با حضور نوجوانان و جوانان شب خاطره 191 دفاع مقدس برگزار شد
يكصدونودويكمين شب خاطره دفاع مقدس با حضور نوجوانان و جواناني كه خود جنگ را تجربه نكردهاند، برگزار شد. يكي از خاطرهگويان در اين مراسم گفت: هميشه سخن از جنگ تحميلي 8 ساله در ميان است. در حالي كه پيش از اين كه صدام وارد جنگ شود، با ضد انقلاب ميجنگيديم.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) يكصدونودويكمين شب خاطره دفاع مقدس، عصر روز پنجشنبه ششم اسفند 88 ، در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد.
اغلب مخاطبان اين برنامه را نوجوانان و جواناني تشكيل ميدادند كه خود، روزها و سالهاي جنگ را تجربه نكرده اند.
در ابتداي اين مراسم رضا غزلي به عنوان اولين خاطرهگوي آخرين شب خاطره دفاع مقدس در سال 88 اظهار داشت: هميشه سخن از جنگ تحميلي 8 ساله در ميان است. در حالي كه جنگ ما بیش از 8 سال به طول انجاميد. پيش از اين كه استكبار جهاني تصميم بگيرد كه صدام به نيابت از او با ايران وارد جنگ شود، در مناطقي مانند؛ كردستان، بلوچستان و قصرشيرين با گروهكها ميجنگيديم.
وي سپس به بيان خاطراتي از عمليات "والفجر 4" و جنگ در مناطق عملياتي غرب كشور پرداخت و تصريح كرد: از كردهاي عراقي به عنوان بلد و از افراد بومي مناطق به عنوان راهنما استفاده ميكرديم. گاهي پيش ميآمد كه به كمك آنها و به دليل سرما، شب را در روستاها و جمع اهالي آن ها ميگذرانديم.
سپس جانباز، محمود رفيعي خاطراتي را از دوران دفاع مقدس نقل و خاطرهاي را از يكي از همرزمانش كه به علت شدت جراحات لحظات پاياني عمر را ميگذراند، در قالب رباعي بيان كرد و گفت: يكي گفتا به جانباز دل آگاه، شفايت را نميخواهي ز الله؟ جوابش داد آن دلداده دوست، مگر پس گيرد انسان هديه از دوست؟
اين جانباز جنگ تحميلي همچنين درباره دفن يك سيد شهيد در دزفول خاطر نشان كرد: در مراسم تدفين شهيدي در دزفول شركت كرديم. پس از گذشت ساعتها، سرانجام وي را نيمه شب به خاك سپرده و قالب يخي را به روي قبر اين شهيد قرار دادند. وقتي علت اين كار را جويا شديم، گفتند، وي در وصيتنامه خود اين نوع دفن را تقاضا داشته تا مانند حضرت زهرا (س) نيمه شب به خاک سپرده شود. همچنین از آنجا كه يازده نفر از اعضاي خانوادهاش با انفجار بمب به شهادت رسيده بودند، با قرار دادن قالب يخ به روي قبر و تابش آفتاب به آن و آب شدن قطره به قطره، به جاي پدر و مادر اشكی بر مزارش ريخته شود.
در ادامه جواد منصوري، مبارز و زنداني دوران رژیم پهلوي به بيان خاطراتي پرداخت و اظهار داشت: صبح روز 23 بهمن 1357 در مدرسه رفاه حاضر شديم. سران رژيم پهلوي، يك به يك توسط مردم دستگير شده و به مدرسه انتقال مييافتند و با شناسايي آنها به كمك خاطرات دوران مبارزه و زندان، مورد بازجويي قرار ميگرفتند.
وي اين خاطرات را مقدمه اي براي بيان الفباي تشكيل جمهوري اسلامي ايران دانست و ادامه داد: پس از گذشت 2 ماه از پيروزي انقلاب اسلامي و با تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، من (جواد منصوري) به عنوان اولين فرمانده انتخاب شدم و در مدت يك سال، سپاه پاسداران را در سراسر كشور راهاندازي كرديم.
اين مبارز دوران انقلاب اضافه كرد: در سالهاي 58 و 59 و علاوه بر سامان دادن وضع كشور، با 6 گروه تجزيه طلب در استان هاي مرزي ميجنگيديم.
سپس شاعر جوان، محمد زمان گلدسته، اشعاري را با موضوع دفاع مقدس قرائت كرد.
یکصدونودويكمين نشست شب خاطره دفاع مقدس، با طرح سوالاتی از بین خاطرات بیان شده و در قالب مسابقه بین مخاطبان، خاتمه پیدا کرد.
در حاشيه اين مراسم نمايشگاه و فروشگاهي از كتابهاي انتشارات سوره مهر برگزار شد. کد مطلب : 63403 |