كتاب براي كودكان كالايي بيگانه است؟
محمد علی علومی،داستان نویس و منتقد: ايجاد گرايش و علاقه نسبت به هر مقولهاي ابتدا نيازمند شناخت و آگاهي در باره آن، و در ادامه وجود ميل و گرايش به آن مقوله در فرد است كه يا براساس نوع تربيت و آموزش خانواده و در كل محيط پيرامون حاصل ميشود، يا بر پايه علايق و گرايشهاي ذاتي به وجود ميآيد. ديگر عامل مهم پيدايش علاقه و ايجاد تداوم آنها وجود كيفيت مناسب و بالاست كه باعث تداوم و نهادينه شدن آن در وجود فرد شده و پيگيري او را به دنبال خواهد داشت._ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)محمد علی علومی،داستان نویس و منتقد: ايجاد گرايش و علاقه نسبت به هر مقولهاي ابتدا نيازمند شناخت و آگاهي در باره آن، و در ادامه وجود ميل و گرايش به آن مقوله در فرد است كه يا براساس نوع تربيت و آموزش خانواده و در كل محيط پيرامون حاصل ميشود، يا بر پايه علايق و گرايشهاي ذاتي به وجود ميآيد. ديگر عامل مهم پيدايش علاقه و ايجاد تداوم آنها وجود كيفيت مناسب و بالاست كه باعث تداوم و نهادينه شدن آن در وجود فرد شده و پيگيري او را به دنبال خواهد داشت. آنچه در اين نوشتهها به آن خواهيم پرداخت چگونگي ايجاد گرايش و علاقه كودك به كتاب و كتابخواني و در ادامه كمبودها و نبودهايي كه بر سر راه اين مسير بوده و هست و پيشنهاد راهكارهايي در حد بضاعت فكري و تجربه است.
من يار مهربانم!
علاقه به كتاب و گرايش به كتابخواني از آن دست اموري است كه در كودكي و سالهاي آغازين دبستان – و حتي قبل از دوران مدرسه رفتن كودك – ميتواند و بايد شكل بگيرد. اگر از نويسندگان يا كتابخوانهاي حرفهاي درباره زمان دريافت احساس علاقه به كتاب و كتاب خواندن بپرسيم، درخواهيم يافت اكثريت قريب به اتفاق آنان از دوره كودكيشان به اين عمل گرايش پيدا كرده و به آن مبادرت ورزيدهاند. كودك داراي ذهني خلاق، انديشهاي آزاد و فکری مستعد برای پرورش و يادگيري است و هيچ ابزار و رسانهاي هم مانند كتاب نميتواند مطمئن و پربار به گسترش گستره خيال، جهت دادن درست انديشه و پرورش و پويايي ذهن و مغز كودك كمك كرده و مؤثر واقع شود. از نظر اقتصادي نيز كتاب را ميتوان ارزانترين ابزار اطلاعرساني و آموزشي پس از رسانههاي ارتباط جمعي مانند تلويزيون و راديو دانست، اما به هيچ عنوان نميتوان و نبايد آنها را با هم مقايسه كرد و سطح كيفي آنها را يكسان دانست؛ تلويزيون امروز به عنوان فراگيرترين و تأثيرگذارترين رسانه به صورت عام و اسباب اصلي پركردن اوقات فراغت و سرگرمي كودكان به شكل خاص، آنچنان كه بايسته و شايسته است به بالا بردن سطح آگاهي و پرورش قدرت خلاقيت كودكان – به خصوص – توجه نكرده و كمكي نميكند و با گذشت سالها هنوز هم در چارچوبي معين و كهنه، و در حد استانداردهاي مربوط به يك دهه قبل عمل ميكند و گويي مهمترين و شايد تنها رسالت خود را ارائه و نمايش برنامههايي صرفاً سرگرمكننده – كه البته حتماً لازم هستند – و پخش كارتون، يا پرداختن به مواردي و موضوعاتي آموزشي در قالب و چارچوبي تكراري و بسته ميداند. به هر دليل كاركرد برنامههاي تلويزيوني خاص كودكان، كاركردي مناسب – از هر جهت – نيست و كارآمدي لازم را