معماري و هنر اسلامي صاحب فرهنگنامه ميشود
| 13 ارديبهشت 1387 ساعت 19:02 |
نشر كتاب مرجع (وابسته به موسسه فرهنگي هنري كتاب مرجع) ناشر كتابهاي مرجع و منابع فرهنگ و تمدن ايران و اسلام، انتشار فرهنگنامه معماري و هنر اسلامي را در برنامه گروه هنر و معماري خود قرار داده و به چاپ نفيس اين اثر معتبر پژوهشي و هنري پرداختهاست./ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گروه مترجمان و ويراستاران، ترجمه چند مقاله درباره هنر اسلامي را به پايان رسانده و اميدوار است با بهرهگيري از تجارب خود در تأليف و ترجمه مقالههاي دانشنامه جهان اسلام در بنياد دايرةالمعارف اسلامي، به زودي ترجمه كامل، يك دست و دقيق اين اثر را در اختيار پژوهشگران و علاقهمندان هنر اسلامي قرار دهد.
همچنين جايگزيني و گزينش تصاوير مناسب و با كيفيت براي ارائه بهتر مطالب در دستور كار اين گروه قرار گرفتهاست.
فرهنگنامه هنر (Dictionary of Art) اثري است در سي و چهار جلد كه تأليف آن در اواسط دهه 1980 آغاز شد و در نيمه دهه 1990 پايان گرفت.
در مقدمه اين اثر، هدف از توليد چنين مرجعي كه در حجمي معادل بيست ميليون كلمه تأليف شده، تدوين تاريخ هنرهاي تجسمي در سراسر دنيا از ما قبل تاريخ تاكنون ذكر شدهاست.
بر اساس رويكردي نوين و گسترده و مردمگرايانه به مفهوم هنر، دامنه موضوعات اين كتاب از بسياري كتابهاي مرجع وسيعتر است و براي نمونه، عرصههايي چون هنرهاي تزييني و صنايع دستي و هنرهاي سنتي ظريف را بهطور جدي مورد توجه قرار دادهاست.
جلد شانزدهم اين مرجع معتبر، با توجه به همين ويژگيها و برداشتهاي جامع تقريبا بهطور كامل به هنر اسلامي اختصاص يافتهاست و در حجمي حدود پانصد و چهل صفحه(نزديك به سيهزار كلمه) مهمترين عرصههاي هنر اسلامي را در سيزده مقاله نسبتا بلند مورد بحث و بررسي قرار دادهاست و هر مقاله با در برداشتن عناوين فرعي متعدد، متناسب با حوزههاي جغرافيايي و ادوار گوناگون تاريخي، به بررسي هنر اسلامي ميپردازد.
از سيزده مقاله بلند «فرهنگنامه معماري و هنر اسلامي»، مقاله اول، مقدمهاي درباره گستره و الزامات هنر اسلامي فراهم آورده كه بيشتر، مطالبي تحليلي در شناخت مفاهيم و محدوديتهاي هنر اسلامي است و مقولاتي نظير الگوهاي سكونت جوامع مسلمان، بازرگاني و ارتباطات، تأثيرات حمايت و حاميان هنر و لايهبنديهاي جوامع اسلامي را در گسترش هنر و نهايتا شرايط و موقعيت هنرمند مسلمان در جامعه خود را مورد بحث قرار ميدهد.
مقاله دوم به معماري اختصاص دارد كه با همان الگوي تقسيمبندي، جغرافيايي و تاريخي، توسعه شهري و خانهسازي را هم توصيف و تحليل ميكند.
مقاله سوم به كتابآرايي و هنرهاي وابسته به آن مانند خطاطي، تذهيب و صحافي اختصاص دارد. سه مقاله بسيار مفصل و مبسوط بعدي، مختص فلزكاري و سفالگري و بافندگي است كه با عناوين فرعي بسيار، به فعاليتهاي مسلمانان در اين حوزهها ميپردازد؛ به ويژه مقاله بافندگي كه نه تنها بافت انواع پارچهها بلكه قالي و گستردنيهاي گوناگون ديگر را هم در بر ميگيرد.
مقاله هفتم هنرهاي وابسته به چوب و انواع آفرينشهاي هنري در اين حوزه را مورد بررسي قرار ميدهد. مقاله هشتم با عنوان كلي «ساير هنرها» رشتههايي نظير اسلحهسازي، طلاكوبي، شيشهگري، جواهرسازي را مورد بررسي همه جانبه قرار دادهاست.
پنج مقاله نسبتا كوتاهتر انتهايي، به پديدههايي چون؛ عتيقهسازي، تاريخنگاري، مجموعهها، موزهها و نمايشگاههاي هنر اسلامي پرداختهاست.
با نگاهي اجمالي به فهرست نام مؤلفان اين مقالات ميتوان به سادگي دريافت كه تا پيش از اين، چنين مجموعه تحسين برانگيزي از پژوهشگران هنر اسلامي براي توليد يك كار پژوهشي گرد هم نيامده بودند.
پژوهشگران و مؤلفاني از بيست كشور جهان، كار تأليف اين مجموعه را انجام دادهاند، كساني چون؛ شيلا بلر و جوناتان بلوم كه در عين حال از اعضاي هيأت اصلي ويراستاري اين اثرند؛ مؤلفاني از ايران مانند ديبا، عباس دانشوري، همچنين از كشورهاي عربي نظير مروان ابوخلف؛ از تركيه نادر ارزيني، عبدالله كوران، اجين آتل و گونل انگ؛ از روسيه الگا كوماروف؛ و سرانجام، ناميترين پژوهشگران هنر اسلامي نظير الگ گرابار، باربارا اشميت، ساسك، دني، جيمز آلن، رابينسون، آنماري شيمل و ... .
اين مؤلفان كوشيدهاند در هر مقاله ضمن بازگويي تاريخ هنر به تجزيه و تحليل زيباييشناسانه، با عنايت بيشتر به نقشمايهها، اشكال و موضوعات هنري، دست پيدا كنند و در كنار شناساندن اعلام و چهرههاي شاخص، اصطلاحات و مفاهيم آن رشته را هم مطرح و روشن كنند.
فهرست منابع پاياني در هر مقاله، ضمن آن كه شاهدي بر مستند بودن دادهها ست، راهنماي با ارزشي است براي مطالعه بيشتر در هر موضوع و فهرستي است از منابع مورد نياز كتابخانههاي تخصصي هنر در پژوهشكدهها و دانشكدههاي هنر، كه در غني ساختن مجموعههاي اسناد و منابع اين فرهنگنامه، ميتوان از آن بهره برد.
شرايط ويژهاي كه در فضاي پژوهشهاي هنري در ايران است، در حال حاضر ضرورت ترجمه اين اثر را بيشتر ميكند
ـ در دانشنامههايي كه هماكنون در دست تأليف است قلت و گاه فقدان مدخلهاي هنري چشمگير است.
ـ جز در حوزه دايرةالمعارفنويسي، در عرصه تدريس هنر هم اين كتاب ميتواند اثري در خور توجه باشد. با راهاندازي رشتههاي پژوهش هنر در مقاطع مختلف تحصيلي و دانشگاهي، فقدان و قلت منابع درسي با تكميلي يكي از مشكلات در ارتقاي اين رشتهها بودهاست و اثر حاضر در اين حوزه هم بسيار راهگشا خواهد بود.
ـ ايجاد فضايي آكادميك و پديدآوردن ادبياتي بسزا با اصطلاحات نسبتا دقيق در حوزه پژوهش هنرهاي مردمي و صنايع دستي، كه يكي از مشكلات اساسي در فعاليتهاي پژوهشي است، از ديگر فوايد ترجمه اين مرجع خواهد بود. مترجمان ميكوشند اين مهم را با تدوين واژنامه مفصل در انتهاي اثر به انجام رسانند. کد مطلب : 19098 |