پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش ادبيات

در سومين نشست ادبيات، فلسفه و سينماي شهركتاب مطرح شد

  فيلم‌نامه «روبان سفيد»، رماني است متأثر از سينماي ميني‌مال

23 اسفند 1388 ساعت 16:15
اسماعيل بني‌اردلان، استاد دانشکده سينما، تئاتر دانشگاه هنر درباره فيلم روبان سفيد گفت: اين فيلم مي‌تواند همانند يک رمان خوب مخاطب خود را تحت تاثير قرار بدهد. فيلم از قواعد سينماي ميني‌مال متاثر است؛ به گونه‌اي که خودنمايي دوربين در آن کمتر ديده مي‌شود و در عين حال اثري ظريف و لطيف است._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتداي نشست نمايش و نقد فيلم ماهانه موسسه شهر کتاب، علي‌اصغر محمدخاني معاون فرهنگي شهركتاب، هدف از تشکيل نشست‌هاي «سينما، ادبيات، فلسفه» را تقويت فعاليت‌هاي بين رشته‌اي و تعامل اهل ادبيات و فلسفه با حوزه‌هايي ديگر همچون سينما دانست و گفت: کوشش خواهيم کرد که فعالان ادبي و فلسفي در اين نشست‌ها به نقد آثار بپردازند و به جاي نقد صرف سينمايي، آثار را از چشم‌اندازهاي غير سينمايي هم مورد تجزيه و تحليل قرار بدهيم. 

«در فيلم «روبان سفيد» به وضوح گفته مي‌شود که اين روبان نشانه‌اي است از معصوميت، اما نماد مذکور وقتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد که معصوميت از بين رفته است. به عقيده دريدا، دال يا بخش ظاهري نشانه وقتي حاضر مي‌شود که مدلول غائب باشد؛ وگرنه در حضور معنا ما ديگر نيازي به دال نداشتيم.» این جملات هم بخشي از سخنان اسماعيل بني‌اردلان، استاد دانشکده سينما، تئاتر دانشگاه هنر و اميرعلي نجوميان، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي بود كه در آخرين نشست سال 88 مرکز فرهنگي شهرکتاب و سومين نشست ادبيات، فلسفه و سينماي اين مكان فرهنگي كه به نمايش فيلم روبان سفيد، ساخته ميشائل هانکه اختصاص داشت، عنوان شد. 

اميرعلي نجوميان، منتقد ادبي و مدرس دانشگاه در این نشست افزود: فيلم روبان سفيد را مي‌توان دالي در غياب مدلول در نظر گرفت. بسياري از مواردي که در اين فيلم به نمايش درمي‌آيد، از جمله خود روبان سفيد يا نشانه‌هايي چون نظم و احترام، در واقع به نبود آن‌ها دلالت دارند و نه به حضورشان. فيلم، نمايش معصوميت نيست، بلکه نمايش فقدان معصوميت است. در سراسر فيلم نوعي درستکاري ظاهري موج مي‌زند و کارگردان خواسته نشان بدهد که چگونه پليدي توانسته در ميان اين درستکاري ظاهري رشد پيدا کند. 

پژوهشگر در زمينه‌هاي ادبيات مدرن، زيبايي‌شناسي و نشانه‌شناسي افزود: هانکه براي آماده‌سازي فيلمش 10 سال وقت صرف کرده و براي انتخاب بازيگر هم به سراغ بازيگران حرفه‌اي تئاتر آلمان رفته است؛ چون حالت چهره، طرز صحبت دقيق، جمله‌هاي رسمي و اداي مودبانه و سليس جملات براي بازيگران تئاتر اهميت زيادي دارد. فيلم از نظر صدا، حتي اگر تماشاگر زبان آلماني هم نداند، داراي ويژگي‌هاي خاصي است. کارگردان براي انتخاب کودکان بازيگرش نيز با 6هزار کودک مصاحبه کرده تا توانسته اين افراد را انتخاب کند. در واقع کودکان بهترين بازيگران فيلم هم محسوب مي‌شوند. 

وي سپس با اشاره به حضور کودکان در تمام صحنه‌هاي فيلم افزود: پرسش اين است که بالاخره اين کودکان معصوم هستند يا خير؟ به نظر من در متن فيلم هانکه کودکان معصوم نيستند و در واقع ميراث‌خوار گناهان بزرگ‌ترهاي‌شان قلمداد مي‌شوند. کودکان فيلم دو دهه بعد با شکل دادن به فاشيزم آلمان، به گسترش ظلم، خودپرستي، زياده‌خواهي و مطلق‌نگري در جهان خواهند پرداخت. 

يکي از ويژگي‌هاي فيلم نمايش پيش‌زمينه‌هاي فاشيزيم به حساب مي‌آيد و در پايان به طور کنايه‌آميزي با شروع جنگ جهاني اول خاتمه مي‌يابد. فيلم در واقع مي‌گويد آن‌چه ديديد پيش‌درآمدي است بر وقايع چهل، پنجاه سال آتي اروپا و اين گناه، نه گناه فردي که گناهي است جمعي. فيلم به ما نشان مي‌دهد که چگونه ظلم و خشونت جاري در روابط انساني سرانجام در سطوحي بزرگ‌تر، نظير عرصه‌هاي ملي و جهاني بروز پيدا مي‌کند. 