اينگونه برنامهها را ندارد. در واقع به واسطه ذات خاص و متفاوت تلويزيون (به عنوان رسانهاي ديداري و شنيداري) و كتاب است كه تحت تأثير و قدرتي را كه خواندن كتاب برای رشد قوه تخيل، و در نتيجه بالا بردن ميزان قدرت خلاقيت ميتواند داشته باشد، تلويزيون نميتواند واجد آن باشد؛ هنگامي كه براي كودك كتاب ميخوانيم، يا او خود كتاب ميخواند فضا، شخصيتها و اتفاقات داستان را در ذهن خود تصوير ميكند، و در واقع با استفاده و كمك گرفتن از قوه تخيل خود به تماشاي داستان مينشيند. با تداوم اين عمل و گسترش دانايي كودك نسبت به معناي واژهها كه در پي آن به وجود ميآيد، كودك در مسير تكامل و نيرومندتر شدن قدرت خيال و بلوغ انديشه قرار ميگيرد و هربار ميتواند لذت بيشتري از خواندن و دانستن ببرد. چرا كه به وجود قدرتي دروني و لذتبخش در خود پي برده و به مرور دانسته درصدد تقويت آن بر ميآيد. در مشاهده برنامههاي تلويزيوني – فيلم يا كارتون – اما اينگونه نيست؛ كودك ميبيند و ميشنود. بيننده و شنونده ساختهاي است كه نقشي در آن ندارد – هرچند براي او ساخته شده – و اين حس كنجكاوي (چه ميشود؟ - چرا؟) يا صرفاً جنبه سرگرمكننده و تفريحي برنامه (فيلم يا كارتون) است كه او را به تماشا واميدارد. او در اينجا از لذت خلق كه لذتي شخصي است و تحت مالكيت خود او بهرهاي نخواهد برد؛ لذتي كه متأسفانه به دليل نبود توجه والدين و ديگر مسوولان و موظفان در اين عرصه براي كودكان ناشناخته مانده، يا نسبت به آن شناخت كم و محدودي دارند. تنبل بودن كودك در امر خواندن كتاب و نبود گرايش آنان به كتابخواني تنها مربوط به خود آنان نيست. سالهاست كه واژه تركيبي را از دهان و قلم هر مسوول در اين وادي ميشنويم و ميخوانيم «فرهنگ كتابخواني» اما اين را هم مانند بسياري چيزهاي ديگر به صورت شعار تنها ميشنويم و هيچ عملي صورت نميگيرد. اين فرهنگ را ديگر نميتوان به پيري 80 ساله كه در همه عمرش دو جلد كتاب نخوانده آموزش داد، يا حتي شايد براي ميانسالان هم دير باشد . گرايش عمده و اصلي آموزش اين فرهنگ را كودكان و در نهايت جوانان تشكيل ميدهند و اين ميسر نميشود مگر با تشويق و دادن آگاهي به آنان در مورد كتاب و فوايد مطالعه. خواندن كتاب براي كودكان توسط والدين و ديگر اعضاي خانواده و تشويق آنها به مرور و بازگويي داستان به زبان خودشان، يا خواندن كتاب توسط خود آنها در صورت داشتن سواد، نه به عنوان امتياز و جنبهاي مثبت و مزيتي برجسته و درخشان در ايجاد علاقه و انگيزه به كتابخواني ميتوانند راهكارهايي مناسب باشند كه مانند نيروي محركه اوليه اند و بايد به كودك نشان داد دانستههايي را كه از خواندن كتاب حاصل كرده ميتواند چه كاربردي داشته باشند و چگونه ميتوان از آنها بهره جست؛ در جمع خانواده با توجه به آگاهي كتابي كه كودك خوانده ، بحثي را مطرح كنيد و اجازه بدهيد فرزندتان در آن بحث شركت كرده و دانستههاي خود را ابراز كند. نتيجه و تأثير اين عمل در روحيه او كاملاً هويدا و قابل پيشبيني است. اين كار ميتواند سبب جهتدار شدن مطالعات كودك هم بشود و به اين طريق او علايق خود را نيز خواهد شناخت و از همين ابتدا ميتواند پيگير آنها باشد.
کد مطلب : 59804 |
 |
|