چهل و یكمین نشست گروه ادبیات عصر كتاب اداره کل امور کتابخانههای عمومی استان زنجان در تالار اجتماعات كتابخانه سهروردی زنجان، به نقد كتاب «طبقه همكف» اثر یوریك كریممسیحی اختصاص يافت.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتداي نشست، محمود مرادي، از داستان نويسان زنجاني، در معرفي نويسنده كتاب گفت: از آقاي یوریك كریممسیحی تا كنون سه كتاب با نامهای «شب سپیده میزند»، «طبقه همكف» و «رویا، خاطره، شادی و دیگران» به چاپ رسیده است كه از این میان، «شب سپیده میزند» درباره نقد عكس و فیلم و دو كتاب دیگر، مجموعه داستانهای كوتاه هستند.
وي خاطرنشان كرد: مجموعه «طبقه همكف» شامل 10داستان كوتاه است كه سال 1382 منتشر و يك سال بعد، نامزد بیست و دومین دوره كتاب سال در بخش داستان كوتاه شد.
مرادی به اولين داستان اين مجموعه با عنوان «رگبار» اشاره كرد و گفت: قطع ارتباط شخصیت اصلی داستان با جهان خارج، نه مانند «زمان از دست رفته» مارسل پروست باورپذير است و نه چون «تاريكخانه» صادق هدايت به وضوح روايت ميشود.
اين منتقد ادبي با بيان اين مطلب كه حق درونمايه باارزش داستانهای این مجموعه به درستي ادا نشده است، از «در شيشهاي» (حكايت زني كه وانمود ميكند با شوهر خيالي بيمارش زندگي ميكند) به عنوان تاثيرگذارترين

داستانهای كتاب طبقهی همكف، از احساس ناامنی و ترس از دست دادن در قهرمان داستان سرشار است. بیشتر داستانهای این مجموعه خطی است و در تمام داستانها همه شخصیتها بر علیه شخصیتِ اصلي داستان هستند و جالب اینجا ست كه حق همیشه با شخصیت محوری است
اثر مجموعه ياد كرد.
به گفته مردای، فضای داستانهای كتاب طبقه همكف، از احساس ناامنی و ترس از دست دادن در قهرمان داستان سرشار است. بیشتر داستانهای این مجموعه روايتي خطی دارد و در تمام داستانها، همه شخصیتها علیه شخصیتِ اصلي داستان هستند و جالب اینكه حق همیشه با شخصیت محوری است.
همچنين سلمان كریمی، از ديگر منتقدان حاضر در جلسه، به نقش راوي در مجموعه «طبقه همكف» اشاره كرد و توضيح داد: زاويه ديدي كه نویسنده براي داستانهاي اين كتاب انتخاب كرده، دانای كل است، بنابراين راوي بايد بتواند ذهنیت تمام افراد را بخواند اما در داستان «در شیشهای»، نويسنده عمداً اطلاعاتي را از خواننده پنهان ميكند و اين به سردرگمي راوی ميانجامد. گويي نويسنده قصد دارد خواننده را گمراه كند.
سپس دكتر قدمعلی سرامی درباره داستانهای پستمدرن، گفت: پیكره این نوع قصهها، مركزشكن است؛ چرا که اساس پست مدرنیسم بر مركزشكنی است. كوشش نویسنده این نوع گرایشها بر این بوده كه راههای رفته را نرود و اگر در جایی به كلیشهها برگشته، از روی ناچاری بوده است.
وي گفت: نويسنده در داستانهاي مجموعه «طبقه همكف» به مركز شكني پست مدرن و پرهيز از كليشه گرايش دارد.
این استاد دانشگاه تأكید كرد: سده جدید، عصر ابهام و لذت بردن از گرهافکنیهاست. انسان، امروز به دنبال طرح مسأله است.
وی درباره ضرورت نقد مهربانانه، بیان كرد: نقد ادبی امروز مانند نقد ادبی ابتدای قرن بیستم نیست و ما نمیتوانیم قاطعانه از نقد خود اظهار كمال كنیم. دنیا به سمت هنر تركیبی میرود و این ناگزیری دنیای امروز است كه ما در آن نگاههای متفاوت داشته باشیم.