طباطبائي،فهرستنويس كتابخانه مجلس: مسلمانان مبدع فهرستنويسي و كتابشناسي اند
| 17 ارديبهشت 1388 ساعت 17:31 |
عصر روز گذشته در غرفه سراي اهل قلم در نمايشگاه كتاب، اثر «كتابشناسي شيخبهايي» نوشته محسن ناجينصرآبادي با حضور مؤلف و چند تن از اساتيد ديگر مورد نقد و بررسي قرار گرفت./ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در مراسم نقد و بررسي اثر «كتابشناسي شيخبهايي»، محسن ناجينصرآبادي نويسنده اثر، منصور طباطبائي ،عضو هئيت علمي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و فهرست نويس كتابخانه مجلس و فريد قاسملو از اعضاي هئيت علمي بنياد دائرهالمعارف بزرگ اسلامي در مورد اثر نامبرده سخنراني كردند.
ناجي نصرآبادي در ابتداي مراسم با اشاره به مختصري از زندگي شيخبهايي گفت: شيخ بهايي در سال 950در بعلبك لبنان متولد شد و پس از سپري كردن چند سال عمرش در لبنان با پدرش به ايران آمد و در دوره سلاطين پهلوي در قزوين نزد شاه طهماسب ماند و سپس به سفرهاي طولاني رفت و به مدت هفت سال هم شيخ الاسلام هرات شد.
وي ادامه داد: در آن زمان شيخ الاسلام جزو مقام هاي عالي و قدرتمند بوده است ؛ شيخ بهايي سپس با پدرش به حج رفت و او را در بحرين از دست داد.پس از آن شيخ الاسلام قزوين شد و با مادرش به سفر پرداخت . وي در آن دوره جزو شخصيت هاي علمي و با نفوذ بوده و افرادي مثل محمد تقي مجلسي و ابن خاتون از جمله شاگردان شيخ بهايي بودند.
نصرآبادي پس از شرح زندگي شيخبهايي به بررسي كتاب پرداخت و گفت: در اين اثر تمام نسخههاي خطي و آثار به جا مانده از شيخ بهايي به منظور شناسايي و معرفي كامل ايشان آمده است؛تعداد همه آثار شيخبهايي كه در كل كتابخانههاي ايران موجود اند 110 جلد و نيز 8000 نسخه خطي موجود در مورد شيخبهايي، دركتاب آمده است.
نويسنده «كتابشناسي شيخ بهايي» ادامه داد: دربخش اول به معرفي آثار شيخبهايي پرداختم و در مورد كتابهاي معروف ايشان مثل «خلاصهالحساب» كه اثري درسي است توضيحات مفصلي ارائه دادم؛ بخش دوم، نسخهشناسي نام دارد كه تعداد 500 نسخه خطي در مورد شيخ بهايي در و اين كه از كدام كتابخانه تهيه شده اند،در آن آمده است.
ناجي نصرآبادي افزود: در فصل سوم آثار منسوب و جعلي كه موجب شك و شبهه در آثار شيخبهايي ميشود را معرفي كردم و در بخش آخر هم فهرست منابع اثر آمده كه براي پژوهشگران در آينده بسيار مفيد است.
وي در پايان گفت: به نظرم شيخ بهايي در حوزه هاي فقه، نجوم و حديث صاحبنظر است،بنا بر اين لازم بود كه در يك اثر جامع به شناسايي دقيق اين متفكر پرداخته شود.
ناجي نصرآبادي پيش از اين «كتابشناسي فيض كاشاني» را تاليف كرده و در حال حاضر مشغول تهيه «كتابشناسي علامه مجلسي» است.
فريد قاسم لو پس از سخنان ناجي نصرآبادي گفت: برگزاري همايش شيخبهايي در مشهد، موجب شد كه اين اثر تاليف شود و اگر براي هر فردي كه همايش و بزرگداشت برپا ميشود كتابشناسايي وي هم تهيه شود حركت مهم و مؤثري انجام گرفته است.
قاسملو پس از شرح اهميت كتابشناسي گفت: كتابشناسي در مرحله قبل از تهيه مقالات براي دائرهالمعارف و بعد از تهيه فهرستهاي نسخههاي خطي انجام ميشود در واقع كتابشناسي پلي است كه فهرستنگاري و توليد مقالات را به هم متصل ميكند، اما محوريت آن بيشتر بر روي مقاله دائره المعارفي است چرا كه در مقاله عصاره مطلب ديده مي شود.
