پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل نقد

نگاهي به رمان «آفريقايي» اثر «ژان ماري لوكلزيو» برنده نوبل ادبيات با ترجمه: آناهيتا تدين

  كشف پدري ناشناخته در آفريقا

15 دی 1388 ساعت 15:32
«آفريقا» سرزمين رازهاي ناشناخته است كه وقتي همين رازها برملا مي‌شوند، به جاي آن كه از عظمت و شكوه راز برملا شده كاسته شود، برعكس بر ابهت و شيدايي آن افزوده مي‌شود. _
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) علي الله سليمي: آفريقا در كنار بقيه داشته‌ هايش، سرزمين قصه‌هاي باور نكردني هم هست. جايي كه آدمي را محسور شگفتي‌هايش مي‌كند.

رمان «آفريقايي» نوشته «ژان ماي لوكزيو» سرگذشت نامه‌اي به قلم يك رمان‌نويس برجسته فرانسوي است كه در عين حفظ مستند گونه خود، شكل و شمايل يك رمان (رمان نو) را هم به خود گرفته است. نويسنده در مقام يك راوي شروع به نوشتن كرده است.

ظاهرا اعضاي خانواده او (خود و پدر و مادرش) شخصيت‌هاي اصلي داستان او هستند، اما در كنار آن‌ها شخصيت ديگري وجود دارد كه ماهيت انساني ندارد، ولي در طول متن مجموعه ويژگي‌ها و رفتارهاي به او نسبت داده مي‌شود كه در نهايت برخوردار از يك وجوه انساني پيدا مي‌كند. شخصيت مورد نظر كلمه «آفريقا» است كه عنوان كتاب هم برگرفته از همين نام است. متني كه «ژان ماريلو كلزيو» نوشته است به بخش‌هاي مختلفي تقسيم‌بندي شده و در هر يك از بخش‌ها عضوي از پيكره آفريقا توصيف شده است. «بدن» بخش اول كتاب است و در آن به ابعاد فيزيكي آدم‌ها در اين قاره شگفت‌انگيز پرداخته شد. قلم نويسنده همان قلم يك داستان نويس است كه سعي دارد شخصيت هاي مورد نظرش براي مخاطبان آثار ملموس‌تر باشد: «... از آن زمان، تقريبا تجلي اندام‌ها، مدام آغاز شد. تن من، تن مادرم، تن برادرم، تن پسر بچه‌هاي همسايه كه با آن‌ها بازي مي‌كردم، تن زنان آفريقايي در جاده‌ها، در اطراف خانه، در بازار، يا نزديك رودخانه، قامت‌شان، پوست براق پشت شان. با آن چهره‌هايي مصمم، اما همچون ماسك هاي چرمي، سفت، پر از جاي زخم،و...»


ادامه متن با توصيف وجوه مختلف شخصيت پدر راوي دنبال مي‌شود. او پزشكي است كه از حس انسان دوستي راهي سرزمين آفريقا مي‌شود، البته حس كنجكاوي او براي رويارويي با سرزمين‌هاي ناشناخته و افرادي كه در آن قسمت‌ها زندگي مي‌كنند در تصميم او دخيل هستند. راوي مدام حالت‌هاي مختلف شخصيتي پدر را براي خوانندگان آثارش روايت مي‌كند. پدر با آن كه شخصيت غالب متن است، اما هيچ‌گاه در روند ماجراها حضور عيني ندارد. او همواره غايب صحنه‌هاست. بنابراين قضاوت درباره شخصيت او بستگي به صافي ذهن نويسنده دارد. علاوه بر شخصيت پدر، جايگاه مادر هم وضعيت مشابه دارد.
نويسنده در مجموعه جايگاه، حالت‌ها و واكنش‌هاي اعضاي خانواده‌اي را براي مخاطب روايت مي‌كند كه در اثر تصميم پدر، تجاربي را پشت سر مي‌گذارند كه براي كمتر خانواده‌اي ممكن است اتفاق بيفتد. سرگذشت خانواده‌اي با سرگذشت خانواده‌اي بزرگ‌تر (مجموعه كشورهاي آفريقايي) گره مي‌خورد. خط روايتي متن به گونه‌اي است كه گويي سلسله حوادث كوچك خانواده راوي با مجموع حوادث كشورهاي آفريقايي ارتباطي تنگاتنگ با هم دارند. «ژان ماي لوكلزيو» درباره انگيزه‌هاي نوشن داستان «آفريقايي» گفته است: «به وجود آمدن انسان حاصل يك پدر و مادر است. مي‌توان آن‌ها را نشناخت، دوستشان نداشت، به آن‌ها شك داشت. اما آن‌ها اينجا هستند، با چهره، منش، رفتار و شيدايي هاشان، پندارها، اميدها، شكل دست‌ها و انگشتان پايشان، رنگ چشم‌ها و موهايشان، روش گفتار، تفكرات و احتمالا سن فوت‌شان، تمامي اين‌ها گذشته ماست. مدت‌ها در رويا مي‌ديدم كه مادرم سياه پوست است.

داستاني براي خود خلق كردم. يك گذشته، داستاني براي گريز از واقعيت بازگشتم به آفريقا، به اين كشور، به اين شهر، جايي كه كسي را نمي‌شناختم، جايي كه ديگر با آن غريبه شده بودم. سپس هنگامي كه پدرم در سن بازنشستگي به فرانسه برگشت تا با ما زندگي كند، متوجه شدم كه در اصل، اين پدرم بود كه آفريقايي شده بود. پذيرفتن تمام اين مسايل دشوار بود. بايد به گذشته بر مي‌گشتم و از نو شروع رسمي در فهميدن آن مي‌كردم و به ياد آن اين كتاب كوچك را نوشتم.


«ژان ماركيلو كلزيو» گذري خيره كننده از يك كودكي آزاد و در عين حال پرتلاطم را در اين كتاب به تصوير مي‌كشد و تجاربي عميق و آموزنده از آفريقا را با خواننده تقسيم مي‌كند.

سال 1948 است. هشت سال سن دارد. همراه مادر و برادرش شهر نيس را به منظور پيوند با پدر ترك مي‌كند. پدري كه در نيجريه مشغول طبابت است و در دوران جنگ، همان‌جا، دور از زني كه دوستش دارد و دو فرزندش كه بزرگ شدن‌شان را نديده است، زندگي را سپري مي‌كند.
توانايي و زيبايي اين كتاب دقيقا در همزماني و ادغام دو تعريف است، تعريف آفريقا و پدر آن‌ها را همچون دو سرزمين رويايي به تصوير مي‌كشد. ملاقات با آفريقا است كه اين كتاب را همچون يك اتوپرتره مي‌گشايد: آفريقا بسيار خشن‌تر، تابناك‌تر و متاثركننده‌تر از آن چيزي است كه يك كودك در ذهن دارد. كودكي كه براي اولين بار قدم برخاك اين قاره مي‌نهد. بنابراين جهان را با روشي بي‌سابقه، تند و صميمي به تصوير مي‌كشد: مواد جادويي قاره‌اي كه همه چيز در آن بيش از حد معمول است، آفتاب، توفان، پوشش گياهي، باران و حشرات.

قاره‌اي كه براي هميشه مجاورت اندام‌ها با طبيعت را تعليم مي‌دهد.
در اين كتاب تمامي اين‌ها به گونه‌اي صريح به تماشا گذاشته شده است. براي موزون كردن ظهور اين خاطره ملموس، عكس‌هايي همراه است. عكس‌هايي سياه و سفيد كه پدر با دوربين قديمي‌اش گرفته است، عكس‌هايي كه حكم دفترچه خاطرات مردي را دارد كه هرگز نتوانست واقعا پاي صحبت فرزندانش بنشيند، مردي دلشكسته از حرفه‌اش، از دوري خانواده‌اش، از شرايط غربت.

ژان-‌ ماري لوكلزيو با روشن بيني و تسامح از چهره پدر، خشونت، خشكي و فقدان عشق و محبت‌اش پرده بر مي‌دارد، اما هرگز به قضاوت پدر نمي‌نشيند. وي حتي دست به نگارش لحظات خوشبختي والدينش مي‌گذارد، لحظات خوشبختي آغاز عشق، پيش از به دنيا آمدن فرزندانشان و به دنيا آمدنش را نه تنها در اين لحظات خوشبختي، بلكه در رازي كه آفريقا برايش فاش ساخته است نمايان مي‌سازد، راز يادگيري به دنيا آمدن، نگريستن و كشف كردن زندگي، پيش از آن كه چشم از اين جهان فرو ببندد.
آفريقايي كتابي است كه در آن هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد، اما هنر آن در اين است كه هيجان كشف آفريقا را از ديدگاه كودكي هشت ساله به خواننده منتقل مي‌كند.
چاپ دوم رمان«افريقايي» سال1387 از سوي نشر روزگار منتشر شده است.


کد مطلب : 56754
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
كشف پدري ناشناخته در آفريقا
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل