پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل ادبيات

  بيلي باتگيت؛ جادوي روايت‌گري گنگ‌هاي نيويوركي در قرن بيستم

30 تير 1389 ساعت 11:20
رمان «بيلي باتگيت» اثر «ال.دكتروف»،‌يكي از موفق‌ترين رمان‌هاي گانگستري نيويوركي است كه خشونت بي حد و حصر قرن بيستم جنوب آمريكا را در قالب خاطرات كودكي نقل مي‌كند كه به شكلي اتفاقي به عضويت دسته‌اي مخوف از گانگسترهاي شرور در آمده است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ‌نويسنده داستان را با آغازي تكان‌دهنده از صحنه قتل يكي از اعضاي سابق گروه كه به سردسته و شخصيت خبيث داستان خيانت كرده و بر روي عرشه يك كشتي در حال مرگ است،‌ آغاز مي‌كند. اين نخستين صحنه‌‌اي است كه بيل نوجوان از دسته «داچ شولتس» براي ما روايت كرده تا بدانيم با مشتي از خشن‌ترين دسته‌هاي گانگستري قمار و قتل نيويورك طرف هستيم.

اما ادامه اين داستان، تنها مجموعه‌اي از رويدادهاي گانگستري هيجان‌انگيز سرهم بندي نشده نيست و تصورات ذهني راوي با بهره‌گيري از پرداخت به جزيياتي كه بيانشان در بسياري از رمان‌هاي مشابه غير ممكن مي‌نمايد، دنياي ترديدهاي انساني نوجواني باهوش را تصوير مي‌كند.

بيلي باتگيت آن‌چنان كه در انتهاي داستان مي‌فهميم، بسياري از رخدادها را براي ما به شكل كامل بيان نكرده و به نوعي مخاطبش را چندان محرم ندانسته است و با ظرافت تمام سكان حركت رمان رادر دست گرفته و البته مخاطب نيز چاره‌اي جز اين ندارد كه با صداي راوي قدم بردارد.

اين صداي نويسنده و راوي است كه در اين رمان با يكديگر تركيب مي‌شود و همه قواعد نگارشي را به بازي مي‌گيرد. تا جايي پيش مي‌رود كه نه به شيوه ساراماگو بلكه به سبكي به شدت باورپذير و عادي، مخاطب خلايي را در روايت، احساس نخواهد كرد.

داستان اين رمان اين‌گونه است كه در دوران رکود اقتصادی آمریکا در سال های 1930، در محله فقر زده برانکس، نیویورک، گانگستر هولناکی به نام داچ شولتس پسرکی را در خیابان می‌بیند که برای همسالانش شعبده‌بازی می‌کند، و به عنوان دستخوش یک اسکناس ده دلاری به او می‌دهد. از آن لحظه به بعد زندگي آن پسر، بیلی باتیگت، با زندگی داچ شولتس و دار و دسته او گره می‌خورد.
 
بیلی بعدها مشاهده‌ها و تجربه‌های شگفت آورش را در زندگی و جنایت و عشق و مرگ در میان گانگسترهای نیویورک برای ما نقل می‌کند.

البته كه اين خاطرات با مهارت تمام از زبان يك كودك روايت مي‌شود؛ اما در جاهايي از داستان به راحتي مي‌توان حدس زد كه او اكنون مردي بزرگ است كه مي‌تواند با جسارت تمام آن دست نوشته‌هايش را با مهارت براي مخاطب باز‌خواني كند تا بار ديگر به چابكي بيلي باتگيت پي‌بريم.

بيلي باتگيت تمام ظرفيت‌هاي يك رمان سرگرم كننده را داراست. مخاطب را درگير داستانش مي‌كند تا جايي كه او مي‌خواهد هر چه زودتر به انتهاي داستان برسد و ببيند چه بر سر كودك معصومي مي‌آيد كه به دام دسته شولتس افتاده است.

بسياري از منتقدان و حتي شخص نجف دريابندري ،‌مترجم اين رمان به زبان فارسي، ‌«بيلي باتگيت» ‌را يك سند جعلي كه بدون قاب عرضه شده خوانده‌اند. ژانري كه واقعيتي را با تنظيم و تنقيح نويسنده تبديل به اتفاقي شگرف در رمان نويسي قرن بيستم كرده است.

نكته قابل توجه اين جاست كه صداي نويسنده و بيلي در اين سند جعلي- اين رمان- با يكديگر در هم آميخته شده و تصوراتي دوگانه متناقض از ذهن يك روشنفكر تمام عيار و يك ولگرد در واژه‌ها تراوش يافته كه اين از هم گسيختگي رمان، ‌روايت خشن بيلي را دوست داشتني مي‌كند.

شايد هم بايد به نوشته دريابندري اشاره كنيم كه در توصيف نهايي اين رمان مي‌نويسد : «بیلی باتیگیت را می‌توان یک رمان پست مدرن نامید، زیرا که این رمان در واقع بازگشت رندانه و شوخی‌آمیزی است به شیوه‌های نگارش ادبیات داستاني گذشته از یک طرف، و به رمان‌های گانگستری قرن بیستم از طرف دیگر.»

فضاي محتوايي رمان اما بيشتر به رمان‌هاي ياس آور و تاريك نيمه دوم قرن بيستم نزديك است. نوجواني كه با جنگ در فقر و فلاكت به همراه مادر ايرلندي خود كه نشانه سرگشتگي مهاجران به نيوانگلند است،‌ زندگي فلاكت باري را دارد و بهترين آرزوي وي،‌ ديدن دوست خود در يتيم‌خانه است.

اين فقر آن قدر بر بيلي جوان تاثيرگذار است كه با تردستي خود نظر گانگستر بزرگي را جلب مي‌كند، تمام تلاش خود را براي جلب اعتماد او مي‌كند و در نهايت داستان هم تبديل به سياست‌مداري بزرگ يا جنايتكاري زبردست مي‌شود كه اين نيز از رازهاي راوي است كه بر ما پوشيده مي‌ماند.

تلخي اين فضا مخاطب را در مسيري قرار مي‌دهد تا داشته‌هايش را در طول داستان بارها مرور كند تا قانع شود كه قهرمانش ، بيلي باتگيت،‌ انتخابي جز تبهكاري پيدا نخواهد كرد.

بيلي باتگيت رماني است كه هم گانگستري است به معناي تمام كلمه و البته از جنس نيويورك است همان‌گونه كه فيلم‌ها و رمان‌هاي ديگر اين گونه اين مختصات را دارند كه مهم‌ترين مشابه آن رمان «آشپزخانه جهنمي» اثر ماريو پوزوست كه پدر خوانده‌هاي مشهور سينما بر اساس آن ساخته شده‌اند و هم روايتي غم‌انگيز و تلخ از زندگي يك انسان است كه خشونت را مامني براي پناه خواسته‌هايش مي‌يابد و اين‌گونه تبديل به خود تباهي مي‌شود.

اين كتاب در سال 1989 به عنوان بهترين اثر سال از سوي انجمن ملي منتقدان برگزيده شد و همچنين جايزه پن/فالكنر را نيز در سال 1990 براي بهترين رمان بلند دريافت كرد. در همان سال نامزد دريافت پوليتزر شد و هزاران نسخه از آن در سراسر كشور به فروش رفته است.

داچ شولتس شخصيتي واقعي است كه از بزرگرترين گانگسترهاي دهه بيست وسي نيويورك در تجارت مشروبات الكلي در آن دوران به شمار مي‌آمد كه در نهايت به دست گروهي ديگر از تبه‌كاران كشته شد. يكي از گره‌هاي زندگي شولتس ثروت گمشده‌اي بود كه پس از مرگش از چشم همه پنهان ماند و اين موضوع در رمان روشن شده كه همه چند ميليون دلار را بيلي باتگيت تصاحب كرده است.

در سال 1991 فيلمي سينمايي نيز بر اساس اين رمان ساخته شد كه كارگرداني آن برعهده «رابرت بنتون» بود و بازيگراني چون « داستين هافمن»، «بروس ويليس و «نيكول كيدمن» در آن به ايفاي نقش پرداختند.
کد مطلب : 74754
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
بيلي باتگيت؛ جادوي روايت‌گري گنگ‌هاي نيويوركي در قرن بيستم
خبرنگار : مهدی محبعلی
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل