با خلاصه سازي همراه است. اما اين خلاصه سازي نبايد مفهوم متن اصلي را دچار آسيب و نارسايي كند. بنابراين اگر در حين سادهنويسي در مواردي نياز به خلاصه كردن مطلبی باشد، بايد دقت كنيم معنا و مفهوم متن در فرايند بازنويسي آن حفظ شود.
4. براي تمام واژگان تخصصي بايد تعاريف موجز و دقيقي ارايه شود. چنانچه امكان ارايه اين تعاريف در داخل متن ميسر نباشد، بايد تعاريف به صورت پانويس اضافه شود.
5. همه آثار و منابع به يك اندازه امكان سادهنويسي ندارند. بنابراين بسته به موضوع و محتواي آثار ناچاريم درجهاي از سادهنويسي را در كار خود لحاظ كنيم. به بيان ديگر، نميتوان همه منابع را به يك اندازه ساده كرد. مثلاً متون تخصصي و دانشگاهي پر از كلمههاي فني هستند كه امكان بازنويسي همه آنها به زبان ساده وجود ندارد. درك معنای برخي مفاهيم بيش از آنكه به مهارت خواندن نياز داشته باشد، مستلزم دانش موضوعي و زمينهاي است.
6. در بازنويسي منابع بايد به شكل ظاهري و قالب ارايه مطالب نيز توجه شود. مثلاً، وجود حجم فشردهاي از متون طولاني با قلم ريز، با نوعي بازدارندگي همراه است و ممکن است خواننده را از ادامه خواندن متن دلسرد كند. از اين رو بهتر است در هر صفحه حجم كمتري از مطالب با فونت و فاصله بيشتر ارايه شود. گاهي استفاده از تصاوير ميتواند در انتقال مفاهيم كمك كند. البته استفاده از تصوير نه فقط براي بزرگسالان نوسواد بلكه براي كودكان و ساير افراد مفيد خواهد بود.
در مجموع چنانچه اقداماتی براي سادهنویسی آثار و منابع موجود صورت گیرد و امکان دسترسی بیشتر نوسوادان به این منابع فراهم شود، به نحو موثری از بروز پدیده «بازگشت به بیسوادی» جلوگیری خواهد شد. ضمن آنکه چنین اقدامی گامی موثر در توسعه فرهنگ مطالعه به شمار میآید.
کد مطلب : 67168 |