اين مترجم حوزه‌هاي نقد ادبي در ادامه به حضور مسايل جنسي در فيلم اشاره کرد و گفت: هانکه در ساخته خود به مسايل جنسي و جنسيت اشاره‌هاي زيادي دارد. در فيلم صحنه‌هايي چون آزار جنسي کودکان و زنان بارها مشاهده مي‌شود. در مباحث مربوط به فاشيزم کتابي در آلمان با نام «فانتزي‌هاي جنسي مردان» منتشر شده است، کتاب يادشده به‌رغم آن‌چه از ظاهر اسمش برمي‌آيد، نشان مي‌دهد که چگونه اعمال سرکوب جنسي و انجام آزارهاي جنسي در دوره کودکي، سال‌ها بعد هويت سربازان خط مقدم فاشيزم آلمان را شکل داده است. 

وي افزود: روبان سفيد لزوما راجع به فاشيزم ساخته نشده؛ بلکه پيرامون شرايط انسان معاصر بحث مي‌کند و از اين جهت [بیشتر] اثري است فلسفي تا فيلمي تاريخي. در عين حال جست‌وجويي است براي بازگشت به تاريخ آلمان و نشان دادن اين‌که چگونه وضعيت اجتماعي اين کشور زمينه جنگ‌هاي اول و دوم جهاني را فراهم ساخته. 

نجوميان با بيان اين مطلب، تاکيد کرد: فيلم به‌رغم قاب‌ها و تصاوير زيبايي که ثبت مي‌کند، اثري است ناراحت‌کننده و به تعبيري عذاب‌آور. تمام نماهاي فيلم در عين آکنده بودن از رنج و خشونت، تصاويري زيبا به حساب مي‌آيند و کارگردان طوري اين صحنه‌ها را قاب گرفته، که با توجه به سياه‌ و سفيد بودن اثر، بتواند تماشاگر را به دوران وقوع حوادث فيلم بکشاند. 

عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه افزود: وقتي فيلم را مي‌بينيم معتقد مي‌شويم که در دهکده محل وقوع داستان و در حوادث تلخ آن، نه يک نفر، بلکه همه گناهکارند. در واقع فيلم درباره شرايطي است که مجموعه‌اي از انسان‌ها را به سوي خشونت، جنون، شکنجه و به سوي ظلم مي‌کشاند. 

وي افزود: از ديگر سو فيلم فاقد قهرمان يا شخصيت مرکزي است. جايي که مي‌خواهد روايتي براي ما به روايت اصلي بدل شود، کارگردان سريع وارد زندگي ديگري مي‌شود و بيننده را از فضاي قبلي خارج مي‌کند. فيلم تحليل دقيق شرايط آدم‌هايي است که به مرور در حال کشيده شدن به سوي يک فرجام بد هستند. دوربين هم براي ثبت همه تصاوير تلاش نمي‌کند. فيلم حالتي مستندگونه دارد و دوربين گاه حتي پشت يک در متوقف مي‌شود؛ دري که ما از پشت آن صداي زجر و فرياد کودکان را مي‌شنويم. 

سپس اسماعيل بني‌اردلان، استاد دانشکده سينما، تئاتر دانشگاه هنر درباره روبان سفيد گفت: فيلم حاضر مي‌تواند همانند يک رمان خوب مخاطب خود را تحت تاثير قرار بدهد. فيلم از قواعد سينماي ميني‌مال متاثر است؛ به گونه‌اي که خودنمايي دوربين در آن کمتر ديده مي‌شود و در عين حال اثري است ظريف و لطيف؛ چون کارگردان توانسته طوري از اين ويژگي سينماي ميني‌مال استفاده کند که اثرش در عين نزديک شدن به مستند، حالت سينمايي خود را هم حفظ کند. 

وي به مقوله روايت فيلم نيز اشاره کرد و افزود: فيلم با يک روايت آغاز شده. لحن و گفتار راوي هم طوري است که تاثير فيلم افزايش مي‌يابد. ساختار اثر نشانه تسلط هانکه به زبان سينمايي است و نشان مي‌دهد او زيبايي‌شناسي فيلم را خوب مي‌شناسد. فيلم سياه و سفيد است و بازيگران هم لباس‌هاي سياهي بر تن دارند. بور بودن چهره بازيگران با تيرگي رنگ لباس‌شان ما را با وضعيتي سياه و سفيد در درون فيلم هم مواجه مي‌کند. 

اين مدرس سينما در ادامه تصريح کرد: دهکده کوچک محل وقوع حوادث فيلم در واقع نمونه‌اي است از کل عالم و هانکه مي‌گويد تربيت و رفتارهايي که در فيلم شاهد آن‌ها هستيم، به سرانجامي جز جنگ‌هاي جهاني نمي‌توانست ختم شود. اما خود وي تاکيد دارد که نبايد تفسير فيلم او را به ريشه‌شناسي زايش فاشيزم محدود کرد. 

وي در فلسفه بيش از سايرين به نيچه علاقه دارد و در فيلمش نيز مي‌بينيم در جامعه مورد توصيف وي اخلاق، نظم و تفکر عناصري هستند که به‌رغم وجود ظاهري به زوال رسيده‌اند. همچنين او براي اين‌که مخاطب خود را از مرحله سطح عبور بدهد در کنار وقايع تلخ فيلم حادثه‌اي رمانتيک را نيز قرار داده است. 

روبان سفيد، محصول ۲۰۰۹ به کارگرداني ميشائل هانکه است. وي کار خود را با نمايش‌نامه‌نويسي شروع کرده، سابقه کارگرداني‌اش در تلويزيون به سال ۱۹۷۰ برمي‌گردد و اولين اثر سينمايي‌اش را سال ۱۹۸۹ ساخته است. روبان سفيد برنده جايزه نخل طلایي شصت و دومين دوره جشنواره فيلم کن شد و همچنين جايزه گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي زبان سال ۲۰۰۹ را هم کسب کرد.

کد مطلب : 64917
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
نمايي از نشست
نمايي از نشست
خبرنگار : آناهيد خزير
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل