پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی تحليل نقد

نگاهي به گفتگو در سيسيل نوشته:اليو ويتوريني

  جدال با آلام انساني

19 آذر 1388 ساعت 12:18
اليو ويتوريني در 1908 در سيراكوز به دنيا آمد. ايام شباب او در ايستگاه‌هاي كوچك قطار در سيسيل، آنجا كه پدرش به عنوان كارگز راه‌آهن در رفت‌و‌آمد بود، سپري شد. دوره ابتدايي و سه سال هنرستان حرفه‌اي را در سيسيل گذراند و سرانجام به دنبال «گريز»هايي كه از ابتداي كودكي از جزيره داشت، در 1927 با عنوان دستيار كارگاه راه‌سازي در ونيز، براي هميشه سيسيل را ترك گفت...
 خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا):اليو ويتوريني در 1908 در سيراكوز به دنيا آمد. ايام شباب او در ايستگاه‌هاي كوچك قطار در سيسيل، آنجا كه پدرش به عنوان كارگز راه‌آهن در رفت‌و‌آمد بود، سپري شد. دوره ابتدايي و سه سال هنرستان حرفه‌اي را در سيسيل گذراند و سرانجام به دنبال «گريز»هايي كه از ابتداي كودكي از جزيره داشت، در 1927 با عنوان دستيار كارگاه راه‌سازي در ونيز، براي هميشه سيسيل را ترك گفت. در 1930 با استقرار در فلورانس،‌ همكاري گروهي ادبي «سولاريا‌» شد و نخستين داستان‌هاي كوتاهش در مجله آن گروه به چاپ رسيد. 

سال‌هاي اوليه اقامت در فلورانس را در آتليه نقاشي عمويش به سر برد و براي امرار معاش فرم‌هاي چاپي روزنامه «ناتسيونه» را تصحيح مي‌كرد. يك حروفچين قديمي كه بعدها دوست او شد، او را تشويق به آموختن زبان انگليسي كرد. وقتي بر اثر مسموميت ناشي از سرب مجبور به ترك چاپخانه شد، چنان به زبان انگليسي تسلط يافته بود كه توانست از 1933 تا 1941 از طريق ترجمه امور معاش كند.
 
مجله «سولاريا» از 1933 چاپ رمان ميخك سرخ او را به صورت پاورقي آغاز كرد. اما با چاپ قسمت سوم رمان، مجله توقيف و قسمت‌هاي بعدي پاورقي نيز با سانسور مواجه شد. ويتوريني نقش «فاشيسم» را برانگيختن شور و هيجانات بيجا در نسل جوان مي‌دانست. اين تلقي به مذاق صاحبان قدرت خوش نيامد. اما ويتوريني كه از ميزان تنش‌هاي بين‌المللي آگاه بود. كوشيد نظريات خود را لابه‌لاي صفحات روزنامه‌اي فاشيست در فلورانس بگنجاند و تا آنجا پيش رفت كه در مقاله‌اي به نفع جمهوريخواهان اسپانيا و  عليه فرانكو موضع‌گيري كرد و اسباب اخراج خود را از صفوف سازمان‌هاي فاشيستي فراهم آورد. جنگ داخلي اسپانيا نقش تعيين‌كننده‌اي در بلوغ آرمان‌هاي اجتماعي او داشت. در چنين فضا و موقعيتي بود كه او نوشتن گفتگو در سيسيل را آغاز كرد.
 اين رمان ابتدا به صورت پاورقي در مجله «لتراتورا» به چاپ رسيد، كه البته در هر نوبت با دخالت سانسور مواجه شد. فشار سانسور به حدي بود كه وقتي تصميم گرفتند رمان خود را به طور كامل منتشر كنند، داستان‌ كوتاهي به آن افزودند و كتاب را با عنوان آن داستان كوتاه منتشر كردند. در 1939 به ميلان منتقل شد و تا آخر عمر در همين شهر باقي ماند. در اين سال‌ها ادبيات امريكا با زبان و محتواي نويني جلب توجه كرد و فعاليت او به عنوان مترجم به زودي به يك حركت سازمند انتشاراتي، براي ايجاد تحول و نوآوري در ادبيات و فرهنگ، مبدل شد.
 
او در آن سال‌ها مجموعه‌هاي «كورونا» و «پانتئون» را براي بنگاه انتشاراتي «بومپياتي» ويراستاري كرد. در  سال‌‌هاي جنگ، تحت‌تأثير فشار فرهنگ مبارز، دخالت سانسور گاه كم گاه زياد مي‌شد. گفتگو در سيسيل در 1941 از سوي بنگاه انتشاراتي بومپياني منتشر شد كه به فاصله كوتاهي نسخه‌هاي آن ناياب و قبل از متهم شدن نويسنده به شكست‌طلبي در جنگ، بارها تجديد چاپ شد. اما «گلچين آمريكايي» او، كه تا حدودي اوج مبارزه فرهنگي‌اش را تشكيل مي‌داد، نيمه‌كاره و بدون مقدمه و تفسيرهاي جهت‌دهنده منتشر شد. 

ويتوريني در زمان اشغال ايتاليا توسط آلمان، به جنبش مقاومت در ميلان پيوست و با مطبوعات زيرزميني همكاري كرد؛ در دوره زندگي مخفيانه، كتاب «مردان و نه» را درباره پارتيزان‌هاي ميلان نوشت كه پس از آزادي ايتاليا به چاپ رسيد. نخستين شماره مجله «پلي‌تكنيكو» در 29 سپتامبر 1945 با سرمقاله‌اي از ويتوريني منتشر شد كه عبارت زير را بر سرلوحه داشت:
به دور از فرهنگي كه آلام انسان‌ها را تسكين دهد، ما به دنبال فرهنگي هستيم كه با آلام انساني بجنگد و آن را از بين ببرد.
در دسامبر 1947 انتشار «پلي تكنيكو» متوقف شد، اما ارتباط ويتوريني با نسل جوان قطع نشد. او به فعاليت خود، كه كشف و هدايت استعدادهاي جوان بود، ادامه داد. در ضمن، معرفي ادبيات مدرن خارجي به فرهنگ‌دوستان ايتاليايي را نيز فراموش نكرد. به مدت بيست سال مجموعه مشهور «مدوزا» را براي انتشارات موندادوري» سرپرستي كرد و مجموعه ديگري براي همين انتشارات به نام «نويسندگان جديد خارجي» تأسيس كرد.
در ميان، از آنچه به ادبيات رنگ نوستالژي مي‌داد و به دنبال زنده كردن دنياي روستايي و اعصار كهن بود، فاصله گرفت. او در پي كشف نويسندگان جوان، مسائل مطرح ادبيات معاصر ايتاليا را نيز به نقد مي‌كشيد. خاستگاه ادبيات از نظر او دنياي طبيعي روستايي نبود. زيرا تمدن ماشيني و تكنولوژي پيشرفته جلودار صحنه شده بود و او دستاوردهاي موفقيت‌آميز علم را مي‌ستود. در 1963 ويتوريني كه غم جانكاه از دست دادن فرزند را در 1955 آزموده بود، تحت عمل جراحي خطرناكي قرار گرفت. پس از بازيافتن سلامتي، زمان «زنان‌ مسّينا» را كه يك بار در 1949 به چاپ رسيده بود، به دليل ناهمخواني با بينش جديدش، بازنويسي كرد. از آن پس به ساماندهي و تدوين انديشه‌هايش درباره ادبيات پرداخت، اما بيماري كه بار ديگر در تابستان 1965 آغاز شده بود به او مهلت نداد و سرانجام در 12 فوريه 1966 او را از پا درآورد.
براي اجتناب از هرگونه سوءتفاهم يادآور مي‌شود همان‌گونه كه ماجراي قهرمان اصلي اين گفتگو، زندگي‌نام خود نوشت نويسنده نيست، سيسيل نيز كه همه‌جا او را همراهي مي‌كند، از بر حادثه سيسيل است.
کد مطلب : 56475
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
جدال با آلام انساني
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل