مشيت علايي در نقد «سايهاش ديگر زمين سياه نخواهد كرد»: قهرمان رمان نوشآذر تمثيلي از آمال انسان معاصر است
مشيت علايي در نشست نقد رمان «سايهاش ديگر زمين را سياه نخواهد كرد»، گفت: تلاش براي دستيابي به ثروت و قدرت در اين رمان، نمايي از آمال انسان معاصر است؛ انساني كه يا درصدد دست يافتن به ثروت و قدرت است و يا پس از دستيابي به آنها، كيفيت انسانياش متزلزل ميشود و از هويت انسانياش دور ميافتد._ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، علايي، در نشست نقد اين رمان كه عصر ديروز(7 شهريور)، با حضور الاهه دهنوي و حسن محمودي، در «موسسه راهبرد پيمايش» برگزار شد، توضيح داد: اين رمان واگويه داناي كلي است كه در هتلي در يك كشور غريب از خواب بيدار ميشود و جزييات كاملا رئاليستي مربوط به خود را در اختيار خواننده ميگذارد و حديث نفس ميكند. البته وجودي مانند وجدان هم همواره با اوست و به نظر ميرسد كه راوي بدون حضور او نميتواند كاري را انجام دهد.
اين نويسنده افزود: براي اين شخصيت ثروت و قدرت، بيش از چيزهاي ديگر اهميت دارد. آغاز و پايان زندگي او با نوعي تامل همراه است. در مجموع كل روايت گزارشي خيالپردازانه است و ما با فردي مواجهيم كه خاطرات متلاشي و پاك شدهاي دارد.
علايي همچنين با بيان اينكه همه ذهنيات و خواستههاي راوي به گونهاي تمثيلي از آرمانهاي كلي انسان معاصر است، اضافه كرد: راوي انساني است كه با بخشي از تمنيات درونياش از هويت انساني دور ميافتد و به قالب هيولايي ميرسد. او ذهنيتي آشفته و بيمار دارد. در نهايت ميتوان گفت كه اين رمان واگويههاي ذهني در مرز جنون است.
در ادامه اين جلسه الاهه دهنوي، منتقد ديگر حضور يافته در اين برنامه، ابتدا درباره ويژگيهاي ادبيات رئاليستي و تفاوت آن با ادبيات پستمدرن توضيحاتي داد و گفت: رئاليسم معتقد است كه واقعيت غايي وجود دارد و هنر مي تواند اين واقعيت را بازگو كند. ادبيات پستمدرن اما اعتقادي به يك واقعيت غايي ندارد و نميتواند در روايت آن را ادعا و بازنمايي كند. در انديشه پستمدرن، شناخت، خود يك مساله ناممكن است.
اين مترجم همچنين گفت: در ادبيات پستمدرن با بحران بازنمايي واقعيت مواجهيم كه نتيجه آن تكثر معنايي، عدم قطعيت، فرجامگريزي و عدم امكان شناخت خود است. در واقع هنر پستمدرن بيمعنايي را به بازي ميگيرد. اين اثر نيز اثري واقعيتگريز يا واقعستيز است.
وي با اشاره به اختصاصات ادبيات پستمدرن در رمان نوشآذر گفت: در اين كتاب روايتهاي مكرر راوي با يكديگر متناقضند و اين همان بحث عدم قطعيت است. چرا كه در نهايت نميتوان دريافت كه كدام يك از روايتها قطعيت دارند. اين تكرارها سبب تكثر معنايي شدهاند و وقتي داستان تمام ميشود، همه پرسشها سر جاي خودشان باقي ميمانند.
اين منتقد با توضيح درباره دوگانگي هويت در اين رمان گفت: شخصيت اين رمان دوگانه است و از يك «من» و يك «او» تشكيل شده است. در اين اثر، ما مدام با يك «من» ديگر مواجه هستيم. در واقع اين دو شخصيت در بنيعالمي وجود دارد؛ در حالي كه بارها مرز ميان من و ديگري به هم ميريزد.
دهنوي با توضيح درباره نظريه دكارت، درباره حقيقتمندي در درون انسان و آراي ژيژيك، مبني بر اينكه حقيقت در خارج از وجود انسان وجود دارد، قهرمان اين رمان را اينگونه توصيف كرد و گفت: دوگانگي شخصيت بنيعالمي هيچگاه به يك انسجام نميرسد. در واقع اوديسه انسان معاصر با سفر او، اتفاق ميافتد و با القاي نوعي هراسناكي، خواننده با روايتهاي متنوع و متناقضي رها ميشود كه در نهايت براي خود قهرمان نيز دوگانگي شخصيت برطرف نميشود.
در ادامه اين نشست حسن محمودي، با توضيح درباره اينكه شيوه روايي اين رمان به گونهاي است كه خواننده نميتواند با آن همذاتپنداري كند، گفت: در ابتداي داستان، قهرمان شخصيتي است كه هويتش را گم كرده، ولي در سطرها و موقعيتهاي ديگر داستان ميبينيم كه داناي كل هم هست و انگار خواننده در اين سفر سهيم نشده است.
وي با توضيحاتي درباره برخي نامگذاريها براي شخصيتهاي اصلي اين كتاب گفت: به نظر ميرسد كه نويسنده با برخي نامگذاريها سعي مي كند جهاني اسطورهاي نيز بسازد كه در اين امر كمي ناموفق بوده. البته نوشآذر از نويسندگان مهاجري است كه اشراف كاملي بر فضاي خارجي دارد و از اين حيث اين رمان قابليت خوانش خوبي يافته است. اين منتقد افزود: بخشهایي كه از زبان راوي داناي كل ارایه شده، همان بخشهايي است كه اطلاعات بيشتري ميدهد و خواننده احساس ميكند كه وارد يك بازي شده است؛ چرا كه نميتواند همذاتپنداري كند. در مجموع شايد اين رمان از يك نظر رماني تلف شده به شمار آيد كه قابليت تبديل به يك شاهكار را داشته، ولي در جاهايي متوقف مانده است.
رمان «سايهاش ديگر زمين را سياه نخواهد كرد»، نوشته حسين نوشآذر، بهار امسال(89) از سوي انتشارات مرواريد روانه بازار كتاب شد. کد مطلب : 79894 |