پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز نقد

  رمان خوانی در ایران چگونه است؟

7 آبان 1388 ساعت 8:00
فرشاد شيرزادي،روزنامه نگار:نجف دریابندری در مقدمۀ رمان «بازمانده روز» اثر کازئو ایشی گورو می گوید با تمام فراز و فرودهای فراوان به طرزی جامع و تمام و کمال نتوانسته از پس ترجمۀ این کتاب بر آید و با ذکر این نکته که با وجود تلاش بسیارش، آن طور که باید و شاید از پس برگردان لحن ایشی گورو در این کتاب بر نیامده، نخستین چیزی را که به ذهن خوانندۀ به اصطلاح «آماتور» متبادر می کند، می تواند این باشد که خواننده با ترجمه ای متوسط از این رمان رو به رو خواهد بود. اما...
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) فرشاد شيرزادي،روزنامه نگار:نجف دریابندری در مقدمۀ رمان «بازمانده روز» اثر کازئو ایشی گورو می گوید با تمام فراز و فرودهای فراوان به طرزی جامع و تمام و کمال نتوانسته از پس ترجمۀ این کتاب بر آید و با ذکر این نکته که با وجود تلاش بسیارش، آن طور که باید و شاید از پس برگردان لحن ایشی گورو در این کتاب بر نیامده، نخستین چیزی را که به ذهن خوانندۀ به اصطلاح «آماتور» متبادر می کند، می تواند این باشد که خواننده با ترجمه ای متوسط از این رمان رو به رو خواهد بود. اما مخاطب، خواندن رمان را که آغاز می کند، از همان سطرهای نخستین، بر ابتدای فصل اول متوجه این موضوع می شود که نه تنها با ترجمه ای کامل و بی نقص رو به روست، بلکه مترجم کتاب در عین هوشمندی و کاردانی اش، حتی از پس برگردان لحن نویسنده در این رمان به شکلی نسبتاً جامع و دقیق بر آمده است.
دریابندری نه تنها به برگردان این لحن در فارسی همت کرده بلکه به بازآفرینی بسیاری عبارت ها و اصطلاح های «داستان» به زبان فارسی پرداخته است.
خب، چنین مؤلفه های مهمی باعث می شود تا خواننده فارسی زبان با ترجمه ای متفاوت در قیاس با دیگر ترجمه های ادبی فارسی مواجه باشد. با نگرشی چنین نسبت به نحوۀ تولید و حتی ترجمه آثار قدر اول جهانی در ایران، اگر بخواهیم به رمان و رمان خوانی بپردازیم باید اذعان کنیم که این موضوع به شبه بحرانی تبدیل شده است. اگر به شکلی دقیق تر و ظریف تر حتی، بر این مساله تیزبین شویم می باید بسیاری عوامل دیگر را در این راستا مؤثر دانست.

رمان خوانی بحران یا شبه بحران 

واژه بحران قطعاً تعریف خاصی دارد که باید معنایش را در چارچوبی متناسب با خود واژه تعریف کرد. در حقیقت بحران را خارج شدن یک سری عوامل مثبت و وارد شدن چندین عوامل منفی، در حیطه ای شناخته شده می توان تعریف کرد. نحوۀ برخورد نظام آموزشی در کشور با این معضل، تنها گوشه ای از عوامل تأثیرگذار بر این زمینه است. خاستگاه مطالعه رمان و داستان، رغبت کم رنگ قشر اندکی از کشور یعنی دانشجویان به رمان خوانی، نقش نهادهای دولتی، نویسندگان و همچنین بخش های خصوصی به ویژه اتحادیه ناشران، دیگر وجوه گاه پنهان و پیدا این شبه بحران محسوب می شوند.
با این اوصاف مساله رمان خوانی در ایران را نمی توان «بحران» برشمرد که از چارچوب معنای واژه اش در برخی شرایط خارج می شود. برای حل بحران همیشه می شود کنش و کاری انجام داد اما در ایران، نخبگان، نویسندگان و کسانی که چشم داشتی به وجود شرایط بهتر رمان خوانی دارند، هرچه زده اند به در بسته کوفته اند. ایجاد راهکار بالقوه بحران، از دیگر مشخصه هاست. چنین وضعی را در شرایط حاد هم نمی توان بحران دانست بلکه با ارفاق بیش از حد واژه بر این موضوع می توان آن را یک «شبه بحران» نامید. 

ادبیات صنعتی، ادبیات ادبی 

اساساً می توان رمان ها را به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول رمان هایی که برای مخاطبان انبوه نوشته می شوند و دسته دوم، رمان هایی که بعد از ادبیات صنعتی پدید آمده اند. دسته اول هم در ایران اغلب، شمارگانشان در بهترین حالت از 10 تا بیست هزار نسخه فراتر نمی رود. اما در مورد دومی باید دانست که گسترش ادبیات صنعتی و در پی آن شهر نشینی، بستر را برای رشد ادبیات فراهم می کند. برای مثال اگر ناشری با تکیه بر ادبیات صنعتی نتواند سرمایه و قدرت مالی خودش را حفظ کند، گردش سرمایه در ادبیات ادبی هم سیری نزولی خواهد داشت. از دیگر سو بعضی ها بر این باورند که کپی رایت هم دردی را در این میان دوا نخواهد کرد. چرا که کپی رایت را می توان در درجه اول موضوعی اخلاقی به جای آورد. یعنی اگر بخواهیم در جهانی شفاف زندگی کنیم باید یاد بگیریم که نباید سر یکدیگر به اصطلاح کلاه بگذاریم. همه البته می دانیم که کپی رایت هم فقط مختص کتاب نیست. یعنی شامل هر تولید تجاری، فرهنگی و علمی می شود. از دارو گرفته تا تولیدات فرهنگی و... . همچنین در برخی عرصه ها، مثل تلویزیون، سینما، ماهواره و امثالهم، خواه و ناخواه کپی رایت را تا به امروز با درصد بالایی رعایت کرده ایم. حذف و از دور خارج کردن یارانه به طور کل، باعث قوت انگیزه مادی نویسنده و ناشر خواهد شد. البته پیگیری چنین سیاست هایی را باید در نهادهای دولتی جست. طبق آمارهای غیر رسمی معمولاً دولت هایی در عرصه رشد فرهنگی موفق بوده اند که بعد از پا گرفتن ادبیات صنعتی وارد فضای حمایتی از این تولیدات فرهنگی کشورشان شده اند. 

مطالعه ای که افسردگی می آورد! 

گوشه های تاریک و پنهانی از مرتفع شدن مشکلات فرهنگی گاه به خودمان بازمی گردد. یعنی به گونه ای، با وجود رقابت دستاوردها و امکان های گوناگون بشری-کامپیوتر و رسانه های گروهی- در جامعه و میان مردم، هم زمان، قرن آشفته بازار را هم سپری می کنیم. قرن غم نان و غم اقتصادی. برای تیزنگر شدن بر وضع رمان خوانی در کشورمان باید ابتدا این امر را بازگو کنیم که متأسفانه، فرهنگ رمان خوانی و حتی کتاب خریدن نه تنها برایمان جا نیفتاده بلکه در بسیاری موارد عامه مردم از منظری تمسخر آمیز به قضیه می نگرند. مثلاً اگر در مترو، اتوبوس، تاکسی و... شخصی را ببینیم که مشغول مطالعه است می گوییم چرا بی خودی اخم کرده است! برایمان سوال پیش می آید که آیا واقعا الان وقت مطالعه است؟ آیا طرف نمی تواند به خانه اش برود و در آنجا مطالعه اش را با آرامش خاطر بیشتر پی بگیرد؟ آیا می خواهد جلو ما پز بدهد و یا چیزی را به ما بفهماند؟! گاه دلمان برایش می سوزد. می گوییم آخر چرا اخم کرده است! حرف نمی زند! از سر تواضع و ترحم تخمه تعارفش می کنیم و پیش خودمان می گوییم: «طفلک دچار افسردگی شده است.»
با این اوضاع و احوال خواننده در جامعه هم غریب می افتد. شاید با چنین اوضاع و احوالی وقت آن باشد که فضا را برای خلق و اندیشیدن آزادانه مؤلفان بیش از پیش باز بگذاریم. از آنها تقدیر کنیم تا آثارشان را به خودشان هم بهتر بشناسانیم.
رمان خوانی و جامعه فرهنگی
بدون توجه به خاستگاه و زیستگاه جوانان در مورد مطالعه و در حوزه های مختلف خصوصاً داستان و ادبیات داستانی، نمی توان اظهاری متقن داشت. از دیدگاهی روانشناسی-اجتماعی «رفتار مطالعه» در افراد را شاید بتوان یک رفتار اکتسابی و تکرار پذیر و ارادی قلمداد کرد. به گفته یک روانشناس آلمانی، رفتار مطالعه جوانان تابعی از رفتار آنها در دوره های پیشین زندگی-دوران کودکی- ست و این رفتار به نوبه خود وابستگی شدیدی به رفتار «جامعه مرجع» کودک دارد.
در دوران کودکی معمولاً –و نه همیشه- جامعه مرجع برای کودک خانواده، شامل پدر و مادر و فرزاندان بزرگ تر، پدربزرگ و مادربزرگ و بستگانی که با کودک ارتباط بیشتری دارند می شوند. کودک طی این دوره در مرحلۀ ناخودآگاه و در مرحله بعد به باز تولید (Reproduction) رفتار جامعه مرجع خود می پردازد. چنانچه این رفتار به حدی دوام آورد که درونی شود، در مراحل بعدی زندگی شخصی به شکل عنصری از هستی شخصی در می آید. جامعه شناسان معتقدند اصلی ترین کارکرد نهاد خانواده اجتماعی کردن فرزندان است. اجتماعی کردن به زبان ساده یعنی پذیرفتن هنجارها و دریافتن ناهنجاری های جامعه. در جامعه ایران و در دوران حاضر مطالعه، هیچ گاه به عنوان یک هنجار مثبت (Posilivly Norm) شناخته نشده است. حداکثر کسی که مشغول مطالعه است، یعنی کار بدی نمی کند. همین!
پس با نوعی بدبینی می توان گفت که با نصیحت و تبلیغات نوعاً خنده دار نمی توان فکری به حال داستان خوانی، و در سنسن پایین تر، قصه خوانی کودکان انجام داد. در اقتصاد با اصطلاحی تقریباً عام رو به رو هستیم به نام «تقاضا». در تعریف تقاضا می گویند زمانی که جامعه به کالایی نیاز دارد تقاضا به وجود نمی آید. بلکه تقاضا صرفاً زمانی به وجود می آید که علاوه بر نیاز، قدرت خرید هم باشد. برای ایجاد انگیزه در جوانان، نه نصیحت جواب می دهد و نه آفرین و نه شعرهای تبلیغاتی و نه نفرین. صرفاً باید ایجاد نیاز کرد. البته در اینجا منظور از قدرت خرید به هیچ روی قدرت خرید رمان نیست. یعنی علاوه بر احساس نیاز شرایط جامعه هم باید فراهم باشد. تلاش کشنده و وقت کش برای معاش، روزمرگی، انواع تفریحات روزمره صوتی و تصویری ماهواره ای و اینترنتی، رقابت های حاصل از تحمیل سرمایه داری مدرن بر جامعه سنتی و کهن، ازدحام جمعیت و هیاهو و آشوب، غم نان و ... خلاصه رؤیت سرنوشت آنها که همه عمر را به مطالعه در گوشه ای گذرانده اند، همه و همه را از اقشار ساکن در مادون خط فقر تا افراد خرامان در ماورای نقطه مکنت، از مطالعه دور کرده و رهانیده است.




کد مطلب : 51650
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
رمان خوانی در ایران چگونه است؟
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل