مينويسم، اما به جاي من نبودي
نسترن پورصالحي، خبرنگار: بارها و از زبان افراد مختلف اين جمله را شنيده و خودمان آن را به كار بردهايم كه " جاي من نبودي تا بتواني گفتههايم را درك كني._ خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نسترن پورصالحي، خبرنگار: بارها و از زبان افراد مختلف اين جمله را شنيده و خودمان آن را به كار بردهايم كه "به جاي من نبودي تا بتواني گفتههايم را درك كني" و گاهي براي خالي كردن ذهن انباشته از فكرمان، سطرسطر مينويسيم و برگبرگ به هم پيوند ميزنيم.
فرقي نميكند كه خبرنگار، معلم، پزشك و رزمنده باشيم يا حتي آزادهاي كه ساعتهاي شب و روزش را هنوز در كُنج سنگر يا ديوار اردوگاه تكيه زده و غرق در آنچه بر او گذشته؛ رگبار گلوله، آخرين خداحافظي همرزم، ضربههاي سيم كابل و به صليب كشيده شدن هم بنديهايش، همه و همه را از نظر ميگذراند.
اما زماني كه لحظه آزادي و پر شدن ريههايش از عطر وطن را به خاطر ميآورد، زمزمه ميكند كه به جاي تكرار خاطراتش براي اطرافيان، آنها را سطرسطر بنويسد، برگبرگ به هم پيوند بزند و در قالب كتابي به گوش ديگران نيز برساند و اين تصاوير را از ديدگان آنها هم بگذراند.
وقتي انديشه ميكند كه از چه بنويسد؛ از عراقي هاي اردوگاه براي شكنجه همرزمان، از لحظه شنيدن خبر رحلت امام خميني (ره)، از نگارش آيه آيه قرآن بر كاغذ سيگار يا از اميد براي بازگشت به وطن، كم يا زياد، با كمي تلطيف، ديدهها، شنيدهها و ناگفتههايش را مينويسد. اما هنوز اين جمله را در سر ميپروراند كه "انتظاري نيست اما، به جاي ما نبودهاند تا بتوانند گفتهها و دردهايمان را باور و درك كنند." کد مطلب : 77930 |