جهانگرد شكمو!
هميشه گفتهاند: «كم بخور، هميشه بخور!» اما جهانگرد قصهي «جهانگرد شكمو» هيچوقت به اين نصيحت گوش نكرد و خب، پشيماني هم كه سودي ندارد. ايبنا نوجوان: «ابوالفضل هاديمنش» يكي ديگر از قصههاي «كليله و دمنه» را بازنويسي و بازآفريني كرده است؛ داستان يك «جهانگرد شكمو».
«جهانگرد شكمو» يكي ديگر از كتابهاي «داستانهاي ماندگار» انتشارات «حديث نينوا» است.
جهانگرد قصهي ما، آدم ثروتمندي بود و همهي ثروتش را براي جهانگردي و سفر به سرزمينهاي دور و نزديك خرج ميكرد؛ اما او يك عيب بزرگ داشت: «تنها عيب جهانگرد اين بود كه نميتوانست جلوي شكم خود را بگيرد. گاهي آنقدر غذا ميخورد كه نميتوانست راه برود. او به دليل شكمو بودنش مجبور بود كه تنها مسافرت كند؛ چون غذاي كاروان او را سير نميكرد. يا بعضي وقتها آنقدر ميخورد كه به خواب عميقي فرو ميرفت و از كاروان جا ميماند.
او اين اخلاق بد را كنار نميگذاشت. هميشه، چه در سفر و چه در شهر، پرخوري ميكرد. وقتي به سرزميني ميرسيد، اول از غذاهاي خوشمزه آنجا ميپرسيد بعد به ديدن جاهاي ديدني آن سرزمين ميرفت.»
روزي كه جهانگرد به هندوستان رفته بود، اتفاقي افتاد: ناگهان شتري رم كرد و به اين جهانگرد حملهور شد. جهانگرد از ترس پا به فرار گذاشت؛ اما شتر آنقدر او را دنبال كرد كه مجبور شد خود را در يك چاه بيندازد!
او نميدانست كه در چاهي كه خودش را در آن انداخته، چه چيزهايي منتظرش هستند: اژدها، مار يا موش!
شايد اگر جهانگرد شكمو در چاه جلوي شكم خود را ميگرفت، ميتوانست خودش را نجات دهد؛ اما... .
اگر علاقهمند شديد كه بدانيد سرنوشت اين جهانگرد چه ميشود، ميتوانيد كتاب «جهانگرد شكمو» را تهيه كنيد و بخوانيد.
اتشارات «حديث نينوا» اين كتاب را با تصويرگري «سعيده هاشمي مهر» به چاپ رسانده است.
اين كتاب 750 تومان قيمت دارد. کد مطلب : 79542 |