كاووس حسنلي، شاعر و استاد شیرازی ادب کهن فارسی، كاهش افراط در تكنيكگرايي و ساختارشكني را از ويژگيهاي شعر دهه ۸۰ ميداند. ولی به اعتقاد او نميتوان از اتفاقات رخ داده در شعر دهه هشتاد چندان خرسند بود.
حسنلي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره ويژگيهاي شعر دهه ۸۰ و مقايسه آن با شعر دهه پيش گفت: در دهه ۷۰ شعر به سوي تجربه فرمهاي جديد و شيوههاي تازه روي آورد و به همين دليل گونهاي جديد از شعر در كنار ديگر گونههاي رسمي شعر ايجاد شد. اين گونه با اقبال بسياري از سوي اهالي قلم روبرو شد. شعر دهه ۷۰، شعر متفاوت، شعر زبانگرا، فرمگرا و پست مدرن همگي عنوانهايي بودند كه براي اين گونه جديد شعر برگزيده بودند.
وي درباره ويژگي اين گونه شعري در دهه ۷۰ ادامه داد: اين سبك امكانات تازهاي را به ويژه در حوزه زبان در اختيار شاعران قرار ميداد و به خارج شدن شعر از يكنواختي كمك ميكرد؛ چراكه در اين نوع شعر هنجارشكنيهاي مكرر و به همريزي صورت و معنا تحت تاثير فضاهاي آثار پست مدرن پديد ميآمد.
حسنلي با تاكيد بر به افراط كشيده شدن و تكنيكزدگي در اين شعر تصريح كرد: اين امر جانشين حس شاعرانه و دريافتهاي شاعرانه شد. بسياري از افرادي كه تواناييها و قابليتهاي بايسته در شاعري را نداشتند به اين بهانه توانستند آثاري پديد آورند و بسياري را دچار سوءتفاهم كنند.
وي به شعر دهه ۸۰ و كاهش افراط در تكنيكگرايي و ساختارشكنيهاي نامقبول اشاره كرد و اظهار داشت: در اين دهه بسياري از پيشنهادات ارزشمند كه در حوزه زبانورزي پديد آمده بود، ارائه شد و جريان پيدا كرد. خلاصه آنكه در شعر دهه ۸۰ گونههاي مختلف شعري از سنتيترين گونهها تا متفاوتترين و مدرنترين گونههاي شعري را شاهد هستيم.
استاد ادبيات كهن فارسي درباره ارزيابي كلياش از شعر دهه ۸۰ توضيح داد: متاسفانه نميتوان از اتفاقات رخ داده در شعر اين

متاسفانه نميتوان از اتفاقات رخ داده در شعر دهه هشتاد چندان خرسند بود. در حقيقت اتفاق شگرفي كه بتوان آنرا نقطه عطف در شعر به حساب آورد، روي نداده است. گاهي شعرهاي خوبي در شكلها و گونههاي مختلف سروده شده اما چنين نبوده كه ما بتوانيم شعر اين دهه را متفاوت، برجسته و پرفروغ ارزيابي كنيم
دهه چندان خرسند بود. در حقيقت اتفاق شگرفي كه بتوان آنرا نقطه عطف در شعر به حساب آورد، روي نداده است. گاهي شعرهاي خوبي در شكلها و گونههاي مختلف سروده شده؛ اما چنين نبوده كه ما بتوانيم شعر اين دهه را متفاوت، برجسته و پرفروغ ارزيابي كنيم و آنرا نقطه عطفي در شعر معاصر بدانيم.
وي ادامه داد: شعر براي ايرانيان چون هواست. هميشه ضرورت آنرا احساس ميكنیم و به همين دليل همواره چراغ شعر روشن است، اما نميتوانيم گمان كنيم شعلههاي آن فروزندهتر و فروغش گستردهتر شدهاند. در كارنامه شعري ما چنين امري ديده نميشود.
حسنلي با تاكيد مجدد بر سروده شدن برخي قطعات شعري در قالبهاي سنتي و نو با ويژگيهاي مثبت در اين دهه تصريح كرد: اما در مجموع پديده متفاوتي كه نويد آيندهاي درخشان را بدهد خلق نشده است. شايد از ميان شاعران جوان و يا ميانسال ما در دهههاي بعد افرادي باشند كه شعرشان به درخشندگي و برجستگي كافي برسد. البته شايسته ماندن در تاريخ ادبيات فارسي عرقريزان روح را ميخواهد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه وضعيت نقد شعر در دهه ۸۰ چگونه بوده اظهار داشت: كارنامه نقد شعر نيز چندان درخشان نبوده. شايد تنها چند كتاب قوي دانشگاهي در اين زمينه منتشر شد كه البته در جريان نقد نوين موثر و باعث خرسندي بود. اما اغلب نقدهايي كه در سايتها، وبلاگها و روزنامهها منتشر شدهاند، كمتر قوي و محكم با ويژگيهاي نقد واقعي بودهاند.
اين شاعر چنين نقدهايي را بيشتر زاييده احساسات فردي و ذوقي دانست كه اغلب آنها بدون معيارهاي شايسته نقد بودهاند و تاكيد كرد: در ايران با مفهوم واقعي نقد و معناي جديد آن در جهان يعني آن چيزي كه در قالب نقد نو مطرح ميشود فاصله بسياري داريم. تنها گاهي تئوريها طرح ميشوند و كمتر ديدگاهها، رهيافتها و رويكردهاي ادبي آثار نقد و تحليل ميشود. داوري و قضاوت درباره شعر و ادب فارسي بيشتر ژورناليستي است.
در پايان حسنلي درباره بحث تئوريكي شعر و مطرح بودن آن در دهه ۷۰ اظهار داشت: در دهه ۸۰ پرونده مباحث تئوريكي كه در دهههاي پيشين بسيار مطرح شده بود بسته و بهدست فراموشي سپرده شد. تنها برخي آثار طبق چنين مباحثي در محيطهاي دانشگاهي تحليل شدند و باز در حيطه فعاليتهاي دانشگاهي مقالات علمي و پژوهشي قوي متناسب با رويكردها و رهيافتهاي متاوت شعري تهيه و تدوين شدند.