وي گفت: ما مخترع كتابشناسي توصيفي نيستيم اما وقتي آثارمان را با نمونه هاي خوب و موفق كتابشناسي ها مقايسه كنيم متوجه مي شويم كه نصرآبادي در تدوين اين كتاب، سعي داشته ،كتابشناسي توصيفي داشته باشد و نيز اين كار را روشمند انجام دهد كه به نظرم موفق هم بوده است.
اين عضو بنياد دائره المعارف بزرگ اسلامي ادامه داد: در حوزه تاريخ علم، دو كتابشناسي موفق با عناوين «كتابشناسي عبدالعلي بيرجندي» و «كتابشناسي خواجه نصيرالدين طوسي» داريم اما من كتابشناسي شيخبهايي را از اين دو اثر كاملتر ارزيابي مي كنم.
قاسملو ادامه داد: بيشترين بحث اين اثر در بخش نسخههاي خطي اين كتاب، در مورد كتاب «خلاصهالحساب» به عنوان يك اثر رياضي و درسي است در حالي كه اين اثر نشانه عقب گرد و پس رفت مسلمانان در زمان صفوي است و هيچ نكته جديدي هم مطرح نميشود؛ در واقع نويسنده بخش اعظم اثرش را به كتابي از شيخبهايي اختصاص داده كه در آن نشانه هيچ پيشرفتي ديده نمي شود.
قاسملو در پايان گفت: پيش از اين اثر، در «دانشنامه جهان اسلام»، «ايرانيكا» و «دائره المعارف بزرگ اسلامي» هم در مورد شيخ بهايي مقالاتي وجود دارد، اما نسخه ها، ترجمه ها، حاشيه ها و خلاصه ها در اثر حاضر از نظر روششناختي، بسيار منطقي و نظام مند كنار هم آمدهاند.
آخرين سخنران اين جلسه، منصور طباطبائي،گفت: از سال ها قبل اروپائيان تاريخ علم ما را مينوشتند و اين يكي از بزرگترين اشكال وارد بر مسلمانان بود زيرا در بسياري از موارد نوشتههاي آنان ايراد داشت ،لذا تنها راه مطمئن ،تدوين تاريخ سالم و صحيح و تهيه كتابشناسي در حوزه تاريخ علم توسط مسلمانان و شرقيهاست.
وي گفت: به نظرم تاليف مشابه اين آثار ،مقدمه تدوين علوم اسلامي است وجز به دست شيعيان ممكن نيست.
طباطبائي گفت: من در فهرستنويسي و كتابشناسي، مسلمانان را مبدع و مقدم بر ديگران ميدانم؛ در واقع فكر ميكنم كه موج توسط ما ايجاد ميشود و كشف صورت مي گيرد، ولي اروپاييها اين موج را درست و منظم طبقهبندي مي كنند .
وي در ادامه به ذكر نقاط قوت اثر پرداخت و گفت: اولين نقطه قوت اين اثر ،جامعيت منابع و فهرست هاست؛ به طوريكه مؤلف آن چه منابع و فهرست در مورد شيخبهايي در كتابخانههاي ايران وحتي خارج از ايران كه قابل دسترس بوده، آورده و در اين مورد كوتاهي نكرده است؛ نقطه قوت دوم ،تشخيص عناوين اصيل از عناوين برساخته است به اين معني كه يكي از مشكلات ما در پيدا كردن مقالات و نسخه هاي خطي پيدا كردن اسم وعنوان اصلي كتاب است ،چرا كه در بعضي مواقع، يك اثر يا نام ندارد يا چندين نام دارد اما در اين كتاب عناوين اصلي از برساخته تفكيك شده اند.
طباطبائي پس از ذكر نقاط مثبت به نقد اثر پرداخت و گفت: نقد بنده به بخش عناوين مجعول و منسوب است؛ چون به نظرم در اين بخش نصرآبادي حتي به نوشته هايي كه يك نويسنده از آثار شيخ بهايي انتخاب كرده اصطلاح جعلي را نسبت دادند و اين نادرست است و خواننده هم درابتدا وقتي كلمه جعلي را ميبيند، ديد منفي پيدا مي كند. لذا نويسنده بايد در استفاده از كلمه جعلي بيشتر احتياط مي كرد.
طباطبائي در پايان از مشكلات رايانهاي موجود در اين حوز گلايه كرد و گفت: اشكالات تايپي فاحش در اثر به چشم مي خورد كه از لحاظ مفهومي با اصل كلمه كاملاً متفاوت است .البته مقصر كساني اند كه به اين موضوع توجه نمي كنند زيرا اين دسته از آثار، فيشبرداريها و نسخه نويسي ها بايد حتماً دستي انجام گيرد، تا اينگونه مشكلات بوجود نيايد و به اصل اثر هم آسيب زده نشود. کد مطلب : 39636 |