اثرات ادبيات داستاني بر آثار سينمايي/ ۳ رستگاري: سينما نيازمند کنش است و داستان متمایل به فرم
مصطفي رستگاري، فيلمنامهنويس، معتقد است سينما نياز به كنش و عمل دارد، ولي در ادبيات داستانها به فرم و تجربههاي فرمي گرايش دارند.\ رستگاري به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گفت: استفاده از ادبيات داستاني در ساخت و توليد فيلم در همه جاي دنيا سابقه دارد و بسياري از فيلمهاي سينمايي براساس متون ادبي ساخته شدهاند.
وي ادامه داد: در كشور ما متاسفانه به دليل جدايي بين ادبيات و سينما و جدايي اين دو از بافت زندگي اجتماعي و جريانسازي فرهنگ اين اتفاق كمتر رخ داده است.
رستگاري معتقد است، در سينمای ایران بسيار كم اتفاق افتاده كه فيلمي بتواند جريان فكري و فرهنگي ايجاد كند. كمتر داستان و يا رماني هم توانسته تاثير عميق فكري در جامعه داشته باشد و اين موضوع به دليل جدايي فيلمسازان و نويسندگان و تعامل و ارتباط آنها با مردم است.
وي جاي «انسان» را در داستانها خالي دانست و توضيح داد: فقدان انسان، مشكلات روزمره و تقدير او در داستانها فراگير نيست داستان بايد بهگونهاي نوشته شود كه اكثر جامعه خود را در آن ببينند. تماشاگر بايد تصوير خود را در سينما و ادبيات ببيند، يكي از راههاي نزديكي سينما و ادبيات داستاني همين است.
رستگاري افزود: سينما و ادبيات بايد دغدغه طرح كردن موضوعات انسان معاصر را داشته باشند تا هر دو مخاطب وسيع و فراگير پيدا كرده و به سمت هم حركت كنند.
به اعتقاد وي، سينما نياز به كنش و عمل دارد ولي در ادبيات داستانها به فرم و تجربههاي فرمي گرايش دارند، بخشي هم شخصي هستند و به طبقه خاص اجتماع تعلق دارند.
رستگاري ادامه داد: بيشتر در ادبيات داستاني به حس و درونيات ذهني انسانها پرداخته ميشود، در حالي كه سينما به دليل بافت تصويري به داستانهاي كنشمند احتياج دارد. در هاليوود بيشتر اقتباسها از داستانهايي صورت ميگيرد كه داراي پتانسيل عملي و كنشياند.
رستگاري با بيان اينكه سينما نيازمند ادبيات است، گفت: سينما بايد از ادبيات معاصر و كلاسيك تغذيه و استفاده فكري كند. هميشه ادبيات پشتوانه و ذخيرهای ارزشمند براي سينما محسوب ميشود. هر چقدر ارتباط بين اين دو بيشتر باشد سينما فراگير و موفقتر خواهد بود و طيف وسيعتري از مخاطبان را در برميگيرد. کد مطلب : 76932 |