پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل بين الملل

پايه‌های تاريخی توليد و انتقال دانش در غرب در قالب يك كتاب بررسي شد

  بازشناسي دانش؛ از دانشگاه اسكندريه تا اينترنت

6 مرداد 1389 ساعت 16:40
"تمام دانستني‌هاي موجود در شبكه اينترنت (www) را تصور كنيد! هر آنچه ما آن را دانستني يا دانش مي‌ناميم، ديجيتالي و براي همگان قابل دسترس خواهد شد به صورتي كه كاملا فهرست‌بندي شده و به راحتي مي‌توان آن‌ را جستجو كرد. اين صرفاً يك خيال علمي نيست بلكه حقيقتي است كه كاربران اينترنت به ويژه آناني كه دنبال كلكسيون بزرگ‌ترين كتابخانه‌‌هاي دنيا هستند، آن را درك مي‌كنند". نويسندگان اين كتاب با اين جملات كلام خود را آغاز مي‌كنند و ضمن بياني تاريخي، نگاهي‌ به آينده مي‌افكنند./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از الجزيره، نويسندگان كتاب براي شروع بحث خود چند سؤال را مطرح مي‌كنند و در پي پاسخ مناسب براي آنها هستند؛
ـ ما چه طور مي‌توانيم خود را با شرايط گسترده جديد مطابقت دهيم و ثابت كنيم كه مي‌توانيم فرهنگمان را استخراج كنيم؟
ـ ما نيازمند ساخت چه مراكزي هستيم كه بتوانيم همه دانسته‌هاي خود را منتقل كنيم؟
ـ آيا كتابخانه‌هاي سنتي تبديل به نمونه‌هاي قديمي و باستاني شده‌اند؟
ـ ما چه طور مي‌توانيم دانشگاه‌هاي سنتي را متحول كنيم؟
ـ آيا ما مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه پيشرفت علمي زندگي ما را بهبود ‌بخشد؟
ـ ابزارهاي ديجيتالي چه كاربردي براي توليد دانش و نشر آن از طريق كلمات و تصاوير دارند؟ 

نويسندگان براي پاسخ به پرسش‌هاي خود ابتدا به شرح تاريخي "نهادهاي ششگانه دانش" كه از دوران قديم بر حيات فكري غرب چيره بوده و در حفظ دانش و انتقال و توسعه آن موفق بوده است، مي‌پردازند. آنان اين نهادها را "كتابخانه"، "صومعه"، "دانشگاه"، "دولت ادبيات"، "شاخه‌‌هاي دانش" و "آزمايشگاه" مي‌دانند. آنها معتقدند كه اين نهادها "مشعل علم" را در دوران ثبات برافراشتند و در زمان بي‌ثباتي، افراد يا جوامع به بازشناسي دانش از طريق نهادهاي جديد مي‌پرداختند. به همين منظور نويسندگان بر مراحل و دوره‌هاي انتقال و تجديد دانش متمركز مي‌شوند.

نويسندگان معتقدند نزديك به 2300 سال پيش دانش شروع به درنورديدن عقل و تفكر انسان (يا به طور خاص آن مجموعه از دانشمندان كه رو در رو به بحث و مناقشه مي‌پرداختند، مثل سقراط و يارانش) كرد. از اين دوره، ديگر سازماندهي دانش كم اهميت‌تر از خود دانش نبود. نويسندگان ضمن ادامه اين موضوع بر اشتباه بودن اين مطلب تأكيد مي‌كنند و مي‌گويند كه "انقلاب اينترنتي" به خودي خود در ساخت "جامعه دانش" موفق نخواهد بود. 

سپس نويسندگان به روايت وضعيت "دانش" در بين نهادهاي شناخته شده آن پرداخته‌اند و هرفصل را به يكي از اين نهادها اختصاص داده‌اند و در پايان هم به نتيجه‌گيري و ارائه‌ توصيه‌هايي دست مي‌زنند. 

كتابخانه (300 قبل از ميلاد ـ 500 بعد از ميلاد)
فصل نخست به كتابخانه اختصاص دارد و به "دميتريوس فاليرون" به عنوان اولين مؤسس كتابخانه در جهان غرب اشاره مي‌كند. دميتريوس ابتدا به دعوت بطلميوس اول (حاكم مصر) به اسكندريه نقل مكان كرد و به فيلسوف دربار "بطليموس" تبديل شد و آن هنگام كتابخانه اسكندريه را بنا نهاد.

در اين فصل، نويسندگان به ماجراي ساخت كتابخانه و برنامه‌ها و تلاش‌ها براي شكل‌دهي دانش و حفظ و انتقال آن از طريق ترجمه از زبان يوناني و به اين زبان مي‌پردازند. درجاي ديگر نحوه فهرست‌بندي كتاب‌ها در كتابخانه اسكندريه و تلاش‌هاي برخي حاكمان براي تأسيس كتابخانه‌هاي بزرگ را توضيح مي‌دهند. نويسندگان شائبه تخريب كتابخانه اسكندريه به دست مسلمانان را بي‌اساس برشمرده‌اند و بر نقش آنان در انتقال دانش تأكيد مي‌كنند و به اين نكته اشاره دارند كه "مراكز علمي اسلامي در طول قرن‌ها پوياتر و فعال‌تر از مراكز غربي (رومي) بودند".

صومعه (100 ـ 1100 ميلادي)
زماني كه در سال 529 ميلادي حكم پادشاهي به بستن "آكادمي آتن" (كه افلاطون در 387 قبل از ميلاد آن را تأسيس كرده بود) صادر شد، در همان سال صومعه‌اي در مونته كازينو در جنوب رم تأسيس شد كه نقش محوري در حفظ دانش و عمق ‌بخشيدن به آن ايفا كرد. از آن زمان صومعه‌ها با حفظ كتاب‌هاي خطي و ايجاد راه‌هاي آموزش و تهذيب به ويژه در چارچوب آموزش‌هاي ديني گسترش يافتند.

دانشگاه (1100 ـ 1500 ميلادي)
نويسندگان معتقدند نخستين دانشگاه‌ها در غرب در قرن 12 و 13 ميلادي در بولونيا و پاريس و به شكل خودجوش توسط شبكه‌اي از دانشجويان و مدرسان ايجاد شدند. پس از آن دانشگاه جايگاه خاصي را براي خود در مسير سازمان‌دهي دانش و توسعه آن به سبب تنگ نظري و نگاه محدود و ارتجاعي صومعه، ايجاد كرد. 

به موازات آن، انتشار افكار و حركت دانشمندان هم با بهتر شدن راه‌هاي تجاري و سفر رونق يافت. در اين جا نويسندگان از بغداد قديم ياد مي‌كنند كه در دوران عباسي مانند كتابخانه اسكندريه دانشمنداني بزرگ با فرهنگ‌هاي گوناگون را در خود جاي داده بود. آنها ضمن اشاره به "حركت ترجمه عربي" و نقش آن در جهاني شدن اين زبان، اين مطلب را كه "اعراب فقط در دريافت ميراث گذشته موفق بودند" نفي مي‌كنند. 

دولت ادبيات (1500- 1800م)
در اين جا نويسندگان از واژه‌اي به نام "دولت ادبيات" براي توضيح چهارمين ركن حفظ و انتقال دانش در غرب استفاده مي‌كنند و اشاره دارند كه اشخاصي كه از نظر فرهنگي در سطح متوسطي قرار دارند شايد چيزي از "دولت ادبيات" ندانند. به اعتقاد آنان "دولت ادبيات" عبارت است از "جامعه‌ بين‌المللي دانش كه افراد آن جامعه از طريق نامه‌هاي دست‌نويس و به شكل جديدتر به ‌واسطه كتاب و مجله با هم در ارتباط‌ اند". 

الگوي دولت ادبيات به خطيب رومي "شيشرون" (106-43 ق.م) بازمي‌گردد. وي مطالعات خود را از مكاتبه با دوستانش پي‌ مي‌گرفت و اين نه فقط در راستاي حيات فكري وي بلكه به منظور بهبود مهارت‌هايش در سخنوري و سياست بود. اصطلاح "دولت ادبيات" در اواخر قرن 15 ميلادي وارد تفكر غربي شد و نويسندگان تأكيد مي‌كنند كه "تنوع اروپايي" (نه وحدت) نقش مهمي در شكوفايي دولت ادبيات داشت چرا كه اين تنوع در واقع از برخي فعاليت‌هاي جديد در عرصه دانش حمايت ‌مي‌كرد و مانع از فروپاشي كامل آن به سبب حوادث سياسي و فكري در كشورهايي اروپايي مي‌شد.

با آن‌ كه آمار دقيقي از حجم دولت ادبيات وجود ندارد ولي اين كتاب معتقد است كه 600 عضو را از ايتاليا و آلمان دربرمي‌گرفت و با آغاز سال 1690 بيش از 1200 نفر از شمال اروپا به آن پيوستند. در كتابخانه هامبورگ هم ثبت شده كه 6700 شخص در حدود 35000 هزار دست‌نوشته علمي را مبادله مي‌كردند. دولت ادبيات پس از آن كه در شكستن مرزها موفق شد شكاف‌هاي بين نسلي را هم پر كرد. 

شاخه‌هاي دانش (1700-1900م)
جنبش روشنفكري نخستين بازار مردمي غربي براي دانش و به دنبال آن تخصص‌هاي كار فكري را ايجاد كرد. در اين دوره آدام اسميت در كتاب "ثروت ملت‌ها" (1776) بر اهميت تخصص‌ها و "دانش به عنوان كالا" تأكيد كرد. جنبش روشنفكري هم به نشر "كلمه مكتوب" با به‌كارگيري "لغت آسان" براي انتشار در بين مردم گرايش يافت چراكه دانشگاه‌هاي غربي در آن زمان پذيراي پيشگامان روشنفكري براي احياي دانش نبودند. در اين جا نويسندگان به بررسي دگرگوني علمي و انتقالش از طريق جنبش روشنفكري و عمق يافتن شاخه‌هاي دانش مي‌پردازند.

آزمايشگاه (1770- 1970م)
نويسندگان سخن خود درباره آزمايشگاه را با ماجراي موفقيت ماري اسكلودوسكا(كوري) و پيير كوري در به ‌دست آوردن جايزه نوبل فيزيك در اوايل قرن بيستم آغاز مي‌كنند. نويسندگان با اشاره به اين كه "آزمايشگاه" فناوري‌هاي شغلي را به سمت رشته‌هاي دانشگاهي سوق داد، بر اهميت آزمايشگاه در ساخت "جامعه دانش" تأكيد مي‌كنند. 

در اين جا نويسندگان به حركت فعال ايده "دولت ادبيات" در دوره گسترش علوم و تجربه‌هاي آزمايشگاهي پرداخته‌اند و از عرصه‌هاي گوناگون نظير شيمي و اكتشاف‌هاي دانشمنداني مثل پاستور سخن مي‌گويند. 

در پايان كتاب، نويسندگان دوباره بر اهميت آزمايشگاه در ساخت جامعه دانش در كنار "بررسي‌هاي نظري اساسي" در دانشگاه تأكيد مي‌كنند. 

كتاب "بازشناسي شناخت (از اسكندريه تا اينترنت)" را ايان اف.ماكينلي و ليزا والفرتون تأليف كرده‌اند. اين كتاب را دكتر خضر الأحمد در 248 صفحه به زبان عربي ترجمه و دار الكتاب العربي در بيروت آن را منتشر كرده است.

کد مطلب : 76528
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
طرح روي جلد كتاب
طرح روي جلد كتاب
